کودک شیشه پاک کن
هیچ‌کس او را نمی‌دید

کودک شیشه پاک کن

نویسنده : 7 مقدس

کودک شیشه پاک کن

میان ماشین‌ها می‌چرخید

با دستمالی چرک

به بهانه پاک کردن شیشه‌ها

اما هیچ‌کس او را نمی‌دید ...

هیچ کس سکه‌ای به کاسه‌اش نمی‌انداخت ...

یک روز اتوبوس بی‌حواسی جانش را گرفت

و خیابان به ناگهان

کفاره باران شد

از اسکناس‌های بی‌حاصل ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ایران / تهران / میدان خراسان 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s-rastgoo
s-rastgoo
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
پوففففففففففففففففففففففففففف!عیییییی!خیلی حالم گرفت!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/١١
٢
٠
یعنی واقعا نمیدونم باید چی بگم دلم آتیش گرفت
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
هیچی حرفی برای گفتن ندارم..................فقط...........................سکوت
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٥/١١
١
٠
خدای من... وقتایی که از کار این بچه ها رد میشیم حتی تصورش رو هم نمیتونیم بکنیم ک اخم ما میتونه چقدر واسشون آزاردهنده باشه... دلسوزی الان ما بر این کودک هیچ سودی نداره
s.a
s.a
٩٢/٠٥/١١
١
٠
وای خدای من................ بیچاره............ وای عکسوکه دیدم اصن...... واااااااااای........... :((((((((((((((((((((((((
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
what?
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
چیزی ندارم برای گفتن...........گاهی فقط.................سکوتخود هزاران حرف نگفته است.
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
وای چه تلخ
sahar
sahar
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
این عکس خودش به تنهایی یه دنیا حرف داشت.چقد تلخ بود! ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
اره درسته
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
(آیکون اشک)
7 مقدس
7 مقدس
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
خواهش
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
ـتلخ
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
عکسه مطمِئنی عکس یه بچست
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
.....
سارا
سارا
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
خیلی غم داشت مرسی
7 مقدس
7 مقدس
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
خواهش
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
الللللللللللهی....واقعا دردناکه.....
maede
maede
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
واااای چقدر دردناک بود.....واقعن اسکناس های بی حاصلی که دیگه به درد خودشون میخوره.
terme
terme
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
این واقعی بود؟؟؟؟وااااای!!!!
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
وای............
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٥/١١
١
٠
کاش می توانستم دست اتفاق را بگیرم که نیفتد...!!
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
آقا اینجا بچه نشسته، این عکس ها رو یکم تارشون میکردی لااقل بچه نترسه.
wolf
wolf
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
ماشالله نوه تونه؟
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
کاش.........
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
واییییییییی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
اسکناس های بی حاصل...
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
هعی
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
این خیلی غم انگیزه
میثم
میثم
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
خدا رحمتش کنه
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
یا خدا :(( بچه بوده :((
حانا
حانا
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
وااییییی خیلیتلخ بود.... یه تراژدی........
t.m
t.m
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
هعی:(((((((((((((
جادوگر
جادوگر
٩٢/٠٥/١٢
١
٠
در حیرتم از مرام این مردم پست ! از این طایفه زنده کش مرده پرست تا هست به ذلت بکشندش به خفا تا مرد به عزت ببردندش سر دست !...
سردار
سردار
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
جناب جادوگر ! همه ی مردم .... ؟ یعنی همه ی مردم ... !!
جادوگر
جادوگر
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
فکر نمی کنم واژه "همه مردم" به کار برده باشم . اما تاریخ گویای این مطلب است ماهیت ذات بشر واضح ست .
m-maral
m-maral
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
خیلی تلخ و غم انگیز . . .
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
واقعا تاسف برانگیزه.
T.y73
T.y73
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
خیلی غم انگیزه!!!!!!
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١٣
٠
٠
وااای طفلکی!واقعاچقدرفرهنگ ماپایینه......هیییییییییی چه ضربه ای میبینن اینا.........
طلایه
طلایه
٩٢/٠٦/٠٧
٠
٠
چه گوییم که ناگفتنم بهتر است
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
سلام ... روحش شاد
a_arabpour
a_arabpour
٩٢/١٠/٢٣
٠
٠
فقط ب خاطر عکس فرهاد اومدم قدرشو بدون پسر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام:ممنون
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠