باز هم برای تو نوشتم
در یک صبح دلگیر...

باز هم برای تو نوشتم

نویسنده : رویا خانوم

او مرا دوست دارد

به من لبخند می‌زند

برایم شعر می‌خواند

می‌خندد

بی هوا در بی‌حوصلگی‌هایم می‌زند زیر آواز

ساز می‌زند

 

باران که می‌بارد

او هست

با چتر

او دست مرا می‌گیرد در کوچه‌های پر از شب

می‌کشاند به دنبال خود

نوید فرداهای روشن می‌دهد

مهربانی می‌کند

او حتی با اخم‌های من عاشقی می‌کند

بی محلی‌های مرا می‌گذارد به پای جوانی‌ام

می‌گوید و می‌گوید و می‌گوید تا از لاکم بیرون بیایم

هرکار می‌کند تا غم از چشمانم بگیرد

غروب و ماه و آفتاب صبح را نشانم می‌دهد

شانه می‌شود برای اشک‌هایم

اشک‌هایی که دلیلش دلتنگی برای توست

او مرا «بانوی من» می‌خواند

 

اما

من

در ذهنم، فکرم، قلبم

هنوز بانوی توام آقای من

آمده جای تو را بگیرد آقای من

چه دردناک

کاش بداند تو در قلب منی

کاش بداند با هر تپش

پخش می‌شوی در تنم

عشق با شکوه من

تنم برای او

قلبم برای تو

سر تعظیم فرود می‌آورم مقابل سرنوشت

آقای من

تو روح منی

روح من که تا زنده‌ام از من جدا نیست

او نمی‌داند

نمی‌خواهم جز تو کسی بداند

که قلبم را فقط تو خواندی

نمی‌خواهم بدانند

با یاد لبخند تو

نگاه روشن تو

دست‌های تو

عطر تو

گرمای تن تو

آغوش مردانه تو

عاشقی می‌کنم هنوز

نمی‌خواهم بدانند که من کنار تو «رویا» بودم

رها

عاشق بودم با تو

تمام من از آن تو بود

هست.

تو با منی

هر جا هر لحظه هر قدم هر خیابان

تو در متن تمام ترانه‌های عاشقانه هستی

تو در خواب هم با منی آقای من

بیتابی نمی‌کنم دیگر

دلتنگی اما چرا

هر لحظه که بی تو می‌گذرد دلتنگ‌ترم می‌کند

چقدر دوستت دارم آقای من

چقدر دوستت دارم

===============

رویا / 26 اردیبهشت 1392

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
تشكر.........
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
قشنگ بود چه قدر حس انتظار و حسرت توش بود
terme
terme
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
شاعرش کی بود؟؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
سؤال منم هست ؟
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
نوشته بود خودش دیگه...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
وایییییییییییییییییییییی.....جالب بود
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
قشنگ بودينگا.....ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی ممنون
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
واقعا زیبا بود ممنون...
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
سپاس
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
عالی .سپاس
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
منم درانتظارشم.......ممنون معرکه بود..........
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
مرسی...واقعا قشنگ بود :))...مررررررررررررسی :)
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
مغسی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگذاریم ////مغسی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٨/١٤
٠
٠
واقعا زیبا...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠