اوقات فراغت و خوردن نون بازو
طنزیات

اوقات فراغت و خوردن نون بازو

نویسنده : hadidehbashi

با اتمام ماه رمضان و ادامه فصل تابستان و شروع دوباره اوقات فراغت، علارغم تلاش شبانه روزی دست اندرکاران امر فراغت! شاهد دغدغه بیش از پیش والدین هستیم که چگونه فرزندشان را تبدیل به فرد مفیدی برای جامعه کنند و از آن مهم‌تر به این نگرانی پایان بدهند که بچه طفلکی، سال بعد برای موضوع انشای «تعطیلات خود را چگونه گذرانده‌اید؟» چه باید بنویسد! لذا کارشناسان ما ضمن بررسی تمام جوانب امر راه‌کار زیر را پیشنهاد می‌کنند.

 

به نظر این کارشناسان، کلید طلایی حل این مشکل، دوره‌های کارورزی و آموزشی در اوقات فراغت برای یادگیری اصول خوب زیستن است، شامل این‌که:

- قبل از هر کاری پوشک کردن نوزاد با گونی، تا مرد بشه

- آموزش راه رفتن ضربتی در بدو تولد، تا بچه بتونه روی پای خودش واسته

- چند سال بیگاری تا بفهمه پول درآوردن به این راحتیا نیس

- چند سال کار در حلّاجی تا بفهمه چند مرده حلّاجه

- چند سال ماست بندی، که بدونه یک من ماست چقدر کره داره

- کارخانه ذوب آهن، تا عرق جبینش در بیاد

- حلواپزی، تا بفهمه که گر صبر کنه زغوره حلوا سازد

- دوره آموزش مار خوردن، تا افعی بشه

- چند سال بیابون گردی تا گرگ بارون دیده بشه

- چند وقت خیاطی، تا چند تا پیراهن بیشتر پاره کنه

- یه کم خرمن کوبی تا بفهمه که کار هر خر نیست خرمن کوفتن

- مدتی چراغ سازی تا دود چراغ بخوره

- یک دوره دوچرخه‌سازی که بفهمه چرخ زندگی به این راحتی‌ها نمی‌چرخه

- راهسازی تا بتونه چاله چوله‌های زندگیشو خودش صاف کنه

و بالاخره بدنسازی و زیبایی اندام همراه با یک دوره فشرده آموزش زورگیری، تا نون بازوی خودش رو بخوره!

 

خوب حالا بچه شما آماده است، می‌توانید با کمی پنیر پیتزا تزئینش کنید! بله. درست است کمی سن و سالش رفته بالا و درست است که دیگر نتوانسته برود مدرسه که اوقات فراغت داشته باشد و درست است که شما چندین و چند سال پیش ریق رحمت را سرکشیده‌اید. ولی لااقل این‌طوری نگران نیستید و در قبر به خودتان نمی‌لرزید و مطمئن هستید که یک مرد یا زن به تمام معنا را تحویل جامعه دادید!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١٩
١
٠
مدتی چراغ سازی تا دود چراغ بخوره خخخخ
hadidehbashi
hadidehbashi
٩٢/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام مرسی.بازم به من سر بزن
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
خخخخخخخخ
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
خخخخ سپاس
sahar.j
sahar.j
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
جالب بود....مرسی!
sorme
sorme
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
ممنون!خیلی جالب بود
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
مرسی خیلی باحال بود!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
خخخخ...ممنون...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
خخخخخ...مرسی :)
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
خخخخخ ممنون
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/١٩
٠
٠
هه هه هه هه هه....جلب جولب جالب بود
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
واقعا جالب بود ممنون
blue girl
blue girl
٩٢/٠٦/١٩
٠
٠
ایول
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات