با خروپفات مي‌خوامت!

با خروپفات مي‌خوامت!

نویسنده : e_madhfarimani

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شب‌های تنهایی او می‌شود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢٠
٠
٠
چی گشنگ!!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٩/٢٠
١
٠
زیبا بود.
saeede
saeede
٩١/٠٩/٢٠
٠
٠
:)
اقدس
اقدس
٩١/٠٩/٢٣
٠
٠
جتلب بود
mahshid2
mahshid2
٩١/٠٩/٢٣
٠
٠
آخی یک جوری شدم
bye
bye
٩١/١٠/٠٣
٢
٠
از این داستانا خیلی خوشم میاد!!! جالبه
پربازدیدتریـــن ها