معلم یعنی مادر و  پدر دوم

معلم یعنی مادر و پدر دوم

نویسنده : جاسمین

معلم می‌تواند مادر باشد، پدر باشد، دوست دانش‌آموزانش باشد؛ ولی  چرا بعضی معلم‌ها می‌گويند ما سخت‌گیری می‌کنیم، بعدا براي خودتان مفید است! آخر بعضی چیزها را نمی‌شود پای سخت‌گیری و... گذاشت. البته این معلم‌ها یک در میلیون هستند و اصلا خوب نیست که شغل مقدس معلمی را به آن‌ها نسبت بدهیم. شاید این برداشت‌ها را پای قوه فوق خلاق خیال‌پردازی دانش‌آموز نسبت به بعضی معلم‌هايش (مثلا ریاضی و عربی و علوم و در کل هر معلمی که نمره مفتکی نمي‌دهد) دانست ولی من با این جور انسان‌ها روبه‌رو شده‌ام. مثلا روز اول كلاس ادبیات، یکی از بچه‌ها پرسید: «معنی یزدان چیه؟» و این‌طوری جواب گرفت: «تو اگه با این سنت معنی یزدان رو ندونی باید کلت رو بکوبی به نیمکت و بعد خودتو از پنجره بندازی بیرون» و اصلا شوخی نداشت. چرا اين معلم حداقل احترام خودش را نگه نداشت؟
شغل معلمی شغل مقدس و خاصی است و شاید هیچ‌کس نداند که یک معلم چه قدر در سرنوشت و تصمیم‌گیری‌های کوچک ولی مهم دانشآموزانش تاثیر می‌گذارد؛ به خصوص اگر در سنین کودکی باشند. لطفا به آموزش صحیح و درست کودکان و سرپرست و معلم آن‌ها اهمیت بدهید.
این تاثیرات کوتاه مدت نيست، طوري نيست كه يك يا چند سال بيايد و يروند، و اي کاش در بعضی موارد این‌طور بود. اي كاش معلم‌ها، دکترها و مهندس‌ها و پدرها و مادرها و... آینده، بیاييم به این موضوع اهمیت دهیم. بیاييم که به فکر فرهنگ‌سازی و جبران بعضی اشتباهات باشیم، این ماییم که آینده را می‌سازیم، بیاييد بهتر بسازیمش و روشن‌تر. آن‌جا هیچ‌کس نیست که جلوی ما را بگیرد، می‌شود دل‌مان براي بچه‌های خودمان بسوزد، مي‌شود بهترین را بخواهیم، مي‌شود فقط باید بخواهیم...


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_poortaghi
h_poortaghi
٩١/٠٩/٢٥
١
٠
من خودم 11 ساله که معلمم و از وقتی معلم شدم هر جا معلمای سابقم رو ببینم باید برم و ازشون تشکر کنم. چون خودم خیلی دانش آموزامو دوست دارم فکر میکنم تمام معلمام هم همین حس رو نسبت به ما داشتن. و من اگه صد بار دیگه بخوام شغلم رو انتخاب کنم بازم معلم میشم. درصد بسیار کمی از معلمها اون طوری هستن که گفتید. ولی دانش آموزای الان اصلا قابل مقایسه با ما نیستن. خیلی کمتر به معلما احترام میذارن و بیشتر به دنبال اذیت کردن و سوتی گرفتن هستن مخصوصا توی دبیرستان. از لحاظ درسی هم که سال به سال ضعیفتر میشن.
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/٠٩/٢٦
٠
٠
من یکی از معلم های دبیرستانمو اذیت کردم کاش بشه ازش عذر خواهی کنم بعد این همه سال هنوز تو دلمه
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
جانم!
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠