یک عاشقانه ی ساده
مینیمال

یک عاشقانه ی ساده

نویسنده : baran

وقتی روزه می‌گرفت دوباره یاد همان نذر قدیمی‌اش می‌افتاد که هیچ وقت ادا نکرد. بغض می‌کرد چند تا صلوات می‌فرستاد و چند تا نفرین به صدام و بعدش انگار آرام میشد.

دم افطار که می‌شد به برگ‌های ریحان نگاه می‌کرد اما این بار بغض نمی‌کرد، با یک لبخند (از آن لبخندهایی که دلت برایش می‌سوزد) می‌گفت: « فک کنم اون طرفا ریحون نیست؟» نگاهش که میکردم دوباره می‌گفت...و من فقط نگاه می‌کردم....نگاه نگاه و نگاه...نگاهم خیس می‌شد وقتی برگ‌های ریحان را لای دفترش نگه می‌داشت، لای همان دفتری که بعد از آخرین نامه‌ی همسرش نوشته بود یک ماه روزه به نیت برگشتنش...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
چه سخت..........
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
منم اول.....
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
هههههههههههههههه مغسی
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
خواهش میکنم عزیزم!
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
واقعا زیبا بود.دلم گرفت ممنون.
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
خیلی خوشحالم که دلتون گرفت....پس یعنی خیلیا بامن همدردن....
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
هی خدا هی
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
اخی
s-rastgoo
s-rastgoo
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
....
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
یادمه میگفتن سه نقطه یعنی این متن ادامه دارد ....حالافرق نمیکنه متن یا احساس....خوشحالم که احساستون ادامه داره
s-rastgoo
s-rastgoo
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
صحیح است!
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
هعــــــــــِ...ممنون...
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
آخی طلفکی....ههههی زندگی
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/٠٧
٢
٠
یاد شهدا گرامی
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
اره دوست خوبم یادشون گرامی ولی یاد مادران شهدای گمنام وهمسراین عزیزان روهم بایدگرامی بداریم.....چیزی که این روزا یادمون رفته.......
سردار
سردار
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون ... همین و بس !
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
سخته واقعا...مرسی از مطلبتون...
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
طفلخی...... ناز بودمتنت ...
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون ازنظرتون....ولی نازبودن ادمای این قصه خیلی بیشترازمتنه. ...بازم ممنون....
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٥/٠٧
١
٠
یاد شهیدها همیشه تو دلماست ... فقط یه کاری نکنیم که شرمنده بشیم ... سپاس دوست گلم ...
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون عزیزم...حرفت خیلی قشنگ بود...یه کاری نکنیم که شرمنده بشیم.....سپاس
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
وای چه قشنگ و در عین حال تلخ . سپاس
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ببخشید اگه تلخیش اذیتتون کرد ....ولی واقعا این تلخیا هست....
subwoofer
subwoofer
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون
وصال
وصال
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
آخی ................. مرسی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
بعضی از واقعیت های تلخ باید گفته بشه ... هیشکی نمیتونه درک کنه مادر شهید چی میکشه همسرش بچه هاش ... ممنونم ازتون ...
نوشا
نوشا
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
الهی ...ممنون
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
اوووووووووووووخی
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
مرسی...خیلی قشتگ بود :(((((((((
m-maral
m-maral
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
بسیاز عالی ... مرسی
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنون از شما قشنگ بود
shanba
shanba
٩٢/٠٥/٠٧
٠
٠
من نفهمیدمچی میخاستید بگید
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
اینکه این ادماهنوز هستن.زندگی میکنن.و باغصه شون نفس میکشن.فقط همین.....
amin20
amin20
٩٢/٠٥/٠٨
٠
٠
هععی
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠