قصه چشم‌های تو
شعری سروده خودم

قصه چشم‌های تو

نویسنده : سحر نیکو عقیده

چشم‌هایت آغاز داستانند

نقطه چین اشک‌ها، روی صفحه صورتت

تا لب‌ها ادامه دارند

اشک‌ها، لب‌های تو را تر می‌کنند

تا که شاید، بذر کلمات ریشه بدوانند، بشکفند

اما تو...

لب تر نمی‌کنی

همیشه نقطه اوج داستان را از دست می‌دهی

اشک‌ها سقوط می‌کنند

روی تن سرد خیابان جان می‌دهند

و قصه چشم‌های تو

باز ناتمام می‌میرد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
١
٠
زیبا بودسپاس
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
١
٠
قشنگ بود.....من که شعر نمیتونم بنویسم....سپاس
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/١١
١
٠
قشنگ بود ممنون
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
١
٠
خيلي زيبا بود خسته نباشين
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١١
١
٠
زیبا...ممنون...
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١١
١
٠
زیبابود مرسی
دایی علی
دایی علی
٩٢/٠٤/١١
١
٠
زیبا پر معنی و با صفا آفرین جالب بود ادامه بده
a_davoodi
a_davoodi
٩٢/٠٤/١١
١
٠
زیبا بود..ممنون
وصال
وصال
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
مرسی بدک نبود موفق باشید در ادامه
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
جالب بود اما نمیخوام بگم خوب بود فک کنم نقد سانده بهتر باشه.....راستش یا خیلی مفهومی بود شعر یا آهنگ نداشت و یا فضا سازیش یخورده کم بود....البته اینم بگم که من خیلی ادبی خوندم شعرو اگه نه از لحاظ احساسی خوب بود
ایران
ایران
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
خیلی حس استادی بهتون دست داده جناب رادمهر!من سروده ی هر کدوم از بچه ها رو خوندم نظرتون همچین جملاتی بوده!!!لطفا پیاده شید!!!
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
من فقط نظرم رو گفتم ایران بانو اینو تو همه ی نظرام هم گفتم چون دلم نمیخواد بیام بنویسم ممنون عالی بود فقط چیزی رو که برداشت کردم از شعر و یا نوشته رو به عنوان نظر نوشتم فک کنم صادق بودن بهتره....چشم از این به بعد پیاده میشم که راحت باشین....
آرتمیس
آرتمیس
٩٢/٠٤/١١
٢
٠
عالی و بسیار احساسی خیلی دوستش داشتم
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ممنون آقای رادمهر از نقد سازندتون. حرف شما متینه. من این شعر رو 4سال پیش گفتم. صد در صد ایراداتی داره. بازم متشکرم از نظرتون
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
این در جواب رادمهر بود
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ممنون از همه دوستانی که وقت گذاشتن
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٤/١١
١
٠
زیبا بود مخصوصا این که از خودتون بود
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١١
١
٠
مغسی خوب بود
باران
باران
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
هوووووم ممنون
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٢
١
٠
مچکر قشنگ بود :))))))))))) وقصه چشم های تو باز ناتمام می میرد . . .
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٤
١
٠
قشنگ و احساسی بود... موفق باشی عزیزم....
h_solayman
h_solayman
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
قشنگ بود.امدوارم سروده های دیگرتان را ببینم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣