گر چه ناچیز ولی زائر تو در توسیم!
شعری ازسید محمد سادات اخوی

گر چه ناچیز ولی زائر تو در توسیم!

نویسنده : Mahnaz_72

ما که شرمنده و از بخشش خود مایوسیم

قطره و ریزه خور سفره اقیانوسیم...

ما ز خاکستر تقدیر شکوفا شده‌ایم 

خاکزادیم و ز نسل نفس  ققنوسیم 

واژه گنگ لغت نامه خورشید شدیم

وای مایی که جدا مانده ازین قاموسیم

شعله کوچکی از چشم تو تابید به ما

تا ابد روشن از آن یک نظر فانوسیم

بختمان زردتر از «گنبد» و «ایوان طلا» ست

گر چه ناچیز ولی زائر تو در توسیم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
زیبا...ممنون...
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
ههههی...زیبا بود ممنون.حیف ما مشهدیا قدر اقا امام رضا رو نمیدونیم
7 مقدس
7 مقدس
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
تشکر
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
واسه ماها عادی شده دیگه...چ میشه کرد
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
مرسی
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
قشنگ بود ممنونم
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
چرا دل منو خون می کنید ؟الان چهار ماهه به دلایل مختلف حرم نرفتم.هی ....خیلی بی معرفتم،نه؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
منم :-(
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
سپاس
javad agha
javad agha
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
ممنونم وسپاس از شما
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
بسیار هم خوب! امام رضا رو فراموش نکنیم بچه ها!‌واسه خودمون خوبه!‌ هیییییی
maede
maede
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون.خیلی قشنگ بود...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
یه ساله نرفتم حرم..:'(
mhv
mhv
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
انشاالله همیشه از مجاورین اقامون باشیم :)
sahar
sahar
٩٢/٠٥/٠١
٠
٠
بله..آخرین بار یادمه روز بعد از کنکورم رفتم....چقد من بدم :(
سردار
سردار
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
آخرین بار 6 تیر ماه بود با دوستام رفتم ، وایییییییی من خیلی بدم !
سردار
سردار
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
آخرین بار 6 تیر ماه رفتم با دوستام حرم ، بعدش نه ... ! به قول این بنده خدا که مداد رو با دندوناش نصفه کرده : چقدر ما بدیم !!!!
ghazale
ghazale
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
ممنون
Vania
Vania
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
بختمان زردتر از «گنبد» و «ایوان طلا» ست گر چه ناچیز ولی زائر تو در توسیم! انشا<الله در دنیا و آخرت مجاور و همسایه آقا باشیم.
neyosha
neyosha
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
متشكر...........
ati200
ati200
٩٢/٠٥/٠٢
٠
٠
گر چه ناچیز ولی زائر تو در توسیم!
subwoofer
subwoofer
٩٢/٠٥/٠٦
٠
٠
مرسی خوب بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/٣٠
٠
٠
سلام خیلی زیبا بود.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات