زندگی در حاشیه
شعری فوق‌العاده از مرحوم قیصر امین‌پور

زندگی در حاشیه

نویسنده : mr.mohammad amin

ما حاشیه نشین هستیم.

مادرم می‌گوید: «پدرت هم حاشیه نشین بود، در حاشیه به دنیا آمد، در حاشیه جان کند و در حاشیه مرد.»

من هم در حاشیه به دنیا آمده‌ام، ولی نمی‌خواهم در حاشیه بمیرم!

برادرم در حاشیه بیمارستان مرد.

خواهرم همیشه مریض است. همیشه گریه می‌کند، گاهی در حاشیه گریه، کمی هم می‌خندد.

مادرم می‌گوید: «سرنوشت ما را هم در حاشیه صفحه تقدیر نوشته‌اند.»

او هر شب ستاره بخت مرا که در حاشیه آسمان سوسو می‌زند به من نشان می‌دهد.

ولی من می‌گویم: «این ستاره من نیست.»

من در حاشیه به دنیا آمدم، در حاشیه بازی کردم.

همراه با سگ‌ها و گربه‌ها و مگس‌ها، در حاشیه زباله‌ها گشته‌ام تا چیز به درد بخوری پیدا کنم.

من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم.

در مدرسه گفتند: «جا نداریم.»

مادرم گریه کرد. مدیر مدرسه گفت: «آقای ناظم اسمش را در حاشیه دفتر بنویس تا ببینیم!»

من در حاشیه روز، به مدرسه شبانه می‌روم.

در حاشیه کلاس می‌نشینم.

در حاشیه مدرسه می‌نشینم و توپ بازی بچه‌ها را نگاه می‌کنم، چون لباسم همرنگ بچه‌ها نیست.

من روزها در حاشیه خیابان کار می‌کنم و بعضی شب‌ها در حاشیه پیاده رو می‌خوابم.

من پاییز کار می‌کنم، زمستان کار می‌کنم، بهار کار می‌کنم، تابستان کار می‌کنم و در حاشیه کار، زندگی می‌کنم.

من سواد دارم ولی معنی بعضی کلمات را خوب نمی‌فهمم.

مثلا کلمه «تعطیلات» و «تفریح» و خیلی از کلمات دیگر را که در کتاب‌ها نوشته‌اند.

از پدرم هم پرسیدم ولی سواد نداشت!

من در حاشیه شهر زندگی می‌کنم.

من در حاشیه زمین زندگی می‌کنم.

من در مدسه آموخته‌ام که زمین مثل توپ گرد است و می‌چرخد.

اگر من در حاشیه زمین زندگی می‌کنم، پس چطور پایم نمی‌لغزد و در عمق فضا پرتاب نمی‌شوم؟

زندگی در حاشیه زمین خیلی سخت است.

حاشیه بر لب پرتگاه است، آدم ممکن است بلغزد و سقوط کند.

من حاشیه نشین هستم.

ولی معنی کلمه حاشیه را نمی‌دانم.

از معلم پرسیدم: «حاشیه یعنی چه؟»

گفت: «حاشیه یعنی قسمت کناره هر چیزی، مثل کناره لباس یا کتاب، مثلا بعضی از کتاب‌ها حاشیه دارند و بعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می‌نویسند؛ یا مثل حاشیه شهر که زباله‌ها را در آن‌جا می‌ریزند.»

من گفتم: «مگر آدم‌ها زباله هستند که بعضی از آن‌ها را در حاشیه شهر ریخته‌اند؟»

معلم چیزی نگفت.

من حاشیه نشین هستم.

به مسجد می‌روم، در حاشیه مسجد نماز می‌خوانم، نزدیک کفش‌ها؛ در حاشیه جلسه قرآن، قرآن خواندن را یاد گرفته‌ام.

قرآن کتاب خوبی است. قرآن ما حاشیه ندارد. هیچ کلمه‌ای را در حاشیه آن ننوشته‌اند.

اگر هم گاهی کلماتی در حاشیه آن باشند، آن کلمات حاشیه هم مثل کلمات دیگر عزیز و خوبند.

من قرآن را دوست دارم، خوب است همه چیز مثل قرآن خوب باشد.

================

پ.ن: از کتاب بی بال پریدن

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
terme
terme
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
به به....عالی بود
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
چه زیبا
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
عالی .سپاس
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
سلام خونده بودم... ولی هر چه قدر بخونی بازم زیباست... ممنون بابت انتخاب خوب تون
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی متن قشنگی بود
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
زيبا بود........
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
هعی....دلم گرفت
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
عالی بود مرسی
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
مرسی
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
من اینوقبلا خونده بودم خیلی قشنگ بود تشکر...........
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
هههیییییییی...این شعرا آدمو گریه میندازن :(((...خیییییلی قشنگ بود
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
خیلی عالی
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات