هفتاد سال عبادت، یک شب له باد میره
نابودی برصیصای عابد توسط شهوت

هفتاد سال عبادت، یک شب له باد میره

نویسنده : نسیم

در میان مردم بنی اسرائیل عابدی به نام «برصیصا» بود که بر اثر کثرت عبادت به مقام تقرب رسیده و مستجاب الدعوه شده بود. مردم بیماران‌شان را برای شفا نزد او می‌بردند، تا این‌که روزی دختر جوانی از اشراف زادگان که مشکل روحی داشت، توسط برادرانش نزد عابد آورده شد و آن‌ها خواهرشان را برای درمان نزد او گذاشته و رفتند. شیطان آن‌قدر دختر را نزد او جلوه داد تا این‌که برصیصا به او تجاوز کرد، بعد از مدتی متوجه شد زن حامله شده است؛ برای حفظ آبرویش او را به قتل رساند و زیر سجاده عبادتش دفن کرد و بعد از مراجعه برادران گفت: خواهرتان شفا یافت و رفت، بعد از مدتی که برادران متوجه جنایت او شدند، خبر را به گوش امیر رساندند و ایشان با گروهی از مردم سراغ عابد آمده و او را از عبادتگاهش خارج و پای چوبه‌دار بردند.

هنگامی که بر بالای چوبه‌دار بود شیطان در نظرش مجسم شد و گفت من تا به حال این بلاها را به سرت آوردم اگر می‌خواهی نجاتت بدهم فقط یک کار باید بکنی! عابد گفت چه کار کنم؟ شیطان گفت: فقط یک سجده برای من کافی است! عابد گفت: نمی‌توانم، چگونه؟ شیطان گفت: با اشاره چشم هم کافی است و عابد با گوشه چشمش این کار را کرد و درگذشت!

تفسیر نمونه، ج 23، ص 553

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
اول
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
نچ نچ نچ واقعا تاسف ميخورم
terme
terme
٩٢/٠٥/٢٦
١
٠
این آهنگ میوه ممنوعه نیس؟؟حاج آقا فتوحی و اینا....اووووووف چ حافظه ای دارم دمم گرم:)
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٦
١
٠
حتما منظورشون یه شب به باد میره هست
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٢٦
١
٠
یه شعر بود میگه بین رحیم و رجیم نقطه ای فاصله است/بترس از نقطه ای که شیطانیت کند...آب همیشه نشانه ی مراد نیست/بهانه ایست تا قربانیت کنند....قضیه همینه دیگه...
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
وایییییی چه حیف
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٦
٠
٠
واقعا که از عرش به فرش رسیدن همینه
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٦
١
٠
اره واقعا......
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٢٦
١
٠
وای وای وای عجب حیف شد
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠٥/٢٦
١
٠
واقعا همینطوره.همونطور که باید بابت هرنفسی که میکشیم خدامونو شکر کنیم بابت هرثانیه ای هم که گناه نکردیم باید خدامونو شکر کنیم.آدما با توجه به ظرفیتشون امتحان میشن و هرچی ظرفیتت بیشتر باشه امتحان خدام بزرگتره و دست شیطونم بازتر.
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٢٦
١
٠
اوف اوف!!واقعااگه ادم حواسش نباشه یه عمربندگیش به باد میره.......
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٦
١
٠
حیف بوده...آدم باید حواسشو جمع کنه...مرسی :)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٦
١
٠
وای
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٢٧
١
٠
واقعا باید چطور در مقابل وسوسه های شیطان تاب آورد عابدی که به مقام تقرب رسیده کجا ما کجا ؟!!!!!!
سینا
سینا
٩٢/٠٥/٢٩
١
٠
خیلی خیلی حیف بوده
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات