غزلی در وصف گرانی مرغ

غزلی در وصف گرانی مرغ

نویسنده : mahshid2
مرغ، آهنگ جدایی ساز کرد / ناگهان از سفره‌ام پرواز کرد
از فراقش قلب بشقابم شکست / قاشق و چنگال من در غم نشست
دید او فیش حقوقم را مگر؟ / کاین چنین از پیش من بگرفت پر
مرغکم رفتی تو از پیشم چرا / کردی از پیش خودت کیشم چرا
من به تو خیلی ارادت داشتم / حشر و نشری با کبابت داشتم
خاطراتت مانده در کنج اجاق / سوخت قلب دیگ تفلون از فراق
ران و بال و سینه ات یادش بخیر / قلب چون آیینه ات یادش بخیر
با سس قرمز چه زیبا می شدی / خوب و دلچسب و دلارا می‌شدی
ای فدای ژامبون رنگین تو/ سوپ‌های داغ و آن ته چین تو
ناز کم کن پیش ماها هم بیا / لطف کن ،یک شام، این‌جا هم بیا
دستمان از گوشت دور است ای نگار/ پس تو دیگر اشکمان را در نیار
زندگی بی تو جهنم می‌شود / سکته، اسبابش فراهم می‌شود
ای فدای قُد قُدایت باز گرد / این دل و جانم فدایت باز گرد
بی تو باور کن که مردن بهتر است/ از جهان تشریف بردن بهتر است
از خر شیطان بیا پایین عزیز / عشوه کم کن، زهر در جامم مریز
تازگی از دیگران دل می‌بری/ هرکه بامش بیش، با او می پری
در نبودِ هیکل زیبای تو / دلخوشم با سنگدان و پای تو
پس چه شد آن بال‌های خوشگلت / لک زده است این دل برای شنسلت
ذهن یخچالم پُر است از یاد تو / بازگرد ای خوشگل تو دلبرو
تخم خود را لا اقل از ما نگیر/ تا که با خاگینه‌اش گردیم سیر
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
bye
bye
٩١/١٠/٠٣
٢
٣
شعر زیاد جالب نیست به نظر من !!! بازم ممنون دوست خوبم
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٦
١
٠
شعر جالبیه
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات