در مرز فراموشی...
دل نوشت

در مرز فراموشی...

نویسنده : سحر نیکو عقیده

آدم‌ها...شخصیت‌ها...نگاه‌ها...به مرور زمان در محدوده‌ی خاموش ذهنم قرار می‌گیرند...در مرز فراموشی

مثل یک خواب می‌شوند... شیرین یا تلخ... روز به روز مبهم‌تر...کمرنگ‌تر...خاموش‌تر

و یا شاید مثل یک کتاب که قبل‌تر ها خوانده‌ام...انگار روز به روز شخصیت‌هایش برایم دورتر و دورتر می‌شوند.

مثل یک مرگ تدریجی...انگار این شخصیت‌ها تا دم مرگ جان می‌دهند...و صدای این ناله‌ها و یادآوری‌ها برای هر شخصیت متفاوت است...یک خاطره...یک لبخند...یک نگاه...یک واژه...و یا هرچیزی که مرا برای لحظه‌ای یاد شخصی به خصوص بیاندازد.

راستی، دوست من...وقتی در محدوده‌ی خاموش ذهنت قرار بگیرم...بعدها..چه چیز تو را یاد من می‌اندازد؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
خواهش میشه
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
واقعا واقعا واقعا واقعا واقعا واقعا خییییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود...من یکیو که گرفت
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
واقعا واقعا واقعا ممنون از نظرتون :)
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
زیبا بود.بکوب لایکو
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
سپاس
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون زیبا بود
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
خواهش
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
چه چیز تو را یاد من می‌اندازد؟!.......بداهه8D
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
:))))
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
انشالله اصلا در محدوده ی خاموش ذهن قرار نگیرید...
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
انشاالله...
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
مداد رنگی ها پروفایل قبلیتون!
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
چه جالب!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
عاشق بداهه هاتم سحر جووونم...ممنون...
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
تشکر دوست عزیزم :)
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
سپاس
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
خواهش میکنم
subwoofer
subwoofer
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
عالی بود ممنون
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
قابل نداشت.ممنون
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
واقعا .......
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
:)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
ممنون و متشکر
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
ممنون از نظرشما
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
مغز من محدوده خاموش نداره.
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
چه عالی!
amin20
amin20
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
ممنون
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
خواهش میشه
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
عاغا من نمیخوام در محدوده خاموشی ذهن فرار بگیرم پس کسی رو هم در این محدوده قرار نمیدم ... امیدوارم بتونم :) مرسی سحر جون
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
منم امیدوارم دوستم :)
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
هی..کاش میشدتو مرض فراموشی ذهن عزیزانت قرار نگیری فقط کاش................
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
آره...ای کاش.....
گلبرگ
گلبرگ
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
مثل همیشه عالـــــــــــــــی....
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
سپاس
maede
maede
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
خوب بود ممنون:)خط آخرشو دوس داشتم..سوال خوبیه!
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
مرسی
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
خیلی زیبا بود...مرسی...
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
مممممممممنون
وصال
وصال
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
خیلی خوب بود واقعا
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
تشكر............
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
سپاس
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠٩
٠
٠
مرسی
Lonely Girl
Lonely Girl
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
مرسی از مطلب ها و قلم زیبات :)))
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات