آغاز یک غربت...
به مناسبت شهادت امیرالمومنین مولا علی (ع)

آغاز یک غربت...

نویسنده : زهرا خنداندل

این‌جا کوفه است. جلوی درب منزل علی‌(ع) صفی از فقرا و یتیمان کوفه که دیگر دریافته‌اند آن آقایی که تنهایی شب‌هایشان را پر می‌کرد، آن آقایی که به فکر شکم‌های گرسنه و دستان کوچک و خسته‌شان بود، همان مولا و خلیفه‌شان علی (ع) است که در مسجد ضربت خورده است. شنیده‌اند که شیر درمان زهری است که تیغ ابن ملجم بر بدن آقای‌شان وارد کرده است. این است که از کوچک و بزرگ با کاسه‌های شیر در صف ایستاده‌اند تا یاری دهند کسی را که یاری‌شان می‌داد. از این صف که بگذریم می‌رسیم به دستگیره در که شبِ قبل، التماس‌کنان کمربند سرورش را در بر گرفته بود و مرغابی‌هایی که فریاد زنان جلوی راه مولای‌شان را سد کرده بودند.

 

اما دل اتاق پر از درد است حسن (ع)، حسین(ع)، و زینب(س) در کنار بستر پدر نشسته‌اند. دیوارهای اتاق به یاد می‌آورند شبی را که فاطمه(س) در همین بستر خوابیده بود. شبی که علی (ع) با سه فرزندش فاطمه زهرا(س) را غریبانه بیرون بردند تا به خاک بسپارند. حال و هوای خانه همان حال و هواست اما این بار پاک‌ترین ودیعه‌های خداوند بر زمین، قرار است که یتیم شوند. اگرچه می‌دانند که پدر هنگامی که ضربت شمشیر بر سر مبارکش وارد شد فریاد زد که به خداوند کعبه رستگار شدم اما غربت و یتیمی برای این فرزندان بسیار سخت است و چه صبری دارد زینب(س) که بعد از مادر و پدرش باید پرپر شدن برادرانش را نیز به نظاره بنشیند. پدر در بستر است و هنگامه وصیت کردن است و آغاز یک غربت برای آنان که از گناه دورند. فرزند بزرگ به بالین پدر نزدیک‌تر می‌شود و گوش دل به آخرین نجواهای آسمانی پدر می‌سپارد؛

به وحدانیت و یگانگی خدا گواهی می‎دهد و اقرار می‎کند که محمد بنده و پیغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دین خود را بر دیگر ادیان پیروز گرداند.  همانا نماز، عبادت، حیات و زندگانی من از آن خداست. شریکی برای او نیست، من به این امر شده‎ام و از تسلیم شدگان اویم.

فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هر کس را که این نوشته من به او رسد را به امور ذیل توصیه و سفارش می‎کنم:

-  تقوای الهی را هرگز از یاد نبرید، کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید.

- همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید، و بر مبنای ایمان و خداشناسی متفق و متحد باشید و از تفرقه بپرهیزید، پیغمبر فرمود: اصلاح میان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چیزی که دین را محو می‎کند، فساد و اختلاف است.

-  ارحام و خویشاوندان را از یاد نبرید، صله رحم کنید که صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان می‎کند.

- خدا را! خدا را! درباره یتیمان، مبادا گرسنه و بی‌سرپرست بمانند.

-  خدا را! خدا را! درباره همسایگان، پیغمبر آن‌قدر سفارش همسایگان را فرمود که ما گمان کردیم می‎خواهند آن‌ها را در ارث شریک کند.

- خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا دیگران در عمل کردن، بر شما پیشی گیرند.

- خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پایه دین شماست.

- خدا را! خدا را! درباره کعبه، خانه خدا، مبادا حج  تعطیل شود که اگر حج متروک بماند، مهلت داده نخواهد شد و دیگران شما را طعمه خود خواهند کرد.

-  خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در این راه مضایقه نکنید.

- خدا را! خدا را! درباره زکات؛ زکات آتش خشم الهی را خاموش می‎کند.

- خدا را! خدا را! درباره ذریه پیغمبرتان، مبادا مورد ستم قرار گیرند.

- خدا را! خدا را! درباره صحابه و یاران پیغمبر، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آن‌ها سفارش کرده است.

- خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهی دستان، آن‌ها را در زندگی شریک خود سازید.

- خدا را! خدا را! درباه بردگان، که آخرین سفارش پیغمبر درباره این‌ها بود.

- در انجام کاری که رضای خدا در آن است بکوشید و به سخن مردم (در صورتی که مخالف آن هستند) ترتیب اثر ندهید.

- با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید چنان‌که قرآن دستور داده است.

- امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید؛ نتیجه ترک آن، این است که، بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد، آنگاه هر چه نیکان شما دعا کنند، دعای آن‌ها برآورده نخواهد شد.

- بر شما باد که بر روابط دوستانه ما بین خویش بیفزایید، به یکدیگر نیکی کنید، از کناره‎گیری و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید.

- کارهای خیر را به مدد یکدیگر و به اتفاق هم انجام دهید، از همکاری در مورد گناهان و چیزهایی که موجب کدورت و دشمنی می‎شود، بپرهیزید.

- از خدا بترسید که جزا و کیفر خدا شدید است.

خداوند همه شما را در کنف حمایت خود محفوظ بدارد و به امت پیغمبر توفیق دهد که احترام شما (اهل بیت) و احترام پیغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا می‎سپارم. سلام و دورد حق بر همه شما .

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
اينجا كوفه است شهري كه اهنگ ناخوشايند نامش دلم را ميلرزاند ... ممنونم خانوم خنداندل
نوشا
نوشا
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون زهرا خانم از متن زیباتون....
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
مرسی عالی بود
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
متن زیبایی بود
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون
maede
maede
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
کاش این وصیت و توصیه های ایشون میشد سرلوحه کارامون...کاش تک تک روش های حکومت داری حضرت علی ع رو میزدن بالای سر مسئولین و مثله یه سری قانون واقعن بهشون عمل میشد.....ممنون.
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
خداحافظ ای کوفه ای شهر غم که درکام من کرده ای زهر غم خداحافظ ای سجده گاه علی که چشم تو مانده براه علی خداحافظ ای نخلها،چاه ها دگرنشنوی ازعلی اه ها
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
درد و دل با خدا

بغضت رو بشکن

٩٦/٠٧/٠٢
اشک های بی ثمر

از نیامدن ها

٩٦/٠٦/٢٧
تبلیغات