دانشجویی‌ات مبارک!
از همین الان باید گفت...

دانشجویی‌ات مبارک!

نویسنده : مهرداد غلامی مقدم

دکتر خدايي معاون وزير و رييس سازمان سنجش آموزش کشور اعلام کرد: نتايج اوليه آزمون سراسري روز پنجشنبه 10 مرداد ماه سال 1392 ساعت 10 صبح اعلام مي‌شود. ايشان ظرفيت پذيرش در آزمون سراسري امسال را 712 هزار و 368 نفر اعلام کردند .

 

این خبر سر تیتر سایت سازمان سنجش بود. آقایان و خانم‌های دانشجو، که تقریبا همه شما در این آزمون قبول شده و در دانشگاهی مشغول به تحصیل خواهید شد، حواستان باشد شما 712 هزار نفر خیلی برای این کشور مهم (هستید، نیستید)؟!

 

دانشجوی عزیز، قربانت شوم، دل خوش نکن به دانشجو شدنت، چون وارد دانشگاه که شدی تازه می‌فهمی از یک سرباز هم کم‌تر برای تو ارزش قائل می‌شوند. تو مجبوری چهار سال درس بخوانی و در این چهار سال آن‌قدر از سمت استادها مورد مرحمت قرار می‌گیری که به چیز دیگری نمی‌توانی فکر کنی.

اما فارق‌التحصیل که شدی تازه می‌فهمی که کارشناسی به درد کوزه آب هم نمی‌خورد، پس به سرت می‌زند که ارشد هم شرکت کنی. خب طبعا دو سال هم آن‌جا؛ این شد شش سال. اگر حال کردی برای دکترا بخوانی که دکترا را هم به سنوات تحصیلی‌ات اضافه کن. اگر هم نه، پسرها مثل یک آدم خوب دوسال هم سربازی می‌روند، خب این شد هشت سال و تو سنت تقریبا به 26 می‌رسد.

خب طبعا دنبال کار می‌گردی، اگر پیدا کردی من را هم صدا کن. به فرض، تو کار هم پیدا کردی، وقت ازدواجت می‌رسد و تو باید ازدواج کنی و تقریبا به چیز دیگری نمی‌توانی فکر کنی، جز مسیر پیش روی تحصیلت، سربازیت و ازدواجت .

 

اما یادت باشد پایت را از یک دانشجو فراتر بگذاری. درک کن که در دانشگاه به چیزی غیر از درس خواندن هم اهمیت بدهی. یاد بگیر بدون تعصب و بدون پیش داوری راجع به مسائل کشور خودت داوری کنی، نه این‌که این را بسپاری به استادت یا فلان روشنفکر از فلان کشور. قالب‌های به درد نخور و دست و پاگیر را که در دانشگاه و یا جاهای دیگر برایت چیده شده، از سر راهت بردار.

یادت نرود تو به تنهایی می‌توانی برای کشورت مفید باشی، پس خودت را به عنوان یک دانشجوی ترم یک قبول داشته باش و کارهای به درد بخور را حتما در تقویم کاری‌ات بگذار .

و کلی چیزهای دیگر که وقتی وارد دانشگاه شدی، خودت می‌فهمی چیکار کنی. فقط حواست باشد باید پای همه اهدافت بایستی، حتی اگر هیچ‌کس پشتت نبود و اگر روی قله نا امیدی بودی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
من که ایشالله 3 سال دیگه ولی باشه (اول )احتمالا
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
حالا انقد بدبین نباشین دیگه
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
ايشاا ..سال ديگه رتبه اول رياضي ام....
مهرداد غلامی مقدم
مهرداد غلامی مقدم
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
انشاءا...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
انشالله
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٦
٠
٠
انشاااله
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
ایشالله 94 بتونم جزو زیر 500 باشم...هــــــــــــعی...
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٦
٠
٠
خدا کنه
نوشا
نوشا
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
انشاا...
fatemeh.b
fatemeh.b
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
هـــــــــــــی...دیگه امیدی ندارم ...
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٦
٠
٠
خودت را دست کم نگیر
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
بله هدف داشتن خيلي مهمه ولي تعدادي از هدف هات همون موقع درست ميشه
yasi
yasi
٩٢/٠٥/١٥
٢
٠
حق با شماست ... ما همه درس می خونیم که در نهایت به شغلی برسیم و در انتهای درس خواندن ، شغلی نیست و باز به ناچار درس می خوانیم و باز شغلی نیست و این داستان ادامه دارد .... و ... عمر گران ما می گذرد و ما تنها مدرک کارشناسی فلان رشته ، ارشد فلان و دکترای فلان را داریم و افسوس که شغلی نداریم ... این وضعیت ما جوانان است ... هرچقدر هم که درس بخونیم و بچه مثبت و آدم زرنگه باشیم باز همینه ... با کمال تاسف ... اینو فقط دوستانی می فهمند که لیسانس و فوق لیسانسشون رو گرفتن و الان از بیکاری تو فکر دکترا هستن ... فقط این دوستان می فهمند و نه دوستانی که هنوز پا به دانشگاه نذاشتن ... اما خب امیدواریم دوستان دهه ی هفتادی به درد ما دهه شصتی ها دچار نشن ...
wolf
wolf
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
ممنون
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
مغسی البته هنوز به درد ما نمیخوره
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٥/١٥
٠
٢
برای همه "دانش آموزا" دعا می کنم که بتونن "دانشجو" .........البته "دانش جو"!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٥
٠
٠
مرسی...ممنون واقعا..
مهرداد غلامی مقدم
مهرداد غلامی مقدم
٩٢/٠٥/١٦
٠
٠
خواهش میشه
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/١٦
٠
٠
ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١٦
٠
٠
----------------------
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات