لیون های آب یخ

لیون های آب یخ

نویسنده : f_tasnim
 کربلا رفته هایش خوب می دانند
توی بین الحرمین که راه می روی
کلمن های آب یخ جگرت را می سوزاند...
نگاه که به دخترکان سه ساله عربی که لیوان های آب یخ را سر می کشند می اندازی
اندازه تمام 18 سال زندگی ات روضه جلوی چشم هایت عبور می کند...
شش ماهه هایی را که بی قرار شیر خودشان را به مادر می چسبانند
ذره ذره آبت می کنند...
کربلا رفته ها خوب میدانند که کربلا ، وجب به وجبش آدم را آتش میزند...
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_kabiri
m_kabiri
٩١/٠٩/٠٣
١
٠
خیلی دلم میخواست یه بارهم که شده کربلا مشرف بشم.التماس دعا
m-nik110
m-nik110
٩١/٠٩/٠٦
٠
٠
اخ چی پیشه ما هم لیاقت قدم گذاشتن توی این خاک را پیدا کنیم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨