از بیکاری بمیر ولی سوسول نباش!
راهنمای استفاده بهینه از اوقات فراغت

از بیکاری بمیر ولی سوسول نباش!

نویسنده : ایمان فروزان نیا

صبح، تازه آفتاب زده بود که از خواب بلند شدم، ساعت را یک نگاهی کردم، تقریبا 12 بود! بلند شدم و دست و رویم را شستم و مستقیم رفتم سراغ یخچال. اول کمی از هوای خنک و مطبوعش استفاده کردم، بعد هم از شام دیشب هر چه مانده بود، آوردم بیرون و ریختم داخل ماهیتابه و زدم بر بدن. بعدش نماز خواندم و دست آخر، رفتم یک چرت کوچکی زدم تا خستگی ناشی از نهار خوردنم برطرف شود! ساعت‌های 5 بعد از ظهر بود که بیدار شدم. تمام بدنم کوفته بود. رفتم خودم را پهن کردم روی مبل و کانال‌های تلویزیون را بالا و پایین کردم. اول کمی شبکه نمایش، بعد بیست و سی، بعد کانال سه، بعدش دوباره اخبار و بالاخره بلند شدم نماز خواندم و شام آماده شد و رفتم در کنار خانواده شام خوردم. بعدش هم رفتم داخل اتاق و نشستم پای کامپیوتر و خدا عمر دهد داداشم را که هر چند وقت یک بار یادآوری می‌کرد تا پلک بزنم که احیانا چشم‌هایم خشک نشود. تا خود اذان صبح سریال نگاه کردم و بعد از نماز هم خوابیدم.

 

تعجب نکنید، شاید این داستان با کمی تغییر در جزئیات برای خیلی‌ها (اشاره به کس خاصی که تازه کنکور داده هم نمی‌کنم) رخ داده باشد. حالا واقعا باید با وقت آزاد شده‌مان، همان وقتی که 12 سال بود مانندش را نداشتیم چه کنیم. اگر شما هم از طرفدارهای حرکات نوآورانه و ساختار شکنانه هستید، با منوی پیشنهادی ما همراه شوید.

 

* اول از همه؛ حتی به فکر رفتن به کلاس‌های آموزشی هم نباشید، و اگر کسی را هم در راه رفتن به این کلاس‌ها دیدید؛

1. در صورت سوار بودن در ماشین، او را زیر بگیرید!

2. در صورت سوار بودن بر موتور یا دوچرخه، از کنارش رد شده، پس گردنش بزنید

3. در صورت پیاده بود، به فحش اکتفا کنید.

آخر بس است درس و خواندن و کسب علم، حتی برخی از بزرگان مکتب سادیسم توصیه داشتند که از رفتن به کلاس‌های ورزشی هم خودداری کنید، مگر بدن سازی که اساسا جهت پف کردن و قیف آمدن در خیابان بسیار مفید است.

 

* دوم اینکه؛ هر چه کتاب دور و برتان است دور بریزید، بگذارید ذهن‌تان تا ترم دو، سه دانشگاه از شر کتاب در امان باشد! در عوض یک سری فیلم کلاسیک دهه 40، 42 پیدا کنید و شروع به دیدنشان کنید. اساسا دیدن این فیلم‌ها جز اتلاف عمر فایده دیگری ندارد ولی خوب باز از کتاب خواندن که بهتر است!

 

* سوم این‌که؛ تمام رفیق، رفقا را جمع کنید و برنامه بگذارید که تا آخر تابستان که وقت‌تان آزاد است، هر شب بروید خانه یکی‌شان تلپ شوید. قطعا هر آدم خنگی هم می‌داند که وقتی نوبت خودش شد، باید

1. برود شهرستان

2. اسباب کشی کند و آدرسش را به رفقا ندهد

3. طاعون بگیرد

4. بمیرد

 

* چهارم و مفیدترین کار؛ از ساعت هفت صبح بیاید سایت جیم، کلی مطلب مفید بخواند، کلی بحث مفیدتر انجام دهد، از مطالب آتی بنده مستفیض شود و خلاصه لپ کلام؛ رفتن به کلاس‌های آموزشی از ورزشی گرفته تا هنری و علمی و مطالعه کتاب‌های غیر درسی و رفتن و دیدن اقوام و سفر رفتن جهت در آمدن از حالت خامی و رفتن به حالت سوختگی، همه و همه کار بچه‌های سوسول است و شما سعی کنید رد زندگی سوسول نباشید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
ادمین ناباب ندیده بودم که الآن دیدم
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
اهم اهم... :پی
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خب ببینید حالا :پی
غ-مريم
غ-مريم
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خدايي مستفيض شديم مادر ما همين الانشم خواهرام از دانشگاه اومدن ماتم گرفته خوب آخه حقم داره بنده ي خدا برنامه عادي شون كه همونه كه شما فرمودين در بين تو اوقات فراغت با دمپايي همديگرم ميزنن اصلا علاقه اي به خياطي و گلدوزي هم ندارن
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
رادمهر فک کنم تورو میگه
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
یه همچین حسی بهم دست داد اتفاقا...
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
جدا؟! شما هم؟
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
از افعال معکوس استفاده کردین / حقیقت تلخیه. جدن تلخ / من ک متنبه شدم / دیگه جیم نمیام :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
منم الان توسط ادمین پدر اخراج شدم
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/١٠
١
٢
با اين اوصاف من از اون سوسولاشم :) كلاس ميرم اونم چه جورش! از اول تابستو تا آخرش 7تا كلاس اسم نوشتم! كه 2تاش شروع شده :) كتاب ميخونم چندتا چند تا! الان 3تاكتاب امانت گرفتم، 2تا نجوم يكي هم طراحي وب :)) 8تا pdf معركه هم در دست خواندن دارم :)))))) برنامه ددر دور دور هم براهه :) شبا شهر بازي ، صبا پيادده روي :) الباقيشم هرچي موند وبگردي، و شخم زدن سايت جييييييييم :) اين وسط مسطا يه 4پنج ساعتم خواب (^_^)
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
حیف که برای سایت لگوهای قشنگ فرستادید. وگرنه... برید توبه کنید از سوسول بازی!
پسر جهنمی
پسر جهنمی
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
نچ نچ نچ
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
اوكي :) بعد اون دنيا شما جواب اونيي رو ميدي كه گفته زگهواره تا گور، دانش بجويي؟؟؟؟ اگه اينطوره من مشكلي ندارم، توبه ميكنم! خدايا توببببه!من سوسولم، سوسول ترم كن :)))))))
@@@***@@@
@@@***@@@
٩٢/٠٥/٠٣
٠
٠
اولا شعر کامل نیست در واقع میگه اگر اگر بیکار سرکاربرو هستی زگهواره بچه یه ماهه تا گور جد 1000ساله همسایه دانش بجوی راستی گفتی نجوم داغ دلمو تازه کردی
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خب الان که چی؟؟؟چقدرم جالب نماز رو گنجونده بود تو مطلب که اسلامی بودن معلوم بشه البته اینو جدی میگم جدیدا توی فیلمامون که اصلا از نماز خبری نیست اما توی متن خیلی خوب استفاده شده بود....در ضمن نویسندگی هم هنری خوبیه ها:))
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
آره؟! حالا شد هنر؟! آقایون، خانم‌ها این رادمهر عزیز دل، اومد کنار من نشست با مشت زد توی چشم، ینی از اون بدتر، میگه نویسندگی که هنر نیست خخخخخخخ
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
جان؟؟؟مشت؟؟چشم؟؟؟اون شات گانی که شما نشونه گرفتین سمت من چی بود پس؟؟؟
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
١
٠
کشتی کجه ؟ یا راسته ؟ :)))))))
Paeez
Paeez
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
چرا جوونای مردمو اغفال می کنین...مهدیه بانو بیاین این مزدوجتونو ارشاد کنین:)
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
مهدیه بانو، الان عصرونه خورده، رفته بخوابه که خستگی حاصل از عصرونه رفع بشه!
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
مهدبه بانو كيه؟؟؟؟؟؟
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
فک کنیم سوسول باشیم بهتره
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
فکر کنم یکی باید شما رو ارشاد کنه!
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
ممنون..جالب بود
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خواهش
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٤/١٠
٠
١
مسخره
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
اسم ..... اصغره
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
سيبيل ....ميچرخه
@@@***@@@
@@@***@@@
٩٢/٠٥/٠٣
٠
٠
چرا ازارش می دین شاید بهش توهین شده
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
طفلي ما کارمندا نميتونيم اوقات فراغت داشته باشيم...شبا بايد زود بخوابيم..صبح هم ساعت 6 بيدار شم...هعععيييي...بازم ناشکري نمي کنم:))
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
عاشق مطالبتم ايمان جان...
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
عاشق پشت کارتم قوام جون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
پشتکار؟؟؟از چه لحاظ؟
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
کاری
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
بیکاری هم به نوعی کار است
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٠
١
٠
راحت ترين راه براي پيچوندن رفقا خاموش کردن گوشي و خوابيدنه...آخ که چقدر کمبود خواب دارم
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
ینی دیگه نیایم جیم؟؟؟؟ اوکی.....خخخخخخخخخ
باران
باران
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
اره یه همچین منظوری داشتن فک کنم خخخ
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
چه جالب!ممنون
ارام
ارام
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
من که فکر کنم تغریبا سوسول باشم نمیدونم
mah-tkh
mah-tkh
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
اتفاقا من که دارم از بیکاری کپک میزنم! کلاسم که از سن ما گذشته! جیمیا یه فکری بکنن!
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خواب کلا چیز خوبی است
باران
باران
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
یه زمانی ما هم سوسول بودیم هععععی ... ممنون
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
یعنی الآن به من گفتید سوسول؟؟؟...ممنون از مقالتون...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
اوووه چی همه سوسول ! نه مثکه اوشون خعلی بیکاره :))))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
رسما من شدم سوسول دیگه ! ای خدا ! حالا دوستای ما رو نمیگین میخانبرن کلاسای مدرسه ثبت نام کنن ! آقا ما سوسول نیستم به جان ادمین ! آقا دیگه متاب غیر درسی عیب نداشته باشه دیگه خخخخخ الان میرم کلاس زبانم میریم که فوش خارجی یاد بگیریم ! کلاس والیبال رو هم الان میرم کنسل می کنم خوبه :)))))))))))))))))))
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
نه فمیدم ! این همه مطلب نوشتن تبلیغ سایت خودشون بود بعله ! ایششش ! فک کردن ما نمی فمیم ! والا به خدا ! ( به جان 5 تا ادمین من سوسول نیستم ! عه ! ادمینا کوجا رفتن پس ؟؟؟؟؟)
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
آخ آخ لو رفتیم، بچه ‌ها بقشه b رو اجرا کنید :|
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
یه سر بریم جیم فنگ :)))))))))))) ببینیم راسته اینا ! عمرا ینی ! :)))))
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
چه اسمی؟؟؟؟؟؟؟.......lol
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
آقا یا خانم.....یکی حرفهای داداشی رو خلاصه کنه خعلیه.....:)))
ارام
ارام
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
گربه گریان میگه بر بخواب ولی کلاس و این چیزا رو هم بی خیال شو اگه کسی رو هم دیدین این طوریه منع کنین و ..............
پور يوسف
پور يوسف
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
مطالب مفيد سايت تو حلقم
سایه
سایه
٩٢/٠٤/١١
١
٠
اشخاصی میتونن این مدلی اوقات فراغت داشته باشن که یا مادر عزیز در سفر باشه یا همسر محترم خرید و دوره های دوستانه.وگرنه نون خریدن کله سحر ،لنگه دمپائی سر ظهر و نایلون آشغالا ساعت 9 کمترینشه
i.forouzan
i.forouzan
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
احسنت به دنیا دیدگیت
korosh
korosh
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
اصن قبول ندارم !!!!!!!!!!!!!!!!!!! نمونش خودم سایه مادر پدرم رو سرم !!!!!
آرتمیس
آرتمیس
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
الان با این مطلب حس سوسول بودن بم دس داده که ا این حس اصا خوشم نمیاد آقا دیگه من کلی برنامه دارم خب حالا اگه یکی منو زیر گرفت یا پس کلم زد یا بم فوش داد من چه کار کنم؟
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ادمین پدر موندم که چرا سانسور نکردن!!!!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
جالب بود جناب ادمین اما این مدل خوشگذرانی کردم مختص مجردهاس
ف
ف
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
نه بابا...ما که از صبح کلاسيم تا ظهر...بعداز ظهر هم که تا شب در س...واقعا دلم براي يک همچين تابستوني تنگ شده..
زردشت
زردشت
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
خیلی هم مخالفم...همه جای جهان سرجمع دو ماه تعطیلات دارند...ما علاوه بر تابستان، بین التعطیلین هم داریم......تا کی خود را گول میزنیم و گول میخوریم....به پیشرفت و بهترین بودن توجه نمیکنیم...و میخواهیم همه تلاش کنند و ما استفاده کنیم...؟؟؟.....یک حرفی هم هست....
زردشت
زردشت
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
همه جای دنیا به فکر پیشرفت است ولی ما کنج خونه میگیم: مهدی بیا.....و هیچ تلاشی نمیکنیم و زمینه ساز نیستیم....
korosh
korosh
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
یعنی زدین تو خال ................... تمامی فعالیتای روزانمو اینجا نوشته !!!!!!! احسنت جناب فروزان نیا احسنت .......
Poonika-h
Poonika-h
٩٢/٠٤/١٤
٠
٠
O_O .ولی جالب بود :))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/٠٤
٠
٠
جهت قیف آمدن :)))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥