چشم های مرکب

چشم های مرکب

نویسنده : mahshid2

 

برای بیشتر حشرات قدرت بینایی و بویایی از مهم‌ترین احساس‌ها می‌باشد. حشرات دارای چشم‌های مرکب هستند به این معنی که چشم حشره از دو قسمت مجزا تشکیل شده‌است هر قسمت از چشم حشره دارای لنز مخصوص به خو می‌باشد. حشرات برای بو کشیدن و مزه کردن از شاخک‌هایشان و بعضی اوقات از قسمت‌های دیگر بدنشان استفاده می‌کنند. آن‌ها همچنین برای لمس کردن اشیاء از شاخک‌هایشان استفاده می‌کنند.

هر چشم انسان فقط یک عدسی دارد که در وسط چشم قرار گرفته و او را قادر به دیدن می‌سازد. اما اگر چشم حشرات را زیر میکروسکوپ قرار دهید میبینید که اکثرا هزاران عدسی کوچک دارند و به همین خاطر است که حشرات خیلی چابک هستند و به سختی می‌توان آن‌ها را در حال پرواز به دام انداخت .

زیرا آن‌ها با کمک عدسی‌های فراوان در یک لحظه هزاران منظره متفاوت رو بررسی می‌کنند .

برخلاف تصور عوام حشرات در یك زمان، صدها كپی از یك تصویر را نمی‌بینند بلكه هر لنز قسمت كوچكی از تصویر كلی را می‌گیرند و الگو و شكلی شبیه موزاییك درست می‌كنند، یك چشم مركب می‌تواند از ده تا سی‌هزار قسمت تشكیل شده باشد كه بسته به نوع حشره متفاوت است. برای مثال سنجاقك و آخوندك بیشترین تعداد قسمت‌ها (بالای سی هزار تا) را دارند . آن‌ها دید موزاییكی دارند و آن‌چه را كه ما به وضوح می‌بینیم آن‌ها به صورت شطرنجی می‌بینند.

 

در مطلب زیر عکس‌های بسیار جالب و زیبایی از حشرات در نمای نزدیک و چشم آن‌ها می‌بینید که توسط عکاسان حرفه‌ای و با لنزهای ماکرو گرفته شده است.

 

 
 
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
bye
bye
٩١/١٠/٠٣
٢
٠
آرم رو یاد برنام کودک میندازه !!! D: نمیدونم منظورمو متوجه شدی یا نه !!!!
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٠٤
٢
٠
کاملا!
شادی
شادی
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
سلام خیلی عالی و جامع بود .. ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١