مردهای قوی هیکل یا یک ساعت شادی و تفریح؟!
فیلم سازی در کشور ما بر چه اساسی است؟

مردهای قوی هیکل یا یک ساعت شادی و تفریح؟!

نویسنده : mojyjoon

«قدیما دهه 50 60 و 70 زندگی مردم هم به مراتب سخت‌تر و پر مصیبت‌تر از حالا بود ... صف های پر جمعیت برای یک پیت نفت و قطع شدن مکرر آب ، صف برای کپن و ...آن زمان ها از تجمل و رفاه در محتوای رسانه‌ها اعم از فیلم و تلویزیون خبری نبود ... فیلم ها و سریال های تلویزیون همین اوشین و نل و حنا و کوزت بود  و فیلم های ایران هم بیشتر سیاهی و فقر مردم را به تصویر می کشیدند و حتا جایزه هم می گرفتند، الان کمتر فیلمی هست که از فقر و مصیبت  ایران حرف بزنه اما طاقت و صبر مردم به مراتب کمتر از قبل شده، قاعدتا باید رابطه مستقیمی بین استراتژی رسانه ها و تحمل مردم وجود داشته باشد»

محمد حسین خوش بیان

 

می‌گویند در هر کشوری تولد فیلم بنا به آرزوهای مردم کشور یا سیاست های کلی کشور هست. در ژاپن از مردمانی فیلم می‌سازند که همیشه کار می‌کنند، تو آمریکا از مردمانی قوی هیکل و با فکر که دنیا را نجات می‌دهند فیلم می‌سازند، با این سیاست آمریکا، خیلی از مردم جهان فکر می کنند سربازان آمریکایی خیلی قوی هستند و نمی‌شود با آن‌ها مبارزه کرد و می‌ترسند، در واقع با همین سیاست ترس را بین مردم عادی رواج دادند و این که در جهان هر کسی خراب کاری کند، آمریکایی‌ها هستند که جهان رو نجات میدهند!

اما در کشورمان، فیلم‌هایی می‌بینید که سراسر! خنده هستند، میخواهیم مردمی شاد باشیم، این جزو آرزوهای مردم ایران است. مردمی را می‌بینیم:  پول دار، خانواده هایی که دور هم جمعند، جوان‌هایی که در سن کمتر از 25 سال ازدواج می کنند و ... این ها همه آرزو های مردم ماست.

فیلم‌های پلیسی می‌بینیم که یک نفر 100 قسمت پلیس را سر کار می‌گزارد و دائم فرار می‌کند و کسی هم حریفش نیست. از آخر با اشتباه طرف، پلیس می‌تواند بگیردش! واقعا چرا ما اینطور فیلم‌هایی را می‌سازیم؟ چرا در فیلم‌ها از زندگی واقعی مردم چیزی نمی‌گوییم؟ چرا توی فیلم‌ها به مردم آموزش نمی‌دهیم که باید کار کنید تا زندگی بهتری داشته باشید؟! چرا نمی‌گوییم ایرانی‌ها مردمانی تنبل شده‌اند و بعد از عرب‌ها در رتبه‌ی دوم در جهان هستند؟ چرا فیلم‌هایی نمی‌سازیم که روش‌های درست زندگی را به‌مان نشون بدهد؟!

چرا توی فیلم‌های ما هر کسی فقیر است الزما یا معتاد است یا دزد؟ چرا بخشش در فیلم‌های ما جایی ندارد و هزاران چرای دیگر، پاسخ این چراها را بر عهده خودتان می‌گذارم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
amin20
amin20
٩٢/٠٥/١٣
٤
٠
واقا چرا ؟؟؟؟؟
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٥/١٣
٤
٠
چون این مشکلات توکشورمابه وفوردیده میشه متاسفانه.این فقرودزدی و.......حیف که کشوربه اون باشکوهی تبدیل به یه مرداب شده حیف....
ati200
ati200
٩٢/٠٥/١٣
٢
٠
والا تو فیلم ها هرکی یه کی رو برای اولین بار می بینه ..میفهمی اخر فیلم عروسی درپیشه...درحالی که درواقعیت اینطور نیست..یااین خونه ایی که نشون میدن مثل قصر...ولی درحقیقت کمه ..فیلم های ما دروغ همش
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٥/١٣
١
٠
واقعا چرا ؟ فیلم ها و سریالها شده تکرار مکررات
کیوکو1
کیوکو1
٩٢/٠٥/١٣
٠
٠
آره واقعا واجب شد خودم یه دستی تواین سینماببرم
maede
maede
٩٢/٠٥/١٣
١
٠
آره..کلن فیلم و سریالای ما محتوا و شخصیت هاش پر از مشکله و غیر قابل باور :|
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٥/١٣
٠
٠
بیاین خودمون یه فیلم بسازیم بهتر از اینا...:)
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٥/١٣
٠
٠
آره واقعا درست میگید...یه موضوع دیگه توی فیلما اینه که خانم های چادری یا فقیرن یا بدبخت ازونطرف خانوم پولداره با یه تیپ آنچنانی میاد جلو و مثلا با چادریه بد رفتاری میکنه... واقعا افتضاحه
میلاد
میلاد
٩٢/٠٥/١٣
٠
٠
مثل اینکه باید دست به کار شم باز یه فیلم بسازم!
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٥/١٣
٠
٠
واقعا؟؟؟
mo_so
mo_so
٩٢/٠٥/١٣
١
٠
یا ذائقه مخاطب تغییر کرده یا سینمای ایران نزول کرده
shanba
shanba
٩٢/٠٥/١٤
٠
٠
البته گاهی بعض از کارگردانهای خوب سریالهایی درباره زندگی مردم عادی میسازند.مثل سریال دودکش از محمد حسین لطیفی یا بعضی از سریال های رضا عطاران و....
mahboobeh
mahboobeh
٩٢/٠٥/١٤
٠
٠
ممنون
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/١٧
٠
٠
این چراهای بی ارزش سینمای ایران حوصله فکر کردن نداره چون بعضی اوقات بین دانستن و ندانستن تفاوتی نیست
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
تبلیغات
تبلیغات