در لحظه‌های باران...
تقدیم به مولای مهربان

در لحظه‌های باران...

نویسنده : sh_pkhorasani

دل وقتی دلتنگ توست غرق در لحظه‌های باران است .

شاکر همه لحظه‌هایی هستم که نام تو در زندگی‌ام جاری است. دوست داشتنی‌ترین قصه زندگی! آفتاب با نام شما اجازه حضور در آسمان می‌گیرد. و نسیم آرامش قدم برداشتنش را از نعمت سلام کردن به شما دارد.

هر صبح دم، با تمام ارادت به تو خواهم گفت:

مولای مهربان! مهدی فاطمه، بیا!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/١١
١
٠
ممنون اللهم عجل الولیک الفرج
firuze
firuze
٩٢/٠٤/١١
١
٠
ای خدا کاش روزی برسه که به جای مکه بریم دیدن آقا///
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١١
١
٠
مولای مهربان! مهدی فاطمه، بیا! .لطفا
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١١
١
٠
مولای مهربان! مهدی فاطمه، بیا! الهی امین
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٤/١١
١
٠
خدایا....چرا صدامونو نمیشنوی؟چرا جوابمونو نمیدی؟خدا........من اماممو میخوام:((((
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١١
١
٠
اللهم عجل الولیک الفرج...ممنون...
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/١١
٠
٠
خيلي قشنگ بود . دلنوشته اي زيبا نوشتين
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١١
١
٠
ممنون خدایا ظهور امام زمان رونزدیک بگردان
دایی علی
دایی علی
٩٢/٠٤/١١
١
٠
خدایا گنهکاریم ما را به مهدی فاطمه ببخش نوشتیم شاید این جمعه بیاید شاید انشا... که میاید برای ظهورش صلوات
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٤/١٢
٢
٠
ممنون عالی بود...اللهم عجل لولیک الفرج
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٢
١
٠
ممنون :( خدایا اماممون زودتر بیاد . . .
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٤
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج....
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠