تلفن بیست و نه دو تا شیش!
در باب تبلیغات روی نواز مغزی من!

تلفن بیست و نه دو تا شیش!

نویسنده : ghazale

قدیم ندیم‌ها یک شامپویی بود به اسم بهونه و من در عالم بچگی هر زمان تبلیغش را می‌کرد، دم می‌گرفتم که: «مامان بزرگا میگن ...»

 

حال نمی‌دانم چه شده به روی‌شان خندیده‌ایم یا هر چیز دیگر، دارند حرص‌مان را با این‌که «ورزش دراز نشست ورزش سختی است» و «فشاری که به ناحیه کمر وارد می‌شود» و «کلاژن» و «الاستین» و «راز بقای زندگی حلزون» و «با سبک وزنی خانوادگی» و «آن آدم خنگی که می‌پرسد کی؟ چی؟ کجا ؟ و هر دفعه هم جواب‌های یکسانی می‌گیرد» در می‌آورند !

 

جای‌تان خالی داشتیم با خانواده تی.وی می‌دیدیم که ناگهان تبلیغات شروع شد! یک محصولی بود که می‌آوردند تحویل می‌دادند دم در خانه! خلاصه محصول جدیدی بود و حیف بود، من که کل دیالوگ‌های تبلیغات آن چند محصول معروف را از حفظ بودم که این یکی را نگاه نکرده باشم دیگر! به قیمتش که نگاه کردم دیدم نوشته بود 1990000 ریال! خوب برادر من شما که داری روی اعصاب ما سبزی خورد می‌کنی، اعصاب نگذاشتی برای ما با آن قیمت نجومی‌ات! خوب آن یک هزار تومان را که این روزها با آن آدامس هم نمی‌دهند، بگیر دیگر !

 

به جان خودم نباشد به جان آنتن نویس جیم، اگر قول بدهید تبلیغات را تمامش کنید می‌روم محصولتان را سفارش می‌دهم !

«تلفن 29 دو تا 6 » نه، چیز، اشتباه شد؛ این بود انشای من ! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
خيلي قشنگ......مرسي
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
خواهش
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/١٠
٢
٠
اره واقعا خوب گفتی رو اعصاب این تبلیغاشون . یا اون یکی دیگه مایع ظرفشویی پریل با اون دنگی که میکنه . یا اون خنکه پودر پرسیل
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
نگوووو ! اونا رو یادم رفده بود :|
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
اون خانمه پودر پرسیل انگار اعصاب نداره .
آوین
آوین
٩٢/٠٦/٠٩
١
٠
به همه اینا «آ ب ث» رو هم اضافه کنین...!!!
پگاه
پگاه
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
دخیخا
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
چ جالب...طفلک آنتن نویس جیم...شما که رو صندلی داغش کردین دیگه چیکارش دارین اخه:))))))))))))
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
عاشق حرف های حسابیتم:)))>.....
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
واقعا
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
تازه نمیدونم چرا قاضیان فقط برای مردم عادی حکم سخت میبرند...مثل عامل کرم حلزون
قشر بیکار جامعه
قشر بیکار جامعه
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
آره cc.....مثلا اون فردی که پس از قتل زنجیره ای 200 هزار تومن جریمه شد
sampad
sampad
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
یا اونی که رفت کانادا.........
sampad
sampad
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
یا اونی که رفت کانادا....یا اونی که....بیست و شش میلیارد را برداشت برد/ بعد هم رویش دو لیوان آب خورد
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
اره همین طوره..تبلیغات بی مزه ...
wolf
wolf
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
ممنون عالی بود
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
عالی بود.تشکر
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
خخخخخخخخخ...واقعا جالب بود...دقیقا همینطوره..
m-maral
m-maral
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
بسیار عالی و جالب
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
باریک...انشای فوق العاده ای بود...
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٥/١٠
٠
٠
دقیقا خیلی باحال بود ممنونم
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
یک بار زنگ زدیم به مدرسان شریف ، انقد خندیدیم که حد نداشت ، حالا اگه خواستین قضیه اش رو تعریف می کنم!
امیرحسین
امیرحسین
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
خوب بگو...
امیرحسین
امیرحسین
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
لـــــــــایک
maede
maede
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
آره والا!تبلیغاتمون اکثرن مسخره هستن!این حلزون که دیگه شورشو درآورده:|
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
اره واقعا مرسی
mo_so
mo_so
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
گاهی بین تبلیغات برنامه پخش می شود
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٥/١١
١
٠
وای ک من اصن نمیتونم این تبلیغاتو تحمل کنم... ممنون خیلی خوب گفتین
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
آخرش خیلی باحال بود ... دمت گرم
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
بی خیال تی وی
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
واقیا جالب بوووود ....ممنان...
سارا
سارا
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
خیلی جالب وقشنگ بود مرسی:)
bahareh22
bahareh22
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
جالب بود
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
هه...ممنون
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
احــــــــــــــــــــــسنت!!!!!
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
like
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/١١
٠
٠
مغسی
سردار
سردار
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
س پ ا س همین و بس
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٢
٠
٠
واقعا بعضی از این تبلیغات خیلی مسخرس
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
سلام ... مسخره بودن آنها باعث بياد ماندن مي‌شود
رویا
رویا
٩٢/٠٦/٠١
٠
٠
واقعا قشنگ بود ممنون حرف دل منو زدی
سهره
سهره
٩٣/٠٤/١١
٠
٠
مثل همیشه عالی بود......
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨