روزهای آخر خوابگاه
بدی خوابگاهی بودن همین است

روزهای آخر خوابگاه

نویسنده : شاهدخت

روزهای آخر که می‌شود دلت بدجوری هوایی می‌شود، انگار طاقتت تمام شده، حتی یک ثانیه‌اش را هم نمی‌توانی تحمل کنی. کم‌کم می‌بینی اتاق‌های بغلی دارند خالی می‌شوند، هم طبقه‌ای‌هایت چمدان به دست و با لبی خندان با تو خداحافظی می‌کنند و تو همچنان جزوه به دست، مجبوری بمانی.

این روزهای آخر خوابگاه حسابی سوت و کور است و تو آرزو می‌کنی ای کاش امتحان وسط ترم را کنسل نکرده بودی تا به آخر ترم بیفتد، بدی خوابگاهی بودن همین است!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Paeez
Paeez
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
آخی ..ایشالا تموم میشن میای خونه:)
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
آخی...عب نداره..غصه نخور...این نیز بگذرد
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
آخی....من که خوابگاه نبودم تا حالا...ولی اقشال نداره که...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
غصه نخور...تا چشم بهم بزنی تمومه....
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
اره ولی کم کم عادت میکنی منم گاهی اوقات دلم میگرفت
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
آخی نازی
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
آخی آره دیگه فقط خاطرات میمونن :((
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
اره ما يك ميام ترم دارو بود انداختيم. واسه بعد امتحانا همه رفته بودن ما مجبور بوديم يه روز ديگه واستيم خيلي دير گذشت همون يك روز
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
من كه خوابگاهي نبودم...اما آره بده ديگه همه مي بيني ارن ميرن و تو موندي..
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
دلم برای خواهرم که خوابگاهیه و یه ماهه ندیدمش خیلی تنگیده...خیلی
Eli-soltani
Eli-soltani
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
انشالا زودتر درستو تموم کنی ... امتحانا هم تموم میشه و زود میری پیش خانوادت ... خوابگاهی بودن خیلی سخته من که اصن دوست ندارم ...
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
خوابگاه به نظر من خیلی جای جالب و باحالیه و من خیلی دوس دارم خوابگاهی بشم این سختی هاش هم بعدا برامون خاطره میشه
hamta
hamta
٩٢/١٠/٢٨
٠
٠
قبول دارم تکت تک لحظاتش شیرینه.... من هیچ وقت از خوابگاهی بودنم پشیمون نسشدم.
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
همه ی اینا خاطره میشه تو زندگیم...چیزی که بعدها یکم یادآوریش دردآور هست همون آدمایین که باهاشون هم خوابگاهی بودی اما هیچ خبری ازشون نداری...
s.a
s.a
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
آخی................ خوابگاه........ تجربش نکردم ولی شنیدم خیلی سخته........... هعی........... الان دارم فکر میکنم میبینم آره واقعا! همه برن کم کم خونه هاشون ولی مثلا من بمونم............ وااااااااااااااای......... خیلی سخته!
باران
باران
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
ایشالا تموم میشه
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
طلفکی!
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
غصه نخور...تموم میشه...اونوقت خودت میری بابقیه(اگه کسی باشه) خداحافظی میکنی
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
اما بعد از چند روز ، دلت میگیره واسه خوابگاه و هم خوابگاهی ...
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
اخي طفلي اما يه روز دلت برا خوابگاه و ايناش تنگ ميشه ها...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
تموم میشه . اما برای من که خیلی سخت بود خیلی حالتو درک میکنم
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٤/١٤
٠
٠
با اينكه من خوابگاهي نبودم و طبعا نمي تونم درك كنم شدت اين حس و حال رو، اما برام خيلي ملموسه و خيلي بهتون حق ميدم. نميدونم چرا هميشه از رفتن به خوابگاه پرهيز ميكردم و دوستمهرچي اصرار ميكرد، من خيلي كم ميرفتم و روزهايي كه ميرفتم، ترجيح ميدادم زود برگردم خونه مون. يك حال خاصي داشتم تو خوابگاه، يك حس ِ به شدت دلگيرانه. يك روز كه بخاطر يك كاردونفره مجبور شدم صبح تا شب اونجا باشم، بيشتر و بيشتر حالشونو درك كردم
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٤
٠
٠
آخی.... الهی عزیزم... انشالله هر چه زودتر تموم بشه.....
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/٠٨
٠
٠
دلم برات سوخت اشکم در اومد باور نمی کنی!!!!باور کن
hamta
hamta
٩٢/١٠/٢٨
٠
٠
خب چرا کنسلش کردین؟؟؟؟ ولی جدا بدترین صدایی که آخر هفته ها شنیده میشه صدای چرخای چمدونا تو سالنه!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣