از لولو گرفته تا سوسک!
راه‌های غلبه بر ترس

از لولو گرفته تا سوسک!

نویسنده : cocoa

تا حالا شده که بخواهید کاری را انجام بدهید یا چیزی را به دست آورید، ولی صدایی را از درون‌تان بشنوید که به شما بگوید: «این کار را انجام نده!». من به شخصه افراد زیادی را دیده‌ام که می‌خواهند کاری را انجام دهند یا چیزی را به دست آورند ولی ترس‌شان، آن‌ها را باز می‌دارد. زمانی که می‌فهمیم که توانایی ایجاد آن‌چه را در زندگی‌مان دوست داریم، نداریم، مثل این است که ترسی در آن نهفته است.

 

* از ترس بگذرید

چندین سال پیش، یکی از رویاهای من که سفر به دور دنیا بود، تحقق پیدا کرد. چندین سال، در ذهنم این سفر را دور از واقعیت می‌دانستم و فکر می‌کردم من توانایی چنین سفری را ندارم. در خلال زندگی‌ام، بی‌هدف بودن به طور گسترده‌ای افزایش یافت. و من هیچ فکری درباره این که واقعا چه می‌خواهم، نداشتم.

تا زمانی‌که خودمان را در شرایطی خاص قرار نداده و توانایی‌های‌مان را پرورش ندهیم، سست و شل و ول در برابر ترسی که باز دارنده است، باقی خواهیم ماند.

شاید به نظر خیلی سطحی بیاید، ولی خودم می‌دانم که چه حس بدی داشتم! در مرحله‌ای به این نتیجه رسیدم که به این شیوه نمی‌توانم زندگی کنم و فکر کردم که اگر چنین آرزویی را جامه عمل نپوشانم، تا آخر عمرم خودم را سرزنش خواهم کرد و افسوس خواهم خورد. عاقبت از کارم مرخصی گرفته، آپارتمانم را اجاره دادم و رفتم. اولین تصمیم جدی را در زندگیم گرفتم.

واقعا سخت نبود، من خودم را با شرایط تطبیق دادم. خود به خود متوجه شدم که همه چیز دوباره برای من تکرار نخواهد شد. وقتی از سفر برگشتم، دیدم که بزرگ‌ترین آرزوی زندگیم به حقیقت پیوست. و از خودم پرسیدم چه چیزی من را از دست‌یابی به آن باز می‌داشت؟ آیا چیزی به جز ترس بود. بعد از این سفر، مهارت‌های من ده برابر شده و عزت نفس و اعتماد به نفسم به سرعت بالا رفته است. اتفاقاتی افتاده که بسیار برای من سودمند بوده‌اند.

 

*  پوشش‌های ترس 

ترس موذی است، چرا که پوشش‌های مختلفی دارد و تغییر قیافه می‌دهد. شما فکر می‌کنید ترس چه شکلی است؟ آیا ترس از عدم پذیرش است؟ ترس از تحقیر است؟ ترس از عصبانیت کسی است؟ ترس از عدم رضایت است؟ ترس از تنهایی است؟ اما بزرگ‌ترین ترس، خودمان هستیم!

ترس به طور خاص، کنار آمدن با توانایی‌های‌مان، است. بسیاری از ترس‌های نابه‌جا از آن‌جا ناشی می‌شود که احساس می‌کنیم به اندازه‌ی کافی، خوب نیستیم. یکی از دلایل کمبود عزت نفس و اعتماد به‌نفس این است که توان‌مان را پرورش نمی‌دهیم. تا زمانی که خودمان را در شرایطی خاص قرار نداده و توانایی‌های‌مان را پرورش ندهیم، سست و شل و ول در برابر ترسی که باز دارنده است، باقی خواهیم ماند.

نمی‌توانیم آن‌قدر صبر کنیم تا اتفاق بحرانی برای‌مان بیفتد تا بر ترس‌مان غلبه کنیم. خودمان باید شرایطی را ایجاد کنیم تا با افزایش مهارت‌ها و قدرت‌مان، توانایی مقابله با ترس را داشته باشیم.

 

* توان مقابله با ترس را افزایش دهید

چگونه می‌توانیم بر ترس‌مان چیره شویم. در این‌جا دو روش ارائه خواهد شد:

الف- ریسک‌پذیر باشید

من نمی‌گویم که خودتان را در شرایط خطرناک بالقوه قرار دهید. فقط بی‌پروا باشید. فقط به یک کمی ریسک فکر کنید و شرایط آن را بررسی کنید. به تدریج با افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس، ریسک‌پذیری‌تان نیز افزایش می‌یابد.

ب- از خودتان سؤال کنید

این روش مورد علاقه‌ی من است. به طرز شگفت‌انگیزی ساده و مؤثر است. زمانی‌که دارید به این موضوع فکر می‌کنید که: «من نمی‌توانم آن کار را انجام دهم.»، «نمی‌توانم آن‌جا بروم.» و سایر مواردی که واقعا می‌خواهید انجام دهید ولی ترس مانع آن می‌شود، در مقابل از خودتان بپرسید: «چگونه می‌توانم ...؟»، «چگونه می‌توانستم ...؟». برای مثال: «چگونه می‌توانستم قدرت و توانایی صحبت کردن در جمعی را پرورش دهم؟» استفاده از این کلمات که: «من نمی‌توانم.» ذهن را تنبل می‌کند.

از سؤالاتی استفاده کنید که مغزتان را به فعالیت بازدارد. همان‌طور که گفتم این روش بسیار ساده‌ای است. البته شاید در حرف ساده بیاید و در عمل، زیاد ساده نباشد! فقط به این فکر کنید که عادات خوب را پرورش دهید. به عبارتی دارید مغرتان را جراحی می‌کنید، دارید مغرتان را پرورش می‌دهید تا بهتر عمل کند و خدمت‌رسانی بهتری برای شما داشته باشد تا این‌که تنبل بماند و باعث پیشرفت‌تان نشود.

 

*  ترس هیچ‌گاه از بین نمی‌رود

افراد بسیاری را می‌شناسم که در زندگی‌شان موفق هستند و هر آن‌چه که می‌خواستند را به دست آورده‌اند ولی هنوز عزت نفس کافی را ندارند چرا که مسیری را که طی کرده‌اند را فراموش کرده‌اند! اجازه ندهید که این اتفاق برای شما هم بیفتد. یاد بگیرید از پیشرفت‌های‌تان قدردانی کنید. هر زمان که بر ترسی چیره شدید تا آن‌چه را که می‌خواستید، به دست آورید، برگردید و از موفقیت‌ها و پیشرفت‌های‌تان، تشکر کنید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
p.z
p.z
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
نظر ندارم ولی اول
neyosha
neyosha
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
اول
p.z
p.z
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
من اول تر بودم نیوشا جووون.
neyosha
neyosha
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
زياد بود نخوندم ولي به هر حال مرسي............
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
منم همینطور
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگذاریم
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
من قبلا از جن و تاریکی می ترسیدم ...
p.z
p.z
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
منم الان از تو میترسم
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
وووییییییییی!!!!!!!!!!1
p.z
p.z
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
بللللللللللللله؟؟؟؟؟؟الان این چی بود
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
بسم الله ممنونم
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/٢٥
١
٠
ممنون
a_davoodi
a_davoodi
٩٢/٠٤/٢٦
١
٠
سپاس....
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٢٦
١
٠
سوکس :| نوموخوام :| مچکر :)))) راه های مقابله با ترس .. یخورده سخته :)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٤/٢٦
١
٠
اموزنده بود دست شما مرسي
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٢٦
١
٠
من ازچیزی نمی ترسم ..
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٦
١
٠
من از همه چی میترسم :-)
هورام
هورام
٩٢/٠٤/٢٦
١
٠
ممنون از مطلبت مفیدتون...:)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٦
١
٠
سپاس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٢٦
١
٠
مغسی
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
مرسی...
حمیم
حمیم
٩٢/٠٤/٣١
٠
١
وقتی ادم اعمالش بده از خودشم راضی نیست و باعث ترس میشه بزرگترین ترس "ترس از مرگ"
فرشته کوچولو
فرشته کوچولو
٩٢/٠٥/٠٤
١
٠
ممنون:)
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

فاعلی که همیشه مفعول است!

٩٦/٠٩/١٤
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
این سبک را زنده نگه داریم!

مکاتبه پشت صندلی

٩٦/٠٩/١٤
به مناسبت روز جهانی معلولین

به زندگی متفاوت نکاه کن

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

می خواستم با عشق دنیایی بسازم

٩٦/٠٩/١٣
آرامش کنار تو

زندگی باغ تماشای خداست!

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
خاموشی همه جا را در بر می گیرد

شهر خاموش

٩٦/٠٩/١٤
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
تبلیغات