یک رنگ بی‌پایان...
چقدر خاکستری شده‌ایم

یک رنگ بی‌پایان...

نویسنده : سحر نیکو عقیده

این روزها انگار تقسیم شده‌ایم به دو قسمت مساوی، حس معلق بودن، حس تعلق نداشتن، به هیچ چیز، به هیچ کس...

این روزها چقدر خاکستری شده‌ایم! گاه تقلا می‌کنیم در سفید مطلق و گاه در سیاهی دست و پا می‌زنیم. کاش رنگی وجود داشته باشد، به جز سیاه و سفید و خاکستری.

کاش زخمی باشد که سرخی دردش را فریاد کنیم.

کاش رنگ سبزی باشد تا با طراوتش این برهوت برزخ مانند را خاک کنیم.

کاش آرامشی باشد بی‌انتها، مثل آسمان، مثل خدا، یک رنگ بی‌پایان.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
به به...خیلی قشنگ بود :)...(بی انتها...مثل آسمان، مثل خدا)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٥/٢٧
١
٠
زندگی ما که حسابی رنگی رنگیه! ... :)))) / مچکر
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
كاش ارامشي باشد مثل خدا...............ممنون
....
....
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
ممنون
سحر
سحر
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
مرسی قشنگ بود!!!!
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
ممنون خیلی قشنگ بود
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
عاااالی بود رفیق چاکر این استعداد قشنگتم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود :( کاش یه رنگی باشه .
آبان
آبان
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
خیلی زیبا کاش زخمی باشد که سرخی دردش را فریاد کنیم.
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
صبغه الله و من احسن من الله صبغه... زنگ خدایی بپذیرید و چه رنگی از رنگ خدا بهتر است؟!! ... بقره/187
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
ممنون قشنگ بود
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
به به ....به به ...آفرین زیبا بود : )
سارا
سارا
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
مرسی مثل همیشه قشنگ
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
مرسی
sorme
sorme
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
ممنون. :)
m@rchan
m@rchan
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
مرسی
گل سرخ
گل سرخ
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
کاش....همین که میگیم کاش خیلی بده....مرسی عزیزم قشنگ بود
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود ممنونم:)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
سپاس . جمله ی اخر قشنگ بود .
jalal
jalal
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
آرامش حلقه مفقوده زندگی های جامعه امروزی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
کاش..مغسی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات