قبر خودت رو کندی!
ابتکار در بسته بندی

قبر خودت رو کندی!

نویسنده : H@$$@N

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
چه جالب...ممنون
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
خیلی جالب بود...ممنون
t.m
t.m
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
:) جالب بود! من تشنم شد:( نوشابه میخام:|
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
چه باحال..
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
خیلی جالب بود. سپاس
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
خیلی جالب بود :) تشکر ...
Niva
Niva
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
بسیار خلاقانه ..ممنون
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
جالب بودن تشکر
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
چه قد باحال بودن ، مخصوصا اون وانته!
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
مغسی خیلی باحال بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
چه جالب .سپاس
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
چه بامزه بودن .ممنون
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
ایول چه باحال
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
خیلی جالبه
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
جالب بود ... اون صورتک ها که وسطاشون سوراخ شده بودن چی بودن ؟؟؟
maede
maede
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
فکر کنم از توش قرص در میارن!یعنی یه بسته قرصه به نظرم!
maede
maede
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
واااااای چه باحال!ممنون.فقط تیترش؟!؟!
h-ghasedak
h-ghasedak
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
جالب بود
h-ghasedak
h-ghasedak
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
البته بعضی هاش
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
خیلی قشنگ بودن.ممنون
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
خیلی جالب بود...متاسفانه بسته بندی تو ایرن خیلی ضعیفه....زرق و برقش کمه
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
چقدر جلبناک...ممنون...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
مرسی...واقعا جالب بود..
F-jafari
F-jafari
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
چقدر باحال بودند.
wolf
wolf
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
ممنون
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
ممنون
سردار
سردار
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
لیوان نوشابه ، معرکه بود !!!
zahra
zahra
٩٢/٠٦/١٤
٠
٠
چه جالب مخسی.................)))))))
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٥/١٤
٠
٠
دست شما مرسي :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
بازم ابتکار خیلی خوبه میسی
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠