بنده خدا فقط سلام کرد!
شعر طنز

بنده خدا فقط سلام کرد!

نویسنده : Mohaddeseh.Gh

دختری از کوچه باغی می‌گذشت

یک پسر در راه ناگه سبز گشت

در پی‌اش افتاد و گفتا او سلام

بعد از آن دیگر نگفت او یک کلام

دختر اما ناگهان و بی‌درنگ

سوی او برگشت مانند پلنگ

گفت با او بچه پروی خفن

می‌دهی زحمت به بانویی چو من؟

من که نامم هست آزیتای صدر

من که زیبایم مثال ماه بدر

من که در نبش خیابان بهار

می‌کنم در شرکت رایانه کار

دختری چون من که خیلی خانمه

بیست و شش ساله _مجرد_دیپلمه

دختری که خانه‌اش در شهرک است

کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت

در چه مورد با تو گردد هم کلام

با تو من حرفی ندارم والسلام!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
korosh
korosh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خدا بده یه همچین زبونی !!!!!!!!! ماشالا
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
:))))
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
ایشا... قسمتتون بشه خخخخخخخخخخ
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
هههه..اصنم خنده نداشت........مگه دخترای اطراف شما اینجور باشن....واقعا؟؟؟
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
نه شکوفه جون اینجور دختری کم پیدا میشه....این فقط یه طنزه،وگر نه اصلا قصد توهین به هیچ کسو نداشتم.
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
اوه اون عجب دختری بوده واقعا!!
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
:))))))))))))) اوهو ! پسره هم مرض داشته ها خخخ
tanha
tanha
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
الان پسره چه مرضی داشته؟ :)))
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
نه غزاله جون در این مواقع پسره دیگه پشت دستشو داغ میکنه : ))))))))) پسره هم مرض داشته که اصلا مزاحم شده تنها : )))))
نسیم
نسیم
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خو این که آدرس خونشون رو تمام و کمال داد!!!
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
فک کنم همین قصدم داشته از اول : )))
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
مااااااااشالا باين زبون به اين ميگن دختر سربزير و بى سرو زبون...فقط بنده خدا با بيست وشيش سال سن ديپلمه مونده الهى....
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
: ))))
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خوبه باز حرفی نداشته این دختر خانم :)))
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
: )))))
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
راستى يادم رفت بگم طرف خداى اعتماد بنفسه ...وااااالا بخدا دختر هم دخترا قديم
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
بههههههههههههههله : ))))
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خب اینکه آدرس داد میگفت چ ساعتی مراجعه کنه بنده خدا دیگه...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخخخ
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخخخخخخخخ
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخخخخخخخ
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خخخخ...به این میگن دختر...ساده و مختصر همه چیزش رو گفت به پسره...خخخ...ممنون...
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
آره پسره رو تو زحمت ننداخت : ))))) خواهش میکنم.
ارام
ارام
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
چه جالب ماشاا..چه زبونی هم داره ....................
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
: ))))
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
جالب بود مرسی ... خوب بود بنده خدا نمیخواست حرف بزنه .......
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خواهش میشه : ))))
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
چه پرو بوده دختر ممنون
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خواهش میکنم....
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
ماشاا.....................:)))
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
: ))))))))))))
sahar-s
sahar-s
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
بعله اینم دخترای ترشیده این دوره زمونه بلانسبت دخترای جججججججججج
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
بهههههههههههههههههله درست میگویید شما عزیزم : ))))))
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
بععله..............
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
و بععععععله : ))))))))
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/١٦
٠
٢
معضل ترشیدگی هم معضلیه ها
Mohaddeseh.Gh
Mohaddeseh.Gh
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
ولی همه مثل هم نیستن مستر : ))))
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
هههههههههههه عجب زبونی...... خخخخخخخ
neyosha
neyosha
٩٢/٠٤/١٧
٠
٠
ههههههههههههههههههههههههههه
نوشا
نوشا
٩٢/٠٤/١٧
١
٠
ماشاا... زبون که نیس اتوبانه ...
مهرداد غلامی مقدم
مهرداد غلامی مقدم
٩٢/٠٤/١٧
٠
٠
اخرش هم معلومه دیگه میگه : تو چقدر پرروییی حتما میخواهی ساعت 8 شب بیایی خونمون خواستگاری کنی ...
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
باشد تا درس عبرتی شود برای گمراهان!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٨
٠
٠
سلام:خیلی زیبابود.ممنون
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
ایول:-) اون پسر دگه جرات نمیکنه به دخترها سلام کنه
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات