دختران درخشنده در باشگاه مشت زنی!
پنج رمان که شما را دیوانه می‌کند

دختران درخشنده در باشگاه مشت زنی!

نویسنده : mahboobeh

رمان‌ها می‌توانند خواننده را به گریه وا دارند یا به خنده، اما تعداد رمان‌هایی که با ذهن خواننده بازی کنند و به شکلی موجب دیوانگی خواننده شوند کم هستند. آن‌چه می‌خوانید معرفی پنج رمان است که با روایات عجیب و متفاوت خود، ذهن خواننده را به بازی گرفته و او را غافلگیر می‌کنند.

 

استخوان‌های دوست‌داشتنی / آلیس زبالد

سال 1974 دختری 14 ساله در شهرستانی به قتل می‌رسد، تحقیقات پلیس، غم و اندوه خانواده، ترس و وحشت جاری در شهر کوچک همگی المان‌هایی تکراری هستند، اما چیزی که «استخوان‌های دوست‌داشتنی» را به اثری متمایز بدل می‌کند، روایت شدن آن از نقطه دید مقتول است.

لحن این رمان به دلیل حضور مقتول در مکانی بهشت‌آسا، آرام و گرم به نظر می‌رسد، اما این چیزی از تلخی رمان کم نمی‌کند. آن‌چه در این رمان خواننده را غافلگیر می‌کند بخش‌هایی است که مقتول زندگی قاتلش را روایت می‌کند.

 

اطلس ابر / دیوید میچل

این رمان از شش داستان تو در تو، اما مستقل تشکیل شده که در شش مقطع زمانی مختلف روایت می‌شود و هر کدام لحن و سبک خاص خود را دارند. می‌شود هر داستان را به طور مستقل خواند، اما چیزی که «اطلس ابر» را به اثری متفاوت بدل می‌کند ارتباط درونی این شش داستان است که در قرن‌های مختلفی رخ می‌دهند و هرچند شخصیت‌ها با هم تفاوت دارند، اما انگار همگی شبیه هم هستند.

 

دختران درخشنده / لارن بوکس

این رمان عجیب ماجرای یک قاتل زنجیره‌ای است که وقتی دختران جوان هستند سراغ آن‌ها می‌رود و بعد دوباره در زمان سفر می‌کند و یک بار دیگر همان دختر را در بزرگسالی به قتل می‌رساند. همین خط داستانی متفاوت برای غافلگیر کردن خواننده کافی است، اما از این مهم‌تر این است که با وجود آشنایی خواننده با چنین خط‌های داستانی، باز هم «دختران درخشنده» موفق می‌شود در لحظات مختلف خواننده را میخکوب کند. این رمان درباره لحظه‌های گذرایی در زندگی است که تمامی سرنوشت فرد را تغییر می‌دهند.

 

دختر ازدست‌رفته / جیلیان فلین

این رمان داستان زوجی اهل نیویورک است که به روستایی در میزوری نقل مکان می‌کنند. هر دو شغل‌شان را از دست داده‌اند و ازدواجشان در آستانه فروپاشی است و در همین بین زن ناپدید می‌شود. رمان به طور متناوب از زاویه دید مرد و زن روایت می‌شود و چیزی که رمان را جذاب می‌کند تفاوت حرف‌های این دو درباره اتفاقی است که رخ داده است. چیزی که باعث می‌شود «دختر ازدست‌رفته» تکان‌دهنده باشد این است که هر بار با یکی از راوی‌ها (زن یا مرد) همراه می‌شویم، تمام حق را به او می‌دهیم اما واقعا حق با کدامشان است؟

 

باشگاه مشت‌زنی / چاک پالانیک

شاید «باشگاه مشت‌زنی» دیوانه‌وارترین رمان چند سال اخیر باشد. داستانی پر از حقه و پیچ داستانی که بیش از خواننده شخصیت اصلی رمان را به بازی می‌گیرد. «باشگاه مشت‌زنی» داستان مردی است که از زندگی ساده و بدون هیجان خود خسته شده و در این بین با مردی مرموز آشنا می‌شود که زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. «باشگاه مشت‌زنی» تکان دهنده است، چون مرد مرموز همان مرد ساده ابتدای داستان است و رمان با ظرافت نشان می‌دهد در دل هر انسانی چه هیولایی نهفته است.

==================

پ.ن: تا حالا هیچ کدام‌شان را خواندید؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
ممنون بابت معرفی...حتما سعی می کنم بخونمشون
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
استخوان های دوست داشتنی رو خوندم...بدک نبود
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
چه سریع دیوونه نشدی؟
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خیر نخوندم سعی می کنم بخونم
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
ممنون
parisa_1127
parisa_1127
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
دوس دارم همه رو بخونم...
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
خوب بخون
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
نه نخوندم... اما دوست دارم بخونم... ممنونم از معرفی....
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
ممنون نخوندم ولی سعی میکنم بخونمشون
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
دوس میدارم این کتاب ها رو بخونم...ممنون از معرفیتون...
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خیلی دوست دارم همشو بخونم..........اههههههههه
mah-tkh
mah-tkh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
کلاب مشت زنی فیلمشو دیدم!!!! مرسی میخونمشون...
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
امیدوارم رمانهای خوبی باشن ممنون
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
البته رمان باشگاه مشت زنی با فیلمش فرق داره ولی در کل خوبه
neyosha
neyosha
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
من که از این رمان ها دوست ندارم ولی به هر حال مرسی
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
راس ميگه آرامم رمان هاي عشقي دوس داره از همونايي كه من ازشون متنتفرم!!!!!مثه تنديس عشق:خخخخخخخخخخخخخ كتابشم داره!!!!!!!!متنفرم از اين جور كتابا
firuze
firuze
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
دستت درد نکنه من عاشق رمانهای جنایی هستم:))
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
سپاس
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
پس بگو چرا من اين اواخر ديوونه تر شدم چون باشگاه مشت زني رو خوندم....مرسي از معرفي
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
منو چه به مطالعه
h-ziya
h-ziya
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خیلی بهت آرامش میده
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٤/١٧
٠
٠
اره اون قدر اروم ميشم كه خوابم ميگيره:)))
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
نخوندمشون ولی باید جالب باشه!
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خیر هیشکودومشو نخوندم ولی میخونم باشه
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
کتابهای اول و آخر را مطالعه کرده ام
باران
باران
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
ممنون نخوندم
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/٢٠
٠
٠
خواهش خوب بخون
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
هیچ کدومو نخوندم...مرسی از معرفی...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٧
٠
٠
هیچکدومو نخوندم...خوشم اومد...
ایران
ایران
٩٢/٠٤/١٧
٠
٠
هیچکدوم!!!همین دیروز یه کتاب تموم کردم که اسمش در جستجوی نان بود،اثر گورکی.شمام بخونین قشنگه.راستی مرسی از معرفیتون.
ati200
ati200
٩٢/٠٤/١٧
٠
٠
خیلی مرسی
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
خیلی خواهش
سینا
سینا
٩٢/٠٥/٢٨
٠
٠
متاسفانه داستان های جنایی را دوست ندارم ولی عاشق کتاب هایی هستم که در مورد خاطرات افراد است
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
نه.جالبن؟؟؟
ناهید
ناهید
٩٤/٠٥/١٤
٠
٠
مرسی مدتها دنبال رمان جنایی باحال و جذاب بودم مرسی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
نقد من به استخوان های دوست داشتنی: با خواندن این کتاب به خود و قاتل ح ق میدهید..مرگی سرشار از خشم،شهوت و دلمردگی به شما هدیه دهد.مرگی که با صحبتهای کودکانه کودکی همراه میشود و تا مرز جنون و گریه میرسد...و در نهایت ظلمتی ناگهانی و معصومیتی نافرجام دست دخترک را از گفتن باز میدارد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣