صحبت عجیب برد پیت درباره همسرش
زن بازتابی از رفتار همسرش است

صحبت عجیب برد پیت درباره همسرش

نویسنده : mojyjoon

برد پیت در مورد همسرش :

همسر من مریض شد. او همواره به دلیل مشکلات در محل کار، زندگی شخصی، شکست در زندگی و فرزندان عصبی بود. او 30 پوند از وزنش را از دست داده بود و فقط حدود 90 پوند وزن داشت. او بسیار لاغر شده بود و به طور مداوم و بی‌اختیار گریه می‌کرد. او یک زن خوشحال نبود. او از سردرد، درد قلب و ناراحتی اعصاب ادامه‌دار زجر می‌کشید. او خواب درستی نداشت، او تنها در روز کمی می‌خوابید و بسیار به سرعت در طول روز خسته می‌شد.

رابطه ما در آستانه یک شکست و جدایی بود. او داشت زیبایی‌اش را از دست می‌داد، او زیر چشم خود کیسه‌های چربی داشت، او دیگر از خود مراقبت نمی‌کرد. او حاضر به بازی کردن در هیچ فیلمی نبود و همۀ نقش‌ها را رد می‌کرد. من امیدم را از دست داده بودم و فکر می‌کردم که ما به زودی طلاق خواهیم گرفت.

 

اما ناگهان تصمیم گرفتم به عمل کردن. می‌دانستم من زیباترین زن بر روی زمین را دارم. او بت زیبایی بیش از نیمی از مردان و زنان بر روی زمین است و من تنها کسی بودم که اجازه به خواب رفتن در کنار او و در آغوش گرفتنش را داشتم. من شروع به سر ریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم و هر لحظه او را سورپرایز و خوشحال می‌کردم. من به او هدایای بسیاری می‌دادم و فقط برای او زندگی می‌کردم. من در ملاء عام فقط در مورد او صحبت می‌کردم. من او را در مقابل خود و دوستان مشترک‌مان ستایش می‌کردم. شما آن را باور نمی‌کنید، اما او روز به روز شکوفا می‌شد. او هر روز احوالش بهتر شد. او وزن خود را به دست آورد، دیگر عصبی نبود و حتی بیشتر از همیشه مرا دوست داشت. من نمی‌دانستم که او تا این حد توانایی عشق دارد .

و پس از آن متوجه یک مطلب شدم: زن بازتابی از رفتارِ مَردش است .

اگر شما زنی را تا نقطه جنون دوست بدارید، او هم به همان مجنون تبدیل خواهد شد.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
عجب متن خفنی بود هااااا :))...یه زن و شوهر هنرمند....یلمایی که باهم بازی کردن معرکس....خیلی جالب بود...ممنون :)
سهره
سهره
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
Jaleb booooooooooood
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
عجب (o_0)
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
بابا ااااااااااااااييييييييييووووووووووووووووووووول بر براد پيت دمش گرم بابا
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
خدايي كي ميگه اين كافرا كافرن اين چيزا حاليشون نيست
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٧
٣
٠
باید بگم که زن و شوهر نیستن ...باهم زنگی میکردن ....همین اواخر سال 2013 بود که تازه نامزدیشون و اعلام کردن .......بعله...... برات پیتم آدم شد ...اما امان از مردای ایرانی......هییییییییی اینا کی آدم میشن خدا میدونه
sahar-s
sahar-s
٩٢/١٠/١٧
١
٠
حرف دل منو زدی
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/١٠/١٧
٠
٠
جالب بود..... :))))
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
با خانوم قاسمی موافقم 100در100 و البته ممنون از شما مستر :))
علیرضا
علیرضا
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خب بعله عشق صفتی دو طرفست و هیچ وقت یک طرفه نمیتونه ادامه داشته باشه.
لاله
لاله
٩٤/٠٥/٢٥
٠
٠
مرسی متن خوبی است
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات