بی‌اخلاقی‎‌های مجازی!
جایی غیرحقیقی برای اندکی نفس کشیدن

بی‌اخلاقی‎‌های مجازی!

نویسنده : ف.ش

قبل‌ترها، خیلی قبل‌ترها، این‌جا (همین دنیای مجازی را می‌گویم) جایی بود پر از انگیزه‌های متفاوت افراد برای ورود، برخی‌ها با انگیزه فرار از بی‌اخلاقی‌های دنیای حقیقی به آن پناه می‌آورند و حتما تا به حال نوشته‌هایی را از افراد مختلف خوانده‌‌اید که شکوه کرده‌اند از این بی‌اخلاقی‌های حقیقی و نیت از نوشتن مطلبشان، به اشتراک گذاشتن آن شکوه و گلایه بوده است.

 

اما الان‌ها، دیگر مرز دنیای حقیقی و دنیای مجازی، یک مرز به شدت تعیین شده و مشخص و ثابتی نیست (نمونه‌اش دوست‌های حقیقی‌ای که با وارد کردن‌شان به حریم مجازی‌مان، مجازی هم می‌شوند و دوست‌های مجازی‌ای که بعد از مدتی برای‌مان حقیقی می‌شوند) این‌گونه می‌شود که بی‌اخلاقی‌های حقیقی و مجازی مرزشان دیگر کاملا مشخص و معین نیستند و گاهی همان بی‌اخلاقی‌های حقیقی را در مجازستان هم می‌بینید و گاهی بی‌اخلاقی‌های دیگری که از جنس مجازی‌اند و ربطی به دنیای حقیقی ندارند.

 

این‌که حقیقتا هوای تنفس ِ مجازآباد هم دارد به شدت آلوده می‌شود، این‌که این‌جا هم دروغ هست، نیرنگ هست، تهمت هست، ادعاهای بزرگ اما واهی هست، ریا هست، بی‌دقتی در کلام و رفتار هست، دل شکستن هست، حرف در آوردن برای دیگری هست، سرکاری گذاشتن هست، تجسس در امور دیگری هست، و خیلی چیزهای دیگر، بیشتر به این باورمان می‌رساند که دیگر دنیای حقیقی و دنیای مجازی، حتی در نوع خبط‌ها هم دارند مشترک المرز می‌شوند در یک جاهایی.

 

اما این‌که در دنیای مجازی، برخی خبط‌ها وجود دارد که صرفاً متعلّق به دنیای مجازی است و در دنیای حقیقی محلّی از اعراب ندارد، انکار ناشدنی است.

اما تفاوتی که این دو دسته با هم دارند، این است که در  اولی، به سبب نوع خبط یا درجه آشکار و پنهان بودنش ممکن است که افراد زیادی متوجه خبط فرد شوند. اما در دومی افراد به شدت می‌توانند پشت نقاب‌ها قایم شوند و کسی متوجه  بی‌اخلاقی‌شان نشود و آب از آب تکان نخورد.

اما این دسته دومی دلگیر کننده‌تر است. چرا که ماسک‌ها این‌قدر قشنگ هستند که کسی متوجه این نشود که ماسکی به صورت فرد است و همگان ماسک را همان صورت فرد می‌پندارند و فکر می‌کنند اصلا ماسکی در کار نیست.

 

با وجود تفاوت بسیار این دو دسته، اسم هر دو دسته را گذاشته‌ام «بی‌اخلاقی‌های مجازی»

دیر بجنبیم، دیر به خودمان بیاییم، بوی تعفن بی‌اخلاقی‌ها و بداخلاقی‌ها، دامن دنیای مجازی را هم می‌گیرد. آن وقت هیچ جای غیرحقیقی دیگری برای اندکی نفس کشیدن نیست...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
واقعنا...ممنون از مطلبتون...
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٩
٣
٠
فضای مجازی خیلی وقته که وارد بی اخلاقی شده حتی خیلی بدتر از دنیای حقیقی...
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
کاملا درست
javad agha
javad agha
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
سپاس
firuze
firuze
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
واقعا درسته
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
همیشه میگن حرف راستو یا از بچه بشنو یا از یه جیمی....ممنون از مطلبتون
ati200
ati200
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
باتشکر
Shazdehpesar
Shazdehpesar
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
بله...ولی فضای مجازی هم وارد بی اخلاقی شده است...باید مراقب باشیم!!
tanha
tanha
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
واقعن!! سپاس
باران
باران
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
ممنون
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
مرسی
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
گاهی در فضای مجازی شخصیت ها واقعی می شوند
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
مغسی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
سپاس
e_rajabi
e_rajabi
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
یهنی من شیییش کیلومتر مطلبو بخونم....
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
مرسی...
CHalipa
CHalipa
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
بنظر من میشه گفت عده ی زیادی از کاربرای امروزی دنیای وب خود حقیقیشون نیستن بلکه اون کمبود و اون نقطه پنهان زندگی حقیقیشونو اینجا بتصویر میکشن و بازگو میکنن
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٤/٢٠
٢
٠
موافقم. آره گاهي انگيزه هاي پنهان، برميگرده به همون نقاط پنهان ِ زندگي حقيقي.
CHalipa
CHalipa
٩٢/٠٤/٢١
٠
٠
ف.ش بنظر من میشه گفت بالای 80% ب این وضعه
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/٢٠
٠
٠
دقیقا...ممنون
neyosha
neyosha
٩٢/٠٤/٢٤
٠
٠
تشكر.............
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات