دو برگ!
داستان زیبایی و ارزش‌

دو برگ!

نویسنده : m-ghorbani

روزی در سرزمینی درختی رویید. درخت رشد کرد و بزرگ شد؛ شکوفه‌ها و برگ‌ها بر روی آن پدید آمدند. سال‌ها این درخت زندگی کرد تا این‌که در یک روز پاییزی، تمام برگ‌های آن بر زمین فرو ریختند و تنها دو برگ که یکی سبز و بی‌نقص و دیگری زرد و آفت زده بود، بر روی شاخه‌های آن باقی ماندند. هر کس به درخت نزدیک می‌شد، ناخودآگاه دیدگانش متوجه زیبایی بی‌نظیر آن برگ بی‌عیب در کنار برگ زشت می‌شد؛ و همه برگ زرد شده را بی‌ارزش و خوار می‌خواندند. ولی برگ سبز آن‌قدر زیبا بود که یک روز کودکی آن را چید و در لای دفتر خاطرات خود گذاشت. برگ دیگر هم بر زمین افتاد و در زیر سنگ‌ها مدفون شد.

 

سال‌ها گذشت و آن برگ زیبا در میان کاغذهای دفتر خاطرات کودک ماند و پوسید و دیگر کسی سراغ آن را نگرفت ولی برگی که از ابتدا پوسیده و زشت بود، بر خاک دشتِ سرزمین افزود و از این خاک درختان و گل‌های بسیاری پدیدار شدند.

و آنگاه شد که زیبایی، ارزش‌ها را بیان نکرد؛ بلکه ارزش‌ها بودند که معرف زیبایی‌ها شدند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
terme
terme
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
اول.هورا هورا
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٥/٠١
٢
٠
اوه اوه! خیلی فلسفی بود!‌ خارج از شوخی به خاطر همین میگن ظاهر گرا نباشید!
7 مقدس
7 مقدس
٩٢/٠٥/٠١
٢
٠
و آنگاه شد که زیبایی، ارزش‌ها را بیان نکرد؛ بلکه ارزش‌ها بودند که معرف زیبایی‌ها شدند. عالی بود این تیکه
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
میافقم!
باران
باران
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
جمله اخر عالی ممنون
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
بسیار زیبا ممنون.
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
ممنونم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
سپاس
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
مرسی
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون
maede
maede
٩٢/٠٥/٠١
١
٠
آره واقعن "ارزش ها معرف زیبایی هستن" اما تو دید عموم کاملن برعکسه متاسفانه:|
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٠١
١
٠
خیلی زیبا اما کاش معنی این رو درک کنیم که زیبایی به ظاهر نیست
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
اینجور داستانا مغز آدمو میخورن..الآن گیج شدم به جان تو :))))))))))))
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٢
٠
متاسفانه ارزش ها عوض شدند ، بی ارزش ها ارزشی :)
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
دقیقا...مبافقم
faride
faride
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
خیلی زیبا این مساله رو بیان کرده این داستان.ممنون
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
فلسفی...ممنون...
سردار
سردار
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
دوستان خیلی زیبا همه نکات رو گفتن ؛ من فقط میگم : ممنونم ازت !!!!!!
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
خعلی توپ بود نوشته ات!خصوصا خط آخرش...مرسی معی جووووون:)))
عاطفه
عاطفه
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون.خیییییلی زیبا.مچکر
سردار
سردار
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
دوستان عزیز ، بغیر از ممنون کلماتی مثل متشکرم ، سپاس ، ایول ، دستت درد نکنه ، دمت گرم یا دمت قیژ هم وجود داره ، .... صرفا جهت یادآوری ...
mo_so
mo_so
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
کاملا با جمله آخر موافقم
miss bm
miss bm
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
خیلی خیلی زیبا بود.
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
ههههههههههههههههههههههههههييييييييييييييييي............................خيلي زيبا بود تشكر.
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
............... چیزی نمیشه گفت.....
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
خيلي زيبا بود
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
مغسی
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
عالی بود واقعا...مرسی...
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٥/٠٣
٠
٠
مرسی از نظرات ارزشمند همه دوستان:)
کودک درون
کودک درون
٩٢/٠٥/٠٣
٠
٠
داستان های معنا گرا رو خیلی دوست دارم،ممنون
subwoofer
subwoofer
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨