یاد بچگی بخیر
آن روزها؛ این روزها...

یاد بچگی بخیر

نویسنده : h_nim82

یاد بچگی بخیر

آن وقت‌ها دوست داشتن‌هایم فرق می‌کرد

واقعی بود

پاک

ناب

 

این روزها دوست داشتن‌هایم هم همراه شده با

خودخواهی

توقع

وابستگی

دارم فکر می‌کنم

شاید من هم بزرگ شده‌ام!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
آره بزرگ شدی!
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
مغسی
سارا
سارا
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
مرسی قشنگ بود ( راستی سوم)
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
هعی یادش بخیرولی من هنوز بزرگ نشدم(-:
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
ممنون
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
من بچگیم رو میخوام....:(((
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
ممنون ، خیلی جالب بود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
عالی .سپاس
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
واقعا يادش بخير..........
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
تشکر
m-maral
m-maral
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
یاد بچگی بخیر آن وقت‌ها دوست داشتن‌هایم فرق می‌کرد واقعی بود پاک ناب عالی بود بسیار زیبا . . .
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
هههعی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
یاد بچه گی بخیر...بزرگ که میشی همه جی واست عوض میشه :(((
M.P
M.P
٩٢/٠٥/١٠
١
٠
:(
maede
maede
٩٢/٠٥/١١
١
٠
اون روزا که بی دغدغه بودیم-اون روزا که آرزوهامون کوچیک و دست نیافتنی بود.........
mo_so
mo_so
٩٢/٠٥/١١
١
٠
بله.دوستی های دوران کودکی از جنس صداقت است
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/١١
١
٠
اتفاقا دیشب داشتم به بچگی هام فکر می کردم .بچه ها من پنج سال از بهترین دوران کودکیم رو در شهر فیروزه نیشابور گذروندم.خیلی زود بزرگ شدم دلم نمی خواست اون دوران خوش به این زودی ها تمام بشه.
bahareh22
bahareh22
٩٢/٠٥/١١
١
٠
اونموقع ها دنیای ما یه رنگ بود...
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٥/١١
١
٠
ایشالا کی قراره شیرینی بزرگ شدنتو بدی؟
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١١
١
٠
واقعا!!!
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١٣
١
٠
من الان فکرکنم مابینم اخه هردوحسشودارم ولی بعضی ازعزیزام خیلی زودبزرگ شدن!حیف..........
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٤
١
٠
راست میگید کمتر کسی پیدا میشه بی توقع کاری انجام بده
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
سلام ... شر نه شششششششششششششششششششششششششر
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠