مغز بیچاره حق داشته!
کافی است در جای خوابت مستقر شوی

مغز بیچاره حق داشته!

نویسنده : Niva

کافی است در جای خوابت مستقر شوی. آماده خوابیدن هستی اما فکر می‌کنی که آماده نیستی! چون ذهنت تازه به کار افتاده.

هر چه مطلب بکر و خلاقانه است الان در ذهنت رژه می‌رود. هرچه اتفاق و ماجراست در ذهنت جاری می‌شود. یک اتفاق تازه، یک ماجرای تازه، یک زندگی تازه.

انگار که تو قصد خوابیدن داری و فکرت خسته از خواب روزانه تازه بیدار شده.

کلافه که می‌شوی تازه داستان شروع شده است چون مجبور می‌شوی کاغذ و قلم دست بگیری و تا جایی که ذهنت فرمان می‌دهد بنویسی.

صبح که بیدار می‌شوی چشمت به نوشته‌هایت می‌افتد، تازه می‌بینی چه نوشته‌ای! شاید بهتر از آن‌چه که در بیداری نوشته‌ای. آخر کار هم به این فکر می‌کنی: مغز بیچاره حق داشته .....

بیخودی این همه دست و پا نمی‌زده!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
اره گاهی این جور میشه من که اینقدر درگیری فکری دارم خوابم نمیبره :-(
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
شما که واسه خودت یه پا نویسنده ایی .بایدم خوابت نبره :)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
نه بابا نویسندگیم کجا بود خواهر :-(
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
افــــــــــســــــــــانـــــــــه بانــــــــو ؟ داشــــــــــــتــــــــــیـــــــــم ؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
چی غزاله جان ؟ از من چه اشتباهی رخ داده ؟
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
آره جدا ! بعضی شبا هر چی موضوعه خوبه یادم میاد ! راستی اول !
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
من اول شدم :-)
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
به قول دوستان دلت صاف نبوده اول نشدی :) برو نیتت رو صاف کن :)
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
:-)
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
بدجنسا :)))))))))))))
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
:-) بخند غزاله جون اشکال نداره دفعه ی دیگه من میذارم اول تو نظر بذاری :-)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
حقته...فردا روز عقدته...قورباغه هم قدته!!!خخخخخخخخخخ
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
انگار که تو قصد خوابیدن داری و فکرت خسته از خواب روزانه تازه بیدار شده.......زیبا بود.ممنون
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ممنون از شما
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
همیشه همینجوریم....ولی هیچوقت فکرم رو ننوشتم و همشون رو فراموش کردم...ممنون...
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
منم معمولا اگه کاغذ قلم کنارم نباشه فراموش میکنم!
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
دقيقا منم!!خيلي چيزا مياد تو ذهنم بعد ميگم لا خودم اقلن تو گوشيم بنويسم بعد ميبينم حسش نيس فردا مينويسم فردام نصفش پريده
Golbarg
Golbarg
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
منم این طوری میشم!بعدش کلی سعی می کنم یادم بمونه فردا بنویسمشون!
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
آره منم سعی میکنم شبا کنارم کاغذ قلم باشه وگرنه به فردا نمیرسه!
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
بیشتر شب ها می نویسم شب ها مغزم فعال تر می شود
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
اره گاهی اینجوری میشم گاهی یه چیزایی تو ذهنم میاد که خیلی قشنگه اما خب زود یادم میره...
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
حافظه رو تقویت کن پسر جان....
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
اوهوم درسته ممنون
نسل چهارم
نسل چهارم
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
دقیقا همینطوریه.....حالا شما این مطلب رو موقع خواب نوشتین؟:)
ساحل مهربانی
ساحل مهربانی
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
من هم موقع خواب سوژه های خیلی خوبی برای نوشتن به سراغم میاد / البته تو ماشین یا حتا عروسی هم موضوعات جالبی به ذهنم می رسه ک یه دفترچه کوچیک دارم تیترشو می نویسم یادم نره / بیشتر پست هام در چنین شرایطی خلق شدن / ددددددی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
چه جالب منم همین کارو میکنم دوسی :-)
fatemeh moradi
fatemeh moradi
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
آره ، برای منم این اتفاق زیاد افتاده مثلا یک تمرین ریاضی را هر چی فکر می کنم نمی توانم حل کنم تا جایی که بی خیال می شوم بعد که می خواهم بخوابم راه حل اش میاد تو ذهنم ! ... خوبه برای طرح سوالای صندلی داع هم بشینم شبا فکر کنم !!
ارام
ارام
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ممنون
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ما که تا حالا این جوری نشدیم
firuze
firuze
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
آخ جدنا بعضی وقتا خیلی حرص درآره
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
من وقتي اين جوري ميشم تيترشو چون يادم نره تو كاغذ مينويسم بعد به زور ذهنمو ميخوابونم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خب بنویسین همه شو دیگه!!!بیچاره مغز ......
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
چه جالب منم همین طوریم....دقیقا بهترین ایده ها قبل از خواب به آدم دست میده...همین دیشب یه ایده ی خنده دار به ذهنم رسید میخوام بسازمش....ایده ی ساخت کمیک
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
تو موفق میشی میلاد....من میدونم
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ولی من وقتایی که قبل از خواب قصد دارم یه چیزی بنویسم هیچی نمیشه
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
شاید باورتون نشه ولی تمام نوشته های من توی رختخواب به ذهنم اومدن.
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
پس از رختخوابتون باید تشکر زیاد بکنین.....
mahshid2
mahshid2
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
دقیقا همینه ....مچکر از مطلب زیباتون :)
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
من که موقع خواب انقدر فکرای عالی و باحال تو سرم میاد یه یک ساعتی فقط وول میزنم........
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
ممنون واقعا گاهی اوقات همینطوره
باران
باران
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خخ ینی پا میشین مینویسین؟
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
آره دقیقا :)
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
ممنون از همه دوستان.....
ف.ش
ف.ش
٩٢/٠٤/١٢
٠
٠
يه استادي داشتيم وقتي درس به خواب و روياها و اين حرفها رسيد، يه تعبير جالب و بامزه اي از خودش به كار برد كه خيلي خوشم اومد. گفت ذهن آدم تو خواب مثل ماشين لباسشويي مي مونه!!! هر چي رخت (استعاره از افكار و اعمال روزانه) از صبح تا شب تو اين ماشين ريختي، حالا تو ماشين مي چرخه و مي چرخه... و در حقيقت خوابهاي ما چرخيدن هاي افكار ريز و درشت روزانه ما در ماشين لباسشويي (ذهن) هستش. حالا شايد اين درگيري هاي فكري قبل خواب هم آماده شدن اون ماشين لباسشويي واسه روشن شدن باشه!‌ :دي
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١٣
٠
٠
جالب بود .سپاس
Niva
Niva
٩٢/٠٤/١٤
٠
٠
چی جالب ..فکر کنم مغز من مثه ماشین ظرف شویی باشه... هر یه هفته یه بار کار میکنه :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٥/٠٦
٠
٠
سلام
استاد نفرمودند چكار كنيم اين لباسشويي توي ساعت پيك كار نكند
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٤
٠
٠
آره بعضی شبا منم اینجوری میشم.... ممنونم.....
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠