با من نجنگ...
سلاح من قلم است

با من نجنگ...

نویسنده : نفهم

با من نجنگ

سلاح من قلم است، ازسلاح تو خوفناک‌تر

با من نجنگ

دل من پر از محبت و وحدت است از دل تو روشن تر

با من نجنگ

قلم من هنر است، خدادادی است، هنر من جاودان است و سلاح تو فانیست

با من نجنگ

نوشته‌های من با معناست اما حرف‌های تو چه، همه پوچ و توخالیست

با من نجنگ

نوشته‌های من حرف گفتنی دارد اما همیشه از سلاح تو تنها اشک و غم جاریست

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
باران
باران
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
هه ممنون
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
ممنونم
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
با تشکر! .... خو این اسمه تو داری؟؟!! :|
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
این کاربر جدید قلم طوفانی دارند....
ایران
ایران
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود.مرسی
a_davoodi
a_davoodi
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
شهید آوینی:جنگ تمام شد اما مبارزه همچنان ادامه دارد.ممنون...
وصال
وصال
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
از اسمتون بعید بود این نوشته /
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
سپاس
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
مرسی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
عالی مغسی
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
خیلی زیبا بود
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
زیباس
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
اوه اوه...عمرا دیگه بجنگ..باشه
neyosha
neyosha
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
تشكر............
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
سپاس ....
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
ممنون
sahar
sahar
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
قشنگ بود...ممنون...اگه کمی با کلمات بیشتر بازی می کردین شاعرانه تر هم میشد
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/٢٣
٠
٠
ممنون نفهم :))))))))
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
موافقم.قلم از هر سلاحی خطرناک تر است
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣