عکس رادیولوژی
یک خاطره قاطی پاتی

عکس رادیولوژی

نویسنده : baran

دیروز که دفترچه خاطراتش را می‌خواندم تازه فهمیدم که او هیچ وقت بچه نبوده! انگارحرفهایش بیشتر به دلم نشست تاحرفهای مادر بزرگ...

حرفهایش خیلی ساده بود بدون اینکه زبانش بگیرد و دست و پایش را بی خودی تکان بدهد. امروز که خاطراتش را، نه ،درددل هایش را می‌خواندم وگریه می‌کردم شاید اشک‌هایم برای نبودنش می‌ریخت نه برای بدبختی‌ام.... وقتی خط کودکانه‌اش را کنار عکس رادیولوژی‌اش گذاشتم.

دیدم هنوز می‌تواند همان دختر قند عسلی باشد که دوست داشتم برایش لالایی بخوانم. درددلهایش، گریه هایم و بدبختی‌ام که تمام شد کارت اسایشگاه را برداشتم و انگشت عرق کرده‌ام را روی شماره ی ترخیص فشار دادم....!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٦/٢٢
١
٠
:| ما که نفهمیدیم،پی نوشتش رو توضیح بدین!
mab3740
mab3740
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
موافقتم
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
داشته دفتر خاطرات یک پیرمرد یا زنی رو میخونده دیگه...
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
ببین عزیزم!دختر قند عسل چه ربطی به پیرزن پیرمرد داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
راستش سخت بود من که نفهمیدم قضیه چی بود ؟؟؟
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
کجای قضیه سخت بود؟لطفا دقیق بگین تا شفاف سازی کنم!
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
فک کنم فهمیدم!!
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
خداروشکر.........
آبان
آبان
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
:| یه کم آخرش گنگ بود
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
شما معنیه ترخیص رو میدونی؟؟؟؟؟؟؟
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
از دنیا رفته؟! ... :| :| :|
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
نه.......شماچطوری نتیجه گرفتین مرده؟؟؟؟؟؟؟؟
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
ای کاش بیشتر توضیح می دادید
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
کجاشو؟
Vania
Vania
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
ما هم خیلی نفهمیدیم متاسفانه
faeze
faeze
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
الان اون مامان بزرگ بوده یا شما؟؟؟
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
هیچکدوممون... !!!
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
هه بابا چقدگیج ماگیج بود!یه چیزایی فهمیدم ازش!اما بازم ممنون...
maede
maede
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
یه جورایی هر خط این خاطره داشت یه چیزی میگفت!مبهم بود.
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
وا....ینی چی؟همش ماله یه داستانه دیگه...بعد گذاشتم توخط3باید یک ویرگول باشه!
maede
maede
٩٢/٠٦/٢٣
٠
٠
یعنی همون کامنت آقای وکیلی!!!
yas
yas
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
خوب بودجالب بود ممنون
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
قضیه چیه؟؟؟
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
شمابفرمایین کجای قضیه رو نفهمیدین؟
سحر
سحر
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
راستشو بگم؟؟؟؟هیچیشو نفهمیدم.....ینی نفهمیدم مخاطبتون کیه؟؟؟3بار خوندم ولی.....
mhv
mhv
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
یک قسمت از متن داستانه ، یک قسمت از متن احساستونه برای همین بچه ها گیج شدن چون درموازات هم دوتا رو به اتمام نرسوندین :)
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
ممنون ازنظرتون....ولی منکه داستانو تموم کردم........ینی بایدچیکار میکردم؟
maede
maede
٩٢/٠٦/٢٣
٠
٠
ایول!همین که در موازات هم احساسشون و داستانو به اتمام نرسوندن باعث شد متوجه نشیم!منم همین منظورو داشتم که گفتم هر خط یه چیزی میگفت که شما گفتین"و ا یعنی چی؟!"
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
.......واضح تر لطفا...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
فک کم فمیدم ... مرسی قشنگ بود !
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
؟؟؟....فک کنم دفترچه خاطرات یه پیرزنی که تو آسایشگاه بوده رو داشتین میخوندین و....خیلی نفهمیدم چی شد...ولی ممنون :)
ati200
ati200
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
قاطی پاتی بود واقعا
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
منم نفهمیدم شرمنده
sahar
sahar
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
نفهمیدم چی شد :|
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٦/٢٢
٠
٠
منم نفهمیدم چند دور خوندم اما ....
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٣
٠
٠
این عکس دست خانوم آقای رونتگن است..کاشف آلمانی پرتو ایکس...بعلهههه
sin germany
sin germany
٩٢/٠٦/٢٣
٠
٠
چه حسه بدیه که همه مطلبتو بخونن و بگن که نفهمیدن نه؟درکت میکنم...وقتی مطلبای منم تایید نمیشه منم همین حس بهم دست میده.
r_detective
r_detective
٩٢/٠٦/٢٣
٠
٠
بابا یه توضیح بده از شر این همه سوال خلاص شو دیگه!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٦/٢٣
٠
٠
به نام خدا . من چیزی متوجه نشدم، با تشکر از برنامه خوبتون :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤