آدم باید دست روی سر خودش بکشد
من و خودم...

آدم باید دست روی سر خودش بکشد

نویسنده : miss bm

آدم بعضی وقت‌ها باید دست روی سر خودش بکشد، خودش را دلداری دهد، اشک‌هایش را پاک کند برای خودش نوشابه باز کند، دست گل بخرد، بازویش را بوس کند، خودش را نوازش کند، زانوهایش را بغل کند، برای خودش چیز بپزد، برود بیرون و برای خودش چیز میز بخرد، به خودش کادو بدهد، آدم باید گاهی برای خودش مادری کند در حق خودش پدری کند. برای خودش خواهر شود، برادر شود، عمه و عمو و خاله ودایی و زن دایی شود. آدم گاهی باید همه کس و کار خودش شود.

==============

پ.ن: از «خواب‌های یک خرس قطبی»

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
آره واقعا مگه خودمون باشیم که به داد دلمون برسیم....ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
اره والا..ماکه خودمون خودمون و بغل میکنیم ....
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
بله/ اینو بگم من خودمو خیلی دوس دارم! هوای خودمو خیلی دارم
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
بلهههههههههههههههههههههه
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
بله واقعا همینطوره...دنیای الانه ما همینطوره...تنهایی بزرگتر از ایناست
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
من که یادم نمیاد جز خودم برای کس دیگه ای نوشابه باز کرده باشم:)
yasi
yasi
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
آره واقعا ... گاهی لازمه ... بدجور هم لازم میشه ...
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
lمرسی
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
مرسی
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
تشکر
jalal
jalal
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
و گاهی دلش برای خودش تنگ شود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
موافقم .سپاس
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
اره ممنون
par!sa
par!sa
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
بله..کس نخارد پشت من جز .... خخخخ.... واقعن راس میگی
nasi
nasi
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
هیععععییییییییییییییییییی! دست رو دلم نذار! ایده ی خوبی بود .ممنون
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
:)
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
هیییییییییییییییییییییییییی اگه کسی به فکرمابودکه.............هییییییییییییییییییییییییییییی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
هیییییییییییییییی...آره خودم شدم همدرد خودم :((((((
کودک درون
کودک درون
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
در روانشناسی به این میگن دوست داشتن خود،که برای داشتن اعتماد به نفس بالا لازم هست.عاشق خودتان باشید
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
هووم باعشه مثلا بره برای خودش بستنی بخره :)) ولی کو پول ؟ :دی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
مغسی
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٣
٠
٠
سلام: جالب بود.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات