دل من تنها بود
دل من را ديدي؟

دل من تنها بود

نویسنده : h_hamayeli

دل من تنها بود،

دل من هرزه نبود ...

دل من عادت داشت، که بماند يک جا

به کجا؟!

معلوم است، به در خانه تو !

دل من عادت داشت،

که بماند آن‌جا، پشت يک پرده توري

که تو هر روز آن را به کناري بزني ...

دل من ساکن ديوار و دري،

که تو هر روز از آن مي‌گذري .

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه يک باغچه بود

که تو هر روز به آن مي‌نگري

راستي ، دل من را ديدي؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سردار
سردار
٩٢/٠٥/٠٩
٢
٠
دل تو وسعت یک جاده ی بی خاتمه داشت || دل تو گم شده بود ... !!
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
چه دل بیکاری داشتی!
عاطفه
عاطفه
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
واقعا مامیگیم مابیکاریم
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
سپاس
maede
maede
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
"دل من ساکن دستان تو بود"گاهی اینجا نباشه بهتره!خوب بود..قسمت دومشو بیشتر دوس داشتم!ممنون
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
تشکر ...
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
قشنگ بود...تشکر
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
زیبا...ممنون..
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
خوب بود
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
دل تو سر چهارراه بود..... زيبا بود
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
دل تو سر چهارراه بود..... زيبا بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
قشنگ بود .سپاس
mo_so
mo_so
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
گاهی دلم برای خودم تنگی می شود
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
مرسی
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
تیشکر! زیبا :)
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/٠٩
١
٠
عزیزم مواظب باش یه وقت با یه سنگ با یکم خاک یا حتی یه حرف غلط دلتو نشکنه و همون گوشه ی باغچه چال کنه... مواظب دل با ارزشت باش
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
مرسی
نوشا
نوشا
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
قشنگ بود
fatemeh.b
fatemeh.b
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
2000....عالی
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
ممنون
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
مغسی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
مرسی...واقعا عالی بود..
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
......دل من رادیدی؟...........گریم در اومد مررررررررررررسی..........
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٤
٠
٠
خیلی زیبابود
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات