و تمام آنانی که تو را ضربت زدند...
می‌خواهم تاریخ را کمی جابه‌جا کنم

و تمام آنانی که تو را ضربت زدند...

نویسنده : میثم

با اجازه از محضرتان می‌خواهم تاریخ را کمی جابه‌جا کنم.

علی جان! شما را شب نوزدهم ضربت نزدند. پیش از این‌ها شما زخم برداشتید. شما را آن زمانی ضربت زدند که مجبور شدید برای وحدت مردم خار در چشم و استخوان در گلو، 25 سال سکوت کنید و فقط نظاره کنید. نظاره کنید و اشک بریزید و جز دیواره‌های سرد و نمناک چاه‌های شَهرت گوشی نیافتی برای شنیدن حرف‌هایت.

شما را آن زمان ضربت زدند که از شما عوض سوال از کائنات، عدد موهای سرشان را سوال کردند. شما را آن زمان ضربت زدند که به دیده خود دیدی، هم راز و همراهت را میان در و دیوار.

شما را آن زمان ضربت زدند که قرآن‌ها بر نیزه کردند و شما فریاد برآوردی که آی خلایق قرآن ناطق منم. اما گروهی دلخوش کاغذ نوشته‌ها بودند و شما را رها کردند.

 

شما را آنانی ضربت زدند و می‌زنند که نام مبارکتان را بلند بلند به زبان می‌آورند و در دل با دشمن‌تان عقد اخوت می‌بندند و بعد از این همه سال، هنوز هم شما را ضربت می‌زنند. ضربت می‌زنند آن‌هایی که شب قدر قرآن به سر می‌گیرند و روزهای دیگر قرآن زیر پاهای‌شان است تا پله شود برای رسیدن به آرزوهای‌شان. ضربت می‌زنند شیعیانی که با اعمالشان نام و دامن شما را لکه‌دار می‌کنند.

از آن هنگام که فرق مولای عدالت در محراب عبادت به شمشیر جهالت شکافته شد هنوز عدالت خون می‌گرید.

حالا تو خود قضاوت کن خواننده عزیز! این همه عمر ضربت بزنندت و تو ضربه خلاص ابن ملجم در امشب را مایه رستگاریت نمی‌دانی؟!

 

دعا کن مولای ما برای ما... دعا کن چشمان‌مان در این شب‌ها تقوا بگیرد. ما را ببخش به خاطر همه ضربه‌هایی که می‌زنیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
ما را ببخش.تشكر
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
اول
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
آفرین
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/٠٨
٣
٠
دعا کن مولای ما برای ما... دعا کن چشمان‌مان در این شب‌ها تقوا بگیرد. ما را ببخش به خاطر همه ضربه‌هایی که می‌زنیم ...
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
ما را ببخش به خاطر همه ضربه‌هایی که می‌زنیم
maede
maede
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
واقعن همینطوره.عالی نوشته بودید ممنون.انشاالله که با رفتارامون با حرف زدنمون ضربه نزنیم به مولا و انشالله که دعامون کنند تو این شبها واسه رقم خوردن بهترین تقدیرها.
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
ببخش ما را علی جان...ممنون...
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٥/٠٨
١
٠
علی دریاست دریا رو نمیشه ساده با سم کشت/ آخه کی باورش می شه علی رو ابن ملجم کشت!!
حانا
حانا
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
ما را ببخش مولای ما به خاطر کوتا هی ها در حق فرزندت مهدی (عج)....
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
کاش به تک تک کارامون فکر کنیم
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
سپاس
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
هییییییییییییییییییییی...ممنون
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
ممنون.ما را ببخش...
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
ممنونم
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
سپاس
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
مررررررسی...
نوشا
نوشا
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
مولایمای مان خودت برایمان دعا کن ... ممنون زیبا بود ...
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون .واقعا تاثیر گذار بود .امیدوارم ایشون مارو در این شب ها ببخشند وکمکمون کنند که انسان باشیم.
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
سپاس
سردار
سردار
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
ممنون _ سپاس _ متشکر _ خخخخخخ _ مرسی _ ( به چه زبانی از شما تشکر کنم ؟؟؟ )
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
دعا کن چشمان‌مان در این شب‌ها تقوا بگیرد. ما را ببخش به خاطر همه ضربه‌هایی که می‌زنیم. سپاس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
واقعا مغسی
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
چشامون تقوابگیره........به من بیشترضزبه زدن تاا من........ببخش علی.....
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات