که ديگر جمع نتوان کرد ما را
چنان عشقش پريشان کرد ما را

که ديگر جمع نتوان کرد ما را

نویسنده : toranj

رمضان را دوست دارم

چون تو در آن پررنگ هستی،

چون از تو می‌رسیدم به او

او که همیشه هست و

از این‌که تو مدتی از او دور می‌شدی دلش تنگ بود.

 

من در این روزها دلم برای مردی تنگ ست،

که صبرش ایوب را شرمنده کرد.

که او آن قدر عاشقش بود که حتی اسم خودش را بر بهترینش گذاشت.

که نصرت او بود و هنوز بویش در این هوا جاریست

باورکنید جاریست...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
اول
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
مرسی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٩
١
٠
منم رمضان را دوس دارم...چون واقعا حس قشنگی داره...ممنون...
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
تشكر
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
سپاس
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
زیبا بود.....
سردار
سردار
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
این مطلب شما شعرنو بود یا دل نو شته ؟؟؟
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون!خیلی قشنگ بود
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
سپاس
maede
maede
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
آره ماه روضون که بره..دلمون تنگ میشه:(
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
چه قد زود داره تموم میشه هعیییییییییییی ...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
هی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
بسیار عالی...به قول دوستان سپاس
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
حيف كه ديگه دازه تموم ميشه....قشنگ بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
اره ماه رمضون خیلی خوبه چه حیف داره تموم میشه .سپاس
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
سپاس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
مغسی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
مرسی...ررررررررررفت تا سال دیگه :(((
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
مرسی خیلی زود داره تموم میشه
سردار
سردار
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٤
٠
٠
التماس دعا
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
سلام ... رمضان هم گذشت
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات