کوکب خانم ما را پس بدهید!
یادش بخیر ولی...

کوکب خانم ما را پس بدهید!

نویسنده : sUnBoY

چند وقت پیش که داشتیم انباری‌مان را انباری‌تکانی می‌کردیم! چندتا از کتاب‌های دوران دبستان خودم و خواهرم را پیدا کردیم. کلی تداعی خاطره شد! 

از این بگذریم که لابه‌لای کتاب‌های من خط خطی، رد آلوچه، شکلات، شکلک‌های ناجور و... بود؛ کتاب خواهرم خیلی خوشگل،گل گلی، برچسب‌های هزار آفرین و گل و بلبل و... 

 

وقتی درس‌های «کوکب خانم» و «تصمیم کبری» و «پترس فداکار» را دیدم، کلی ذوق کردم، چقدر خوب بودند. خیلی خیلی خاطراتم زنده شد. ماندم چرا درس‌های به این خوبی و جالبی از کتاب‌ها حذف شدند.

بعد از کلی تفکر پیرامون این مساله، فهمیدم احتمالا اتفاقات زیر رخ داده!

 

- احتمالا کوکب خانم که حالا دیگر افت دارد برایش که به او بگویی کوکب خانم، از وقتی آمده بالا شهر، اسمش شده ژینوس خانم. زده در کار فال قهوه و... با وجود مایکروفر و ماکروویو و فست فودای رنگ و وارنگ، مگر بی‌کار است باز هم تخم مرغ و ماست و کره درست کند!

مگر بی‌کار است؟ خب وقت می‌گذارد می‌رود پوستش را می‌کشد، موهایش را میزامپلی می‌کند که جوان شود! 

 

- از کبری بگویم. بالاخره آن تصمیمِ مهم را گرفت؛ با حسنی بهم زده! می‌گویند چند وقتی است با پترُس فداکار تریپ عشق و عاشقی برداشته است. دل می‌دهند و قلوه می‌گیرند. پترس هم از بس شب تا صبح، با کبری چت می‌کند، انگشتانش خسته می‌شود. دیگر حالش نیست انگشتش را فرو کند در سوراخ سد!

حسنی هم که شکست عشقی خورده، یکسره هندزفری در گوشش است و آهنگای آرمین تو‌ای‌اف‌جی‌اچ... می‌گوشه!

برای همین صبح خواب می‌ماند و نمی‌تواند حیوان‌هایش را ببرد چرا!

 

از برنامه کودک‌مان یک خبرهایی گرفتم، گویا سوباسا و کاکرو زدند در کار دوپینگ! و مادام‌العمر از هرگونه فعالیت ورزشی محروم شده‌اند. 

سرینتی‌پیتی را خشک کردند، گذاشتند در موزه دار آباد!

ملوان زبل مثل این‌که اسفناج مسموم خرده حالش خفن خراب است. 

دختر کبریت فروش بود، گویا کبریت‌هایش تمام شده! می‌گویند... هیچی! 

 

در عجبم. ما که قهرمان‌های بچگی‌مان این‌ها بودند، این شده وضع‌مان. وای به حال بچه‌های الان که قهرمان‌های‌شان خاله شادونه و عمو پورنگ هستند و پاتوق‌شان فیس دوغ! چی می‌خواهند بشوند؟!

تازه در هشت سالگی هم، راجع به انرژی هسته‌ای انشا می‌نویسند! 

==========================

پ.ن: مسئولان محترم! «کوکب خانم» و «پترس» ما را پس بدهید!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
terme
terme
٩٢/٠٥/٢٠
٢
٠
خدایی درس های الان ابتدایی ها خیلی مسخره و تخیلیه...اصن چیه این سیستم آموزشی درسته که کتاباش باشه...؟
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
درست می فرمایین!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
موافق
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
سوباسا و کاکرو از فوتبال کناره گیری کرده و به شغل شریف مربی فوتبال روی آورده اند...خبر صددرصد واقعی است
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٠
١
٠
هییییییییییییییی..چی بگم؟؟..مسئولان محترم! «کوکب خانم» و «پترس» ما را پس بدهید!
جادوگر
جادوگر
٩٢/٠٥/٢٠
١
٠
وقتی که بچه بودم آب و زمین و هوا بیشتر بود و جیرجیرک شب­ها در خاموشی ماه آواز می­خواند آن روزها آدم بزرگ­ها و زاغ­های فراغ این­سان فراوان نبودند وقتی که بچه بودم مردم نبودند آن روزها وقتی که من بچه بودم غم بود اما کم بود !
par!sa
par!sa
٩٢/٠٥/٢٠
١
٠
خدایی اینا چیه دارن به خورد این بچه ها میدن. انقد درساشون لووووسه اعصاب آدم خورد میشه
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
لوس که بماند جای خودش انقدر بد به بچه ها درس می دند که دختردایی من که کلاس اول وقتی داره حروف الفبا رو تلفظ می کنه انگار داره مریخی حرف می زنه من که هیچی از تلفظ هاش نمی فهم انگار اصلا با این ها آوا ها رو کار نمی کنند.
fahime.n
fahime.n
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
خاله شدونه رو خوب اومدین:))))))))))) ممنون من که اون زمان نبودم با همین کتابا ی الان درس خوندم....
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
خیلی نقص وجود داره اما باید به نظام اموزشی کشور احترام گذاشت دیگه ... من از گذشتم حتی یه دفتر نقاشی هم برام نمونده هیچی ندارم خیلی بده ... دلم واسه بچگیم تنگ شده :(((
shanba
shanba
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
کتابهای جدید رو نخوندم اما کتابهای قدیمی خودمون رو دوست داشتم
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
داداشم کلاس سومه. کتابشو که نگاه میکردم واقعا حسرت میخوردم. کتابای ما کجا و ...... ممنون بابت یاد آوری خاطرات
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
نمیدونم واقعا چرا! تکلیفشون با خودشون مشخص نیست این مسئولان آموزش و پرورش شانسی میرن جلو!؟ اصلا برنامه ای دارن!؟ آخه براچی همچین کاری کردن؟؟!!
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
البته من که مال اون زمانا نیستم ولی مامانم خاطراتشو تعریف میکنه جالبه.حقیقتو گفتی تشکر
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
هههههههههههعی یادش ب خیر
terme
terme
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
مگه زمان شمام کوکبو اینا بوده؟؟؟
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٥/٢٠
٣
٠
همه چی عوض شده / خب طبیعیه کتابهای درسی هم عوض بشن / درس های بچگی ما همه ش از مسولیت پذیری بود، مث حسنک و کبری باید جبران مافات می کردیم ... یا مث دهقان فداکار و پطرس جون خودمونو فدا می کردیم / ولی الان اینطور نیست و خودمحوری و دوست داشتنِ خود آموزش داده میشه!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
موافقم دوسی
jalal
jalal
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
موافقم
blue girl
blue girl
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخ
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
یادش به خیر
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
بچه های الان لوس و ازخودراضی هستند که بماند با این درسها و نظام آموزشی هم بدترمیشن
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
راست میگه...من کوکب خانممو میخوام
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
خخخخخخخخخخ :))))))) یادش بخیر ولی :)) اه خاله شادونه :|
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢١
٠
٠
تشكر / ولي بي تربيت واسه چي به عمو پورنگ توهين ميكني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢١
١
٠
تشكر/ ولي تلبيت واسه چي به عمو پورنگ توهين ميكني؟
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٢٢
٠
٠
واقعا ...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩