دانشجو در کشور های مختلف

دانشجو در کشور های مختلف

نویسنده : mahshid2
* هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می‌شود و هم‌زمان برادر دوقولویش که سال‌ها گم شده بود را پیدا می‌کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می‌آید و سرانجام آن دو با هم عروسی می‌کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود!
* عراق: مدام از تیرها و خمپاره‌های تروریست‌ها جاخالی می‌دهد و در صورت زنده ماندن درس می‌خواند! 
* چین: درس می‌خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می‌سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می‌فروشد! 
* گینه!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بروبچ هم قبیله‌ای درس بخواند! 
* کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همین‌طور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری آمریکا دعا کند! 
* پاکستان: او به شدت درس می‌خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
* اوگاندا: درس می‌خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می‌کشد! 
* انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترنری(دوره چهارم زمين شناسي)! منقرض می‌شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می‌خوانند!
* آفریقا: فکر نکنم در آفریقا، با وجود فقر و بیداد گرسنگی، سلف دانشگاه‌شان کنسرو لوبیا و جوجه نپخته بدهد.
* ایران: سرکلاس عمومی چرت می‌زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می‌نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی‌ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می‌کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می‌خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می‌گوید! او سه سوته عاشق می‌شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می‌شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می‌شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه‌ها جان به عزرائیل می‌دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی‌دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می‌کند! خیابان متر می‌کند، و در یک کلام عشق و حال می‌کند! همه کار می‌کند جز این‌که درس بخواند؛ نسل دانشجوی ایرانی درس‌خوان در خطر انقراض است! از من می‌شنوید بی‌خیال دانشگاه، تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست!
 
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٩/٢١
٣
٠
لبخند را به من هدیه کردی مهی جون!جالب بود تشتت:))))
mahshid2
mahshid2
٩١/٠٩/٢٢
٣
٠
قربونت عزیزم
vesal
vesal
٩١/٠٩/٢٣
٠
٠
با تعریفت از دانشجوی ایرانی حال کردم رفیق
h_khabazi
h_khabazi
٩١/٠٩/٢٣
١
٠
یعنی تو سری خور ترین قشر جامعه ان ها! از همین جا مراتب همدردی رو به دانشجویان عزیز کشور اعلام می کنیم.... بنده های خداااااااااا!!!!
http://hrfedel.blogfa.com
http://hrfedel.blogfa.com
٩١/٠٩/٢٥
٠
٠
مرسی عزیزم یابه قول بروبچ ایول داش
kavir
kavir
٩١/٠٩/٢٤
٣
٠
در کارتونهای زمان بچگیمون تارزان لخت بود، سیندرلا ۱۲ شب به بعد میومد خونه، پینوکیو دروغ میگفت، بتمن با سرعت بالای۲۰۰ مایل بر ساعت رانندگی میکرد سفیدبرفی توی یه خونه با هفت تا مرد زندگی میکرد و پاپای پیپ میکشید و تاتــــو داشت... پس تقصیر ماها نیست.الگوهامون مورد داشتن
http://hrfedel.blogfa.com
http://hrfedel.blogfa.com
٩١/٠٩/٢٥
٠
١
جالب بود
http://hrfedel.blogfa.com
http://hrfedel.blogfa.com
٩١/٠٩/٢٥
٠
٠
مرسی عزیزم گوله نمکی به قول بروبچ ایول داش
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢٧
٠
٠
مطلب باحالی بود دست گلت مرسی
bye
bye
٩١/٠٩/٢٨
٢
٠
البته ببخشیدا ولی من این مطلب رو تقریبا 4 سال پیش خونده بودم !!! ولی ممنون از زحمتی که کشیدی
٩١/٠٩/٢٨
٠
٠
البته در مورد سعی در پاس کردن درسا به هر نحو ممکن نگفتی دانشجوی ایرانی جا برا کار خیلی داره
ati200
ati200
٩١/١٢/١٩
٠
٠
مرسی
radmehr
radmehr
٩٢/٠١/٢٦
٠
٠
خیلی جالب بود...
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠