محل دفن سرهای 17 تن از شهدای کربلا

محل دفن سرهای 17 تن از شهدای کربلا

نویسنده : شکوفه گیلاس

باب‌الصغیر به معنای «درب کوچک»، مقبره‌ای است در دمشق که گویند سر مطهر حضرت «ابا الفضل العباس» و «علی اکبر» علیهما السلام و «حبیب بن مظاهر» از یاران باوفای امام حسین (ع) در آنجا مدفون است.

طبق برخی روایات بعضی هم گفته‌اند که مدفن 17 سر از سرهای شهدای کربلاست. ضریحی بر آن ساخته‌اند و نام تعدادی از شهدای کربلا بر آن نقش بسته است. برخی نیز قبر «عبدالله بن جعفر» همسر حضرت زینب کبری(س) را هم آنجا می‌دانند.

«سید محسن امین» در صفحه 627 از جلد یک کتاب «اعیان الشیعه»، صفحه دفن سرهای آن سه بزرگوار را در آن محل پذیرفتنی می‌داند و می‌گوید: چون سرها را به شام برده، این طرف و آن طرف گرداندند و هدف یزید که اظهار پیروزی و نیز خوار کردن صاحبان آنها بود، چون این کار انجام شد، طبیعی است که همان جا دفن شده باشد و محلش محافظت شود.

در این مقبره همچنین ضریحی به نام «جنة الغرباء» وجود دارد که در آن نیز سر تعدادی از شهدایی که در روز عاشورا با امام حسین (ع) شهید شده‌اند، مدفون شده است.

محل دفن سرهای 17 تن از شهدای کربلا (+عکس)

محل دفن سرهای 17 تن از شهدای کربلا (+عکس)


محل دفن سرهای 17 تن از شهدای کربلا (+عکس)

محل دفن سرهای 17 تن از شهدای کربلا (+عکس)



محل دفن سرهای 17 تن از شهدای کربلا (+عکس)

محل دفن سرهای 17 تن از شهدای کربلا (+عکس)

محل دفن سرهای 17 تن از شهدای کربلا (+عکس)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
bye
bye
٩١/١٠/١٠
١
٠
تا حالا که قسمت نشده برم ببینم از نزدیک ولی خوب همینم تازگی داره
parisa
parisa
٩١/١٠/١٦
٠
٠
الهی بگردم.........
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١٠/٢٩
٠
٠
دست درد نکنه من این مطلب رو اصلا نمی دونستم
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٥
٠
٠
خیلی خوب بود..........ممنون
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٤
٠
٠
منم اینو نمیدونستم..... ممنونم.... انشالله قسمت بشه.... هممونو بطلبن....
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات