فاز قرآنی بگیرید
گزارشی از نمایشگاه بین المللی قرآن مشهد

فاز قرآنی بگیرید

نویسنده : محمد حسین وکیلی

یکی از نمایشگاه‌های دوست داشتی ماه رمضان، بدون شک نمایشگاه قرآن است و از چند روز قبل پا به مشهد گذاشته و حال و هوای رمضان را بیش از پیش به شهر مشهد آورده است و طبق معمول هم رفته است به دو محوطه هشت ضلعی و سالن اصلی نمایشگاه بین المللی. البته متاسفانه تقسیم بندی موضوعی در کار نیست و در یک قسمت کوچک از سالن می‌شود از آموزش نوزاد تا مبارزه با وهابیت را دید.

 

این حاجی حسابی کارش درست است و طرح‌های بسیار جالب و هنرمندانه‌ای بر روی سنگ می‌زند.

 

 

کودکان را هم حسابی تحویل گرفته بودند و هر چند غرفه برای‌شان برنامه ویژه‌ای داشتند.

 

برخی انتشارات نمایشگاه را جدی گرفته بودند و کتاب‌های خوبی عرضه می‌کردند

 

کارهای هنری در قالب تابلوهای چوبی، معرق و حتی کاشی کاری در غرفه‌ها چشم نوازی می‌کند. هر چند پیشنهاد می‌کنیم قبل از افطار از این غرفه‌ها دیدن نکنید که اگر خدایی نکرده قیمت آن را پرسیدید، فشارتان پایین نیافتد.

 

دوره ختم قرآن هم در این سایت داخل عکس در حال برگزاری است؛ سعی کنید در این ماه قدر این فرصت‌ها را بدانید.

 

غرفه چادر هم حسابی مورد استقبال بانوان و حتی آقایان! قرار گرفته بود.

 

این هم گوشه‌ای از خوش ذوقی‌های طراح نمایشگاه

 

بچه‌های نجوم هم که کلا فرصت شناسند و همه جا خود را نشان می‌دهند

 

اصفهانی‌ها هم هنر خود را به با طراحی‌های اسلامی زیبا روی چوپ و چرم به رخ می‌کشیدند.

 

بازار فروش محصولات فرهنگی هم حسابی سکه بود.

 

این غرفه یک تفاوت عمده با دیگر غرفه‌ها داشت. یعنی مختص کسانی است که هنوز در این دنیا نیستند و وقتی به دنیا آمدند قرار است با آموزش‌های دینی پرورش بیابند.

 

چند نماینده از کشورهای اسلامی هم در این نمایشگاه شرکت داشتند و این غرفه متعلق به بانوان لبنانی است.

 

آقای موسوی هم که حسابی تحت تاثیر جو نمایشگاه بود با یک تیریپ معنوی عکس انداخت.

 

این هم یک ادمین معلوم الحال است که قیافه‌اش مات شده که شناخته نشود.

 

شهرداری هم طبق معمول نخود هر آش بود و یک سالن بزرگ را در اختیار داشت که استفاده چندانی نداشت و ما هر چه سعی کردیم دلیل موجهی برای گذاشتن یک عکس از این سالن پیدا کنیم؛ نشد.

نمایشگاه قرآن تا آخر هفته از ساعت 5 الی 12 شب دایر است و هزینه ورودی ندارد و پارکینگ هم شلوغ نیست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
خیلی ممنون ..
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خواهش می شود :)
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
يه حسي بهم ميگه اين ادمين معلوم الحال آقاي محمدامين شرکت اوله:)
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
از آموزش نوزاد تا مبارزه با وهابيت توي يک سالن؟؟خخخخخ
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خخخخخ
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
دست شوما درد نکنه جناب وکيلي بابت گزارش جالبتون
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
قابل شمارو نداشت جناب قوام :)
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
آقای وکیلی گزارش عالی بود....ولی از تیتری که انتخاب کردین خیلی خوشم نیومد....فاز!
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
قربانت ، شما بخون حال و هوا :)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
واقعا برا بچه ها خیلی خوبه...داداشم میگه هر روز بریم پیش عمو نوحه خون...
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
بله براشون خاطره انگیزه ، خب ببریدش :)))
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خب بردیمش...بازم میخواد بره...
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
ینی چی برخی انتشاراتی ها جدی گرفته بودن؟؟مگه جدی نبوده:))...نچ نچ نچ تبلیغات چرم آوین؟؟؟نچ نچ نچ
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خب نمایشگاه کتاب نیست، معمولا اینجور نمایشگاه هارو انتشارات جدی نمیگیرن /کاراشون خیلی خوب بود یک قران داشتند با قابش که چوب کاری شده بود هدیش 250 تومن بود که با تخفیف 200 میدادن
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٤/٣١
٣
٠
قرآن (نوشته خواندنی از دکتر شریعتی) قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد. کتابی آسمانی است اما - بر خلاف آن چه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند - بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد! کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز! کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست… کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با قلم… آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست… این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را - که خواندنی نام دارد - دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی به کار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و… شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره، این که می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد، قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است؟ “ چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است. قرآن! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام. یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده، ‌یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و… آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم؟ قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند… اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت…! ” گویی مسابقه نفس است… قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند، ‌حفظ کنی، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند. خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنان که وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
مستر اشکمهر نوشته ی سنگینیه ولی بسیار پر محتوا...
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
مستر خیلی نوشتیا خسته نباشیا دمت گرم
faith
faith
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
واقعا خودتون حرف هایی که نوشتین رو قبول دارین؟ اگه دارین که آفرین بهتون اگه نه چرا دستتو خسته می کنی واسه چیزی که قبول نداری؟؟؟؟؟؟؟؟
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
پاشین برین .....کلی دارن زحمت میکشن....داداش منم غرفه دارن دیدینش سلام منم برسونین چون خودمون هنوز نرفتیم!....ممنون آقای وکیلی
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
چند تا از دوستان بنده هم غرفه دارن :)) خواهش میشه / برید فضای خوبی داره
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٤/٣١
٠
٠
عکس آخر ادمینی است که در پارک دراز کشیده و داره با اینترنت وایمکس کامنتهای تخته سیاه را تایید می کند...
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خخخخ..بیچاره آدمین...دلم براش سوخید...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ :))))))))))))))))))))))))))) آقای داوودین من میییییییییی دووووووووووووونم :)
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
تا حالا هیچ کس ادمینه رو درست نگفته! شما ها چه جور کاربری هستید؟
گلبرگ
گلبرگ
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
اصنم مشخص نیس کدوم آدمینه دی:
s.a
s.a
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
عکس آخری کی میتونه باشه یعنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :| شبیه ادمین پدر هس از نظر قیافه ولی فکر نکنم اوشون با این تیپ بیان و رو نیمکت دراز بکشن! :| :| :|
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
طفلک حس ششم که اسمش داره توسط شما خدشه دار میشه خخخخخ
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
داینی ادمین پدر ؟ آخه ؟ خوبی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه عینک فروشی خوب هس من عینکمو ازون خریدم ! تضمینی !
maede
maede
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
چه نمایشگاه باحالی بود!خیلی جالب و مفید بود.ولی حیف که خیلی دوره:( ممنون از گزارش خوبتون:) واقعن چقدر این ادامین سایت جیم زحمتکشن که در هیییییچ حال از تایید نظرات سایت مضایقه نمیکنن:)))))
باران
باران
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خخخ خدایی راس میگی
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
اصن یه وضی :)))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خعلی خوب بود بالاخره بعد سال ها یه چیز خوب نوشتین P: مثکه خود آقای وکیلین اون عکس آآآآآآآآآآآآآره ؟
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
مرسی چشماتون خوب میبینه :))
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خواهش
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
چه عجب خانوم غزاله درست گفتن اسم ادمینو! بابا به خدا محمدحسین وکیلی شبیه هیچ کی نیست به جز خودش! خخخخخخخخخخخ
admincheh
admincheh
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
منم تحریک شدم که برم:))خیلی جالبه:)ممنون من می دونم چه سختیا پای این گزارش کشیدین:))اون عکس آخریم همون ادمینیه که فرق موی تازه مش کرده رو باموی معمولی یه خانوم می دونه:دی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
مستر وکیلی؟؟؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
سپاس
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خواهش میشه
ar_gholizade
ar_gholizade
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
و پارکینگ هم شلوغ نیست یعنی چی؟یعنی آدما اونقدا از قرآن استقبال نمی کنن و وقتای دیگه نمایشگاه خیلی شلوغ تره! چرا باید اینجوری باشه خدااااااااااااااایا
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
شلوغ هست ولی نه اونقدری که اذیت بشید
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
خدایی عکس آخر خودتی؟ منکه باورم نمیشه :d
faith
faith
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
منم رفتم ولی انصافا دور و بر چند تا غرفه اول راه که ظرف میفروختن شلوغ تر بود...
زهره
زهره
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
جالب بود ...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨