طنز آماری!
در وصف جناب برند

طنز آماری!

نویسنده : h_hamayeli

تعریف یک آمار دان:  آماردان كسي است كه در سطل آب يخ ايستاده است، دست‌هايش را به اجاق چسبانده است و مي‌گويد «به طور متوسط، احساس خوبي دارم.»

 

1. یك آماردان مشهور هرگز با هواپيما سفر نكرده بود، چرا كه او سفرهاي هوايي را مورد بررسي قرار داد و احتمال وجود يك بمب را در هر پرواز خاص يك در ميليون برآورد كرد و او آمادگي پذيرش اين احتمال وقوع را نداشت.

روزي يكي از همكاران وي را در يك كنفرانس دور از خانه‌اش ملاقات كرد.

- چگونه به اين‌جا آمده‌ايد، با قطار؟

+ نه، با پرواز

- پس عقيده در مورد بمب چه شد؟

+ خوب، من پيش خودم فكر كردم كه اگر بخت وجود يك بمب ۱ در ميليون است، آنگاه احتمال وجود ۲ بمب (0.000001)*(0.000001)  است. اين احتمال خيلي، خيلي كوچك است، كه من مي‌توانم آن را بپذيرم. بنابراين اكنون من بمب خودم را حمل مي‌كنم!

 

2. گروهی شامل پنج آماردان با قطار مسافرت می‌کردند. در یکی از ایستگاه‌ها پنج نفر زیست‌شناس هم به آن‌ها اضافه شدند. آن‌ها مثل کسانی که از قبل همدیگر را می‌شناختند شروع به گفت‌وگو نمودند. در خلال گفت‌وگوها معلوم شد که هر کدام از زیست‌شناس‌ها یک بلیط جداگانه برای خود خریده‌است در حالی که آمار دان‌ها به طور مشترک فقط یک بلیط خریده‌اند. یکی از زیست شناس‌ها با تعجب پرسید: چرا شما پنج نفر فقط یک بلیط خریده‌اید؟ حتما هوس کرده‌ایدکه دستگیر و به بیرون قطار پرت شوید! یکی از آماردان‌ها پوزخندی زد و گفت: منتظر باشید و تماشا کنید! هنگامی که بازرس کنترل بلیط‌ها نزدیک می‌شد، آماردان‌ها با هم به نزدیک‌ترین توالت رفته و در آن پنهان شدند. بازرس بلیط‌های زیست شناس‌ها راکنترل و هنگامی که می‌خواست برود، متوجه شد در توالت کناری قفل و چراغ آن روشن است. بازرس در توالت را زد و با صدای بلند گفت: بلیط لطفا! یکی از آماردان‌ها بلیط را از زیر در توالت به بیرون هل داد. بازرس بلیط را کنترل و آن را از زیر در برگرداند. به محض این‌که بازرس رفت، هر پنج آماردان از توالت بیرون آمدند و خوشحال به کوپه خود برگشتند.

 

3. مرد آماری دوان در صبح و شام

خاک این ایران زمین گیرد قوام

کوچه بن بست و خیابان‌ها شلوغ

چون ذغالی از سیاهی بی فروغ

مرد آماری نشان بی‌نشان

بی نشانان را بگیرد یک نشان

سوز سرما، مرد آماری روان

سوی یک کارخانه‌ای او بی‌امان

چون عطش بارد ز سوی آسمان

در تلاش از خانه‌ای گیرد نشان

چون بیاید خانه‌ها، کارخانه‌ها

در شعف آید از این شکرانه‌ها

صنعت و مسکن که باشد در فراز 

خلق این ایران زمین در اعتزاز

وارداتش در تراز با صادرات

ملک پیر گیرد ثباتی با نشاط

از دبستان از کتاب آرد خبر

مرد آماری نشانی از سفر

اشتغال رویای شیرین جوان

بحث شوق انگیز دیرین جوان

از عسل، گندم، علوفه در چمن

کل کالایی که باشد در وطن

مرد آماری دوان و پرشتاب

در میانسالی روان و در شتاب

تا بماند جاودان ایران زمین

تا نگیرد این وطن را ظلم و کین

گر نباشد یک هوایی در جهان

در دمی خاموش گردیم بی‌گمان

گر نباشد هیچ آماری در میان

جملگی نابود در رود زمان

خلق این ایران زمین دارد پیام

مرد آماری تلاشت مستدام

==================

پ.ن: سعید برند کارشناسی آمار دارد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
یاد کباب برند افتادم و.روز سه شنبه :))
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
بابا آخه چرا این قدر این برند رو قبل از صندلی داغ اذیت می کنین....ممنونم عالی بود
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخ
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خودم هم آمار میخونم و خیلی چیزای دیگه میشهخ برای آمار دان ها گفت ولی خب اصطلاحاتی هست که همه متوجه معانی نمیشن
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خعلی باحال بود.......یعنی دقیقا درست بود......سپاس
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
مغسی ایشالله ادامه اش سه شنبه
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
زیبا نوشته بودین خانوم حمایلی استفاده کردیم...چ کباب برندی بخوریم فردا:))
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
از الان سوالارو آماده کنین که کباب داریم فردا
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خاک اين ايران زمين گيرد قوام...فاميل منو نوشته...ممنون خانم حمايلي
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خواهش میکنم
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
آمار علمی نام آشنا اما غریب افتاده
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
و البته پر کاربرد. سپاس
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
بله.موافقم با شما
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
مرد آماری تلاشت مستدام.... ممنونم..... خخخخخخخخ جای منم فردا شب خیلی زیاد خالی کنین.....
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
فردا زغالش کنین...حیف که من نیستم
hamid_roni
hamid_roni
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خخخخخخخخ ... این سعید برند هم هنوز هیچی نشده مورد سو استفاده قرار گرفته هاااااااااااااا ...
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
سو استفاده کجا بود. داریم معرفی میکنیم
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خيلي جالب بود..
باران
باران
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
بنده خدا
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خخخخخ...جالب بود...ممنون...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خخخخخخخخخ :))))))))))))))))) آقای برند اینو خوندن ؟ خخخخ آخ قیافه شونو بعد خوندن مطلب بذارین رو سایت :) خواااااهش :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
راست میگه....بذارین
h_hamayeli
h_hamayeli
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
منم موافقم
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١١
١
٠
چشم چپ با زاویه 60 درجه بالا... چشم راست اندازه یه عدس ... دهان با زاویه 45 درجه مایل به راست و به اندازه یه تیل مگسی باز افتاده!!!..انگشت سبابه دست راست هم لای موهای فرق سر.. انگشت سبابه چپ هم تا آرنج تو ی گوش!!1 فکر میکنم این شکلی شده باشن! البته این همش یه حدس هست و در حد فرضیه!
firuze
firuze
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
اون قطاره خیلی به کار میاد خخخخخخخ
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ خیلی باحال بود :) .. الان نشون میداد ما زیست شناسا چقدر آدم های صاف و ساده ایی هستیم و این آماری ها روم به دیفال همسایه چقدر کلک بازن!!!!
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
جالب بود بنده خدا آقاي برند چي بكشه اون شب
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخ خیلی جالب بود ممنون.
anis
anis
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
من همین الان به رشته آمار علاقه مند شدم!!! با تشکر از شما!
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ خیلی باحال بود
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨