وقتی می‌خواهی بهش فکر نکنی!
یک سوال بی‌جواب دیگر...

وقتی می‌خواهی بهش فکر نکنی!

نویسنده : peerless

وقتی می‌خوای بهش فکر نکنی، تصمیم می‌گیری بری قدم بزنی تا یک آب و هوایی عوض کنی، اما وقتی به خودت می‌آیی، می‌بینی به یک جاهایی رسیدی که جی.پی.اس هم نمی‌تواند پیدایت کند!

 

وقتی می‌خواهی بهش فکر نکنی، تصمیم می‌گیری با دوستانت بروی بیرون یا حتی بروی مهمانی تا کمی خوش بگذرانی، فارغ از دنیا و متعلقاتش! اما، اما، آخر مهمانی در جواب سوال دور و بری‌هایت که می‌پرسند «حواست کجاست؟ کجایی؟! اتفاقی افتاده؟! چرا همش توی خودتی؟!» می‌مانی.

 

وقتی می‌خواهی بهش فکر نکنی، تصمیم می‌گیری یک کار متفاوت انجام بدهی، می‌روی سراغ آشپزی! اما، اما باز هم پیاز‌های سوخته توی ماهیتابه، یک سوال بی‌جواب دیگر به سوال‌های ذهنت اضافه می‌کند.

 

به قول سهراب: «چشم‌ها را باید شست، صبحانه باید خورد!» تصمیم می‌گیری صبح قشنگت را با یک صبحانه مفصل شروع کنی، بعد از چیدن مقدماتش! تنهایی می‌نشینی سر میز و شروع می‌کنی، اما، اما... باز هم دیدن چایی سرد شده توی لیوانت و جای خالی دو تا نان داغ و تازه روی میز، حکایت از یک شکست دیگه دارد.

حتی اگه از سیر شدنت مطمئن باشی.

من ماندم این کامپیوتر چه دارد که این‌قدر ذهن آدم را مشغول می‌کند؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخ خیلی باحال بود خدایی ممنونم
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
همه مبتلاییم انگار
peerless
peerless
٩٢/١١/١٤
٠
٠
نظر لطفتونه...
عاطفه
عاطفه
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
قشنگ بودمخصوصا جمله ی سهراب"چشم هارابایدشست صبحانه بایدخورد"خخخخخخخخخخخخخخخخخ
p.z
p.z
٩٢/٠٤/٢٧
٢
٠
بزرگترین سرگرمی ما همینه.
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
واقعا چی داره این کامپیوتر؟؟؟خجالت داره واقعا نچ نچ نچ
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
ایبل خخخخ جالب بود خو لپ تاپ بگیرین همه جا ببرینش ...
bahareh22
bahareh22
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
خعلی باحال بود.میسی
maede
maede
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
ضد حااااااااال:)))ولی واقعا نوشته خوبی بود..وقتی میخوای به یه سری اتفاقات فکر نکنی اما.......دقیقا همینطوره.
sahar
sahar
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
ای بابا....کلی رفتم تو فضای شاعرانه...اون جمله آخرش زد تو حس و حالم......:)
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
اره...شبم همش خواب می بینی تو این سایت ها داری کامنت میذاری :))
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
چرا این قدر بد ضدحال میزنین
peerless
peerless
٩٢/١١/١٤
٠
٠
:D اخه احساس کردم متنش زیادی غمگین شد...!
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
همون اره واقعا ! جالب بود ممنون
پسر ایرونی
پسر ایرونی
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
سپاس
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٨
٠
٠
؟
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
سپاس
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٨
٠
٠
؟
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
وقتی می خواهی به آن فکر نکنی،به آن فکر می کنی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٨
٠
٠
موافق
wolf
wolf
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
ممنون
miss bm
miss bm
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
آره به خدا. دلامصب ولم نمیکنه
a_davoodi
a_davoodi
٩٢/٠٤/٢٧
١
٠
ممنون...
neyosha
neyosha
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
تشكر ميشود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
کلی رفتم تو حس وسط هر جمله یه هی میکشیدم . جالب بود سپاس :-)
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
:)))
kafshdozak
kafshdozak
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
ای باباااااااااااااااااا....زدی تو پرمون ....
Khal ghezi
Khal ghezi
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
سرکار رفتیم:) اون کامپیوترم بی اینترنت صفا نداره....ممنون
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
دیگه خیلی اغراق کردی جانم.......ایونایی که نوشتی از غم کامپیوتر نبودها......!!!!!!!
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
خواسته ما رو منحرف کنه..نمی دونه ما زرنگیم..خخخخخخخخ
peerless
peerless
٩٢/١١/١٤
٠
٠
جانا تو سخن از دل ما می گویی...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
ایششششششششش :)))))))))))))) بدجنسا ! :)))))))))
7 مقدس
7 مقدس
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
هههه خیلی باحال بود.. به کامپیوتر معتاد نیستیم به نت معتادیم!
وصال
وصال
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
ههههههههههه جالب بود مرسی هرچند من خیلی اینطوری نیستم خخخ
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٤/٢٨
١
٠
گفتم چي شده/ كامپيوتر
جادوگر
جادوگر
٩٢/٠٤/٢٩
١
٠
دقت کردین وقت کار کردن با کامپیوتر جذب آن میشوید و به اصوات و اطرافتون توجه نمی کنین این ها نشان دهنده نوعی هیپنوتیزم که بدون اینکه آگاه باشید براتون اتفاق میفته !
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/٠٤/٢٩
١
٠
ایییییییول
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٤/٢٩
١
٠
ممنون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٢
١
٠
سلام:ماکه بدجور اسیرشیم.خیلی خوب بود ممنون
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١