هیچ کس نیستم!
توصیه از شیخ نخودکی به روایت آیت‌ا... مجتهدی

هیچ کس نیستم!

نویسنده : Mostafa

از مرحوم حاج آقا مجتهدی نقل شد که گفته‌اند:

آقای آخوند از آقای نخودکی خواست که او را موعظه کند. آقای نخودکی گفت:

مرنج و مرنجان!

آقای آخوند گفت مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چه؟ چطور می‌توانم ناراحت نشوم؟ مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده چطور می‌توانم نرنجم؟!

آقای نخودکی گفت: علاج آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی‌رنجی.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
تشكر..........
neyosha
neyosha
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
اول
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
ممنون خیلی اموزنده بود
وصال
وصال
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
ممنون از شما
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
واقعا خیلی به جا فرمودند. سپاس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
مغسی
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
هووووووم ممنون :)) مرنج و مرنجان !!!!!!!!!!
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
مرسی...خیلی قشنگ بود...
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
خداوند کریم است و اگر ما کسی را ببخشیم، قطعا او ما را خواهد بخشید.
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
درسته
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
یاد "من اینهمه نیستم"افتادم.....عیب ادما همینه ک همشون فکر میکنند فرد مهمین(الان خودموآدم حساب نکردم):)
a_davoodi
a_davoodi
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
یک قدم بر سر وجود نهی/وان دگر در بر وَدود نهی
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٤/٢٤
١
٠
واقعه سخته این کار/ مایی که با یک شما گفتن خودمونو تو اوج تصور تصور میکنیم سخته که متواضع بود
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
سپاس
maede
maede
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
سخته و شاید گاهی غیر ممکن!
یک ماه بندگی
یک ماه بندگی
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
جالب بود...عجب جمله ای...مرسی
باران
باران
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٢٧
٠
٠
این و پریشب برنامه سحر شبکه 1گفت
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠