آکواریوم آب شور حاج بابا و پسران
یک دور مختصر در آکواریوم مجتمع الماس شرق

آکواریوم آب شور حاج بابا و پسران

نویسنده : مریم غلامزاده

احتمالا شما هم یکی دو بار به مرکز خرید الماس شرق رفته‌اید، آن‌جایی که یک حوض بزرگ و به قول خودمان یک رقص آب نماي زيبا در میانه دارد و با هر بار فوران آب به سمت بالا مردم شرطی شده‌اند که باید داد بکشند و اظهار خوشحالی کنند، حالا چرا و چگونه ما که نمی‌دانیم.

در بالاترین طبقه از مجموعه، چند بخش تعبیه شده تا مردمی که برای خرید تشریف خودشان را آورده‌اند کمی تفریح کرده و مابقی جیبشان را نیز در این طبقه بتکانند و با خیال راحت بروند. یکی از این بخش‌ها آکواریوم آب شور است که بالغ بر 350 تا400 راس ماهي دارد (دقيقا نمی‌دانيم واحد شمارش ماهی چیست! ما می‌گوییم راس، شما خواستید بگویید اصله یا نفر یا هرچه عشقتان کشید) و این تعداد از لحاظ مالی، 40 میلیون تومان برای صاحبش آب خورده است. 

 

آکواریوم چرا و چگونه؟

برای تهیه یک گزارش از این آکواریوم همراه چند تن از همکاران گرامي راهی الماس شرق شدیم، هر چند هیچ کدام از ما تا به حال از این بخش دیدن نکرده بودیم اما به محض شنیدن مفت بودن این بازدید و طبق قائده «مفت باشه کوفت باشه» پله‌ها را دو تا یکی بالا رفتیم و در میانه راه خودمان را کلی تحویل گرفتیم و پف فیل با طعم کچاپ (که نمی‌دانم چرا پف فیل است و مثلا پف اسب نیست)خریدیم و به ورودی آکواریوم که شبیه دهان کوسه طراحی شده بود، رسیدیم. در این بین از حرکات همکاران دستمان آمد که اگر کودک درون ما را هنوز از شیر نگرفته‌اند، کودک درون ایشان در حد تک سلولی یا نهایتا چند سلولی است و با خود گفتیم جوانی کجایی که یادت بخیر.

 

ماهی خشکه دونه‌ای زیاد تومن...

در ابتدای ورود، اول چیزی که به چشم می‌خورد، تابلوی ورودی هر نفر 3000 هزار تومان بود و بعد از آن روی ویترین‌های دو طرف آقای پول بگیر، کلی ماهی خشک شده، دسته به دسته یک جا نشسته، آن هم نه از بهر خوشگلی، بلکه برای فروش. آن هم نه به 10 یا 20 هزار تومن بلکه به 200هزار تا یک میلیون تومان. 

در دکور شیشه‌ای سمت راست هم یکسری از ماهی‌های خشک، گرفته از کوسه تا ماهی‌های بادکنکی ریز و درشت و بعضا سفره ماهی‌ها و مرجان‌ها به انضمام یک عدد کاکتوس (که هر چه به مخمان فشار آوردیم فلسفه وجودیش را درک نکردیم) به چشم می‌خورد. 

 

تزئین به شرط چاقو...

در ادامه مسیر، اول چیزی که دیده می‌شد یک قایق بزرگ بود که با تورهای ماهی گیری تزئین شده بود ولی توی چشم‌تر از آن، طوطی سینه صورتی بود که بسیار مودب و با وقار نوک قایق نشسته بود و بس که چیزهای خوشمزه خورده بود، عمرا پف فیل کچاپ همکارمان به چشمش نمی‌آمد و در مقابل تعارف ایشان کله‌ای تاباند و چند قدم عقب عقب رفت. 

دو عدد موش خرمای موجود در قفس شیشه‌ای داخل قایق که باز هم ما فلسفه وجودی‌شان را درک نکردیم، پف فیل یا پف اسب یا هر چیز دیگر، زیاد برای‌شان توفیری نداشت و اگر می‌توانستند همکارمان را هم دست و رو نشسته می‌خوردند.

دو طرف سالن آکواریوم‌هایی با دو متر طول و عرض کم، به صورت مستقل از هم دیوار شده بود و در هر بخش مستقل تعدادی ماهی وجود داشت و بعضی بخش‌ها هم خالی بود و از خالی خاک می‌خوردند که بهتر است بگوییم آب می‌خوردند و عملا چیزی برای نمایش نداشتند، وقتی داستان را جویا شدیم آقای پول بگیر مجموعه گفتند، بعضی از ماهی‌ها مرده‌اند و بعضی را به آکواریوم دیگری منتقل کردیم.

 

اندر احوالات ماهی جماعت

اول چیزی که بین آن همه ماهی‌های زیبا توجه انسان را به خود جلب می‌کرد، یک موجود عجیب و غریب بود که از نظر این بنده حقیر، بیشتر شبیه تاپاله گاو یا اسب بود که قدرت خدا به صورت اسلموشن تکان می‌خورد و نام و نشانش را که پرسیدیم گفتند خیار دریایی است و از گونه جلبک خواران است و از نظر من هیچ شباهت به خیار نداشت و شبیه به آن بود که پیش‌تر ذکر خیرش رفت.

روی هر آکواریوم شناسنامه‌ای از ماهی‌های موجود در آن وجود داشت و روی بعضی هم وجود نداشت، که باز همان آقا که ما مخش را کار گرفته بودیم فرمودند بعضی از شناسنامه‌ها را مردم می‌کنند و با خود می‌برند و وقتی می‌گویی چرا؟ می‌گویند قشنگ است و دوست داریم بکنیم!

اما همان تعداد که شناسنامه داشتند و ما خواندیم دیدیم ماهی‌ها انصافا هیچ چیزشان به آدمیزاد نرفته حتی اسمشان، مثل ماهی پافر آرترون صورت سگی یا دامسل استوار و غيره... ولی از زیبایی‌شان هر چه بگوییم کم گفتیم. 

در یک آکواریوم یک عدد ماهی که بیشتر شبیه شکست عشقی خورده‌ها بود سر بر هوا و دم بر زمین به مرجان‌های آهکی تکیه زده بود، انگارهمین الان یک شکم سیر گریه کرده و در گوشه‌ای دیگر یک ماهی سفید کوچک که از تلفیق رنگ‌های آبی و صورتی ملایم برای خود بر و رویی به هم زده بود، نافرم دلبری می‌کرد، بعید نیست که معشوقه ماهی دپرس مذکور باشد. 

جالبناک‌ترین ماهی که من در این مجموعه دیدم، ماهی بود با بدنی خاکستری همراه با خال‌های سیاه که بسیار کنجکاو می‌نمود و اگر دور تا دور آکواریوم را می‌چرخیدی چشم به چشمت می‌دوخت و خیره خیره تعقیبت می‌کرد و آدم دلش می‌خواست لپش را محکم گاز بگیرد، بسکه توله سگ ناز داشت (شرمنده قلیان احساسات شد شما حذفش کنید). یکی هم با پولک‌های سفید و پوزه کشیده و خطوط آبی و مشکی آن‌قدر خجالتی تشریف داشت که به محض دیدن دیگران خود را زیر مرجان‌ها پنهان کرد. و اما در یک آکواریوم بزرگ در میانه سالن یک عدد کوسه خاکستری مثل شاه جماعت، لنگ روی لنگ چرخانده بود و مغرور از ارزش 15 میلیون تومانی خویش، به احدی توجه نشان نمی‌داد. ولی از حق نگذریم زیبا و با ابهت بود در این حال و احوال بودم که ناگهان همکارمان پر پر زنان صدایم زد که بیا این خرچنگ را ببین چطور ماهی زنده را شکار کرده و چهار دست و پا می‌خورد و این صحنه برای من اصلا عجیب نبود چون مرا به یاد غذا خوردن خواهرم می‌انداخت آن هم وقتی که تازه از دانشگاه به خانه می‌آید.

در آکواریوم دیگری نوعی ماهی به چشم می‌خورد که رگه‌های قرمز تمام بدنش را پوشانده بود و مشخصه بارزش کاکل روی سرش بود که همراه با یک مار ماهی موزاییکی به صورت کاملا مسالمت آمیز و احیانا زهره آب شده، روزگار می‌گذراندند.

هارمونی رنگ‌ها در این موجودات ریز و گاها درشت برای من نمونه‌ای از اعجاز خداوند را تداعی می‌کرد که هر لحظه‌ام را از فرط زیبایی به گفتن فتبارک الله احسن الخالقین مزین می‌کرد.

 

آقا آکواریوم به چنده؟!

کمی از دنیای ماهی‌ها که حسابی آب از لب و لوچه‌مان آویزان کرده بود، فاصله گرفتم و اسمالک (همان یواشکی) صدا ضبط کن را خیلی نامحسوس روشن کرده و به سمت مسئول مجموعه رفتم و پرسیدم چرا بعضی آکواریوم‌ها تاریک هستند و نور مناسبی ندارند، خیلی آرام طوری که بنده صدایش را به زور می‌شنیدم چه برسد به صدا ضبط کن، فرمودند مانیتورهای‌شان سوخته و ما هنوز عوض‌شان نکردیم. از طریقه پرورش و تکثیر ماهی‌ها پرسيدم و این‌که آیا می‌شود نر و ماده را با هم انداخت و جوجه ماهی تولید کرد؟ گفتند خیلی کم چنین اتفاقی می‌افتد، چون شرایط جفت‌گیری خاصی دارند و ما اکثر ماهی‌ها را می‌خریم آن هم به واسطه «پول گرد و بازار دراز». 

از سیستم‌های نگهداری ماهی‌ها که در پایین آکواریوم نصب شده بود سوال کردم و این‌که خرید یک آکواریوم آن هم با ابعاد تقریبا دو در دو متر چه مقدار هزینه دارد؟ همانطور که آکواریوم را با روزنامه تمیز می‌کرد، گفت هر آکواریوم این‌چنینی با تصفیه آب و دستگاه‌های كنترل دما و غيره، حدود 3 میلیون آب می‌خورد.

از ضررهای احتمالی جويا شدم و این‌که شده تا به حال ماهی‌های یک آکواریوم‌تان دسته جمعی خدا بیامرز شوند؟ گفتند بله، چند باری شده. اگردمای آب بالا یا پایین شود یا نیترات آب بالا برود و یا دست کثیف به آب بخورد، ممکن است باعث مرگ ماهی‌ها شود.

كلا آماري از هزینه نگهداری ماهی‌ها گرفتيم و پرسیدم چقدر در مقابل هزینه‌ای که می‌کنید برای‌تان در آمد زا هستند. گفت: با پول برق و کرایه مغازه و دنگ و فنگ‌های دیگرش ماهی 6 میلیون هزینه می‌کنیم و تقریبا روزی 300 هزار تومان درآمد داریم که با یک حساب سر انگشتی فهمیدیم نه مثل این‌که اوضاع خوب است و هزینه‌ای که حاج بابا و پسران برای راه‌اندازی این مجموعه کرده‌اند همچین نون و آبدار است. تازه بماند سود فروش آن کوسه‌های خشک شده.

 

وداع...

هرچند دلمان نمی‌آمد ولی آخر سر با ماهی‌ها دست به گردن شدیم و خداحافظی پر و پیمانی راه انداختیم و تا در افق محو شدیم، همچنان برای‌مان باله تکان دادند.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
چه جالبه ... تا حالا نرفتم اونجا ولی واجب شد برم :)
mashhadiboy
mashhadiboy
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
منم حتما باید برم.....ممنون عالی بود
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
آره جای جالبی بود برید حتما
@@@***@@@
@@@***@@@
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
قشنگه ولی نفری 3000تومن قشنگ تره
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
جالبه
bye
bye
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
چند باری اینجا رفتم ...! نزدیکه :))
فهیمه .ن
فهیمه .ن
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
ممنون من دوسه سال پیشرفتم خیلیقشنگه
firuze
firuze
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
طفلی ماهیا:((((((((((
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
اوایلی که اومد ما رفتیم دیدیم با صاحبش هم کلی حرف زدیم آدم خوبی به نظر میومد فقط یکم دندون گرد بود...نمیدونم الان اون کوسه هست یا نه اما اون موقع میگفت این رو از بندر عباس با یه تریلی آوردن که جای اون اتاقک های ماموت همش آکواریوم بوده و پر از آب!!!!بعد ما نفهمیدیم اونو تو اونهمه آوردن چرا الان تو ی متر جا نگه می دارن.....خلاصه کلی ازش تعریف کرد فکر کرده بود ما میخوایم بخریمش...
باران
باران
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
منم اون کوسه رو دیدم
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
یعنی عجب چیزا صد دفعه رفتیم اونجا ولی تا به حال ندیدم .
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
ممنون...واقعا جای جالبیه....
mhv
mhv
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
تک سلولی ، نه خدایی تک سلولی؟؟؟؟/من واقعا سعادت داشتم که با خیار ماهی آشنا شدم:)))))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
کو خیار ماهی کو ؟
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
مگه تک سلولی چشه؟
Shazdehpesar
Shazdehpesar
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
جالب و قشنگ بود...سپاس
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
من رفتم 2بار...کاش یک کم بزرگتر بود...ولی خوبه
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٥
١
٠
شما به هر کي ناز باشه ميگين توله سگ؟؟؟خخخخخخ....
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
شرمنده از دهنم در رفت
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٧
٠
٠
دشمنتون شرمنده همکار گرامي
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
دنياي ماهي ها دنياي زيباييست...ممنون از زحمتي که واسه گزارش کشيده بوديد...
پری سا
پری سا
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
هه هه هه............اون بچه کوسه رو ببین..............کوچولو.........
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
اره خیلی باحاله
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
چه خوشـــــــــــــــــــل ان اینا :)))))))))) من نگران ان ماهی کوشولو آبیم کنار کوسه هه ! نخوردش !
Khal ghezi
Khal ghezi
٩٢/٠٤/١٥
١
٠
اره خیلی خشگلن!!!ولی فقط برای دیدن عالین وگرنه نگهداریشون دردسر زیاد داره!!چه مالی چه حوصله و وقت وزمان وچه کارای سخت!!(یعنی طرز غذا دادن به ستاره افتضاح به طورمثال) عموی بنده عشق ماهین یک اکواریوم با چندتا ماهی وستاره دریایی وشقایق و...دارن پدر بندم تحت تاثیر قرار گرفت!!!! یه دست دوم خرید الان ما بیچاره شدیم!!!!!وقتی هم که تلفات بدن آدم باید لباس سیاه بپوشه!!!:) ممنووووون بابت گزارشتون!
باران
باران
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
ممنون
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
آخی چه ناز بودن بعضیاشون..... نرفتم.... انشالله می رویم...... دست شوما درد نکند..... متشکریم....
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
ممنون بایدبرم ببینمشون
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
ما قرار بود یه بار بریم ....پدر رو هم راضی کردیم و رفتیم ولی حیف که بسته بود!ولی یه بار باید ببینمشون...ممنون
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
مرسی جالب بود
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
من نرفتم
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
چه قشنگ
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
عکس های من خوشگلتر شده
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/١٧
١
٠
خيلييييييييييييييييييي هم عالي :) منكه آكواريومم رو با گراوي پر كردم! چين اين مرجانا خوشم نمياد ازشون:) ماهي فقط اسكار دونه اي 2500 ، چين اين ماهيا پولشون خرج يه سال خوردو خوراكه مونه .... (بازم حكايت همون گربهه كه دستش به گوشت نميرسيد، حرف مفت ميزد)
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٤/١٨
٠
٠
خیلی باحال بود...ممنونم...من یه بار با خانواده محترم از جلوی این مکان رد سدیم ولی از همون جا با ماهیای بای بای کردیم و تو نرفتیم
Niva
Niva
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
جالبه دخترم رفته اینجا..من نرفتم!!!!
فرشته کوچولو
فرشته کوچولو
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
سیزدهمین عکس جالب بود مثل نمو و دوستش فقط دوستش ابی بود :)))))))
حمید
حمید
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
با سلام اتفاقی این مطلب و نظرات دوستان. را خوندم دست گذارشگر محت م و سایرین درد نکنه فقط خ استم بگم اگر. مایل بودید توی سالن عر جیان بهشت زهرا ته ان. توی یک اقیانوسشبشه ای میتونید مجانی هر چقدر دلتون بخواد چند برابر اینها رو ببینید راستس این عکس ها چشم منو نگ فت چون نه مرجان و نه سقایق جالبی توش ندیدم خیار و سیب دویایی هم انواع زیادی دترن که بعضیهاش ن از رنگ قابل شمارش نیستند. خلاصه دوستانی که مایل بچدن فعلا بزرگترین آکواری م ایران هم نجاست که گفتم. تچش هم سعی شده بیشتر از ابزیهای خلیج فارس استفاده بشه پاینده باشید
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥