مهارت طبیعت در خلق مناظر و چشم انداز‌های زیبا و بدیع چون آبشار آتش در باورهای آدمی نمی‌گنجد.

یوسمیت Yosemite یک پارک ملی در ایالت کالیفرنیا – آمریکا است. این پارک در سال 1870 بعنوان پارک ملی انتخاب شد.

این آبشار یکی از دیدنی‌ترین چشم‌اندازها این پارک است که حدود 153 متر است. البته معروفیت این آبشار زمانی است که تبدیل به آبشار آتش می‌شود.

تعجب کردید؟ نه؟! این پدیده سالی یکبار هنگام غروب خورشید در اواخر ماه فوریه اتفاق می‌افتد

 



زمان غروب خورشید، زاویه تابش و انعکاس نور آن بر این آبشار از آن یک آبشار آتش می‌سازد که چشم هر بیننده‌ی را خیره می‌سازد.



چشم انداز بی نظیری از یک آبشار آتش که در انتها به رنگین کمانی زیبایی از رنگ های آتشین تبدیل می‌شود.



این منظره بدیع تنها در دو هفته آخر ماه فوریه و در یک زمان کوتاه چند روزه ایجاد می‌شود. به همین دلیل این پارک به "آبشار آتش یوسمیت" Yosemite Firefall نیز معروف است.



پنی آدامز Penny Adams عکاس این عکس های زیبا می‌گوید: عکاسی از چنین پدیده بدیع و خاص، تجربه بسیار هیجان انگیزی بود. من اصلا نمی‌ توانستم بخوابم.

چرا که فکر می‌کردم، ممکن است هر لحظه این پدیده طبیعی و صحنه زیبا را از دست بدهم.

با تمام اضطراب بالاخره موفق شدم از این پدیده شگفت‌انگیز عکاسی کنم. این منظره زیباترین چشم اندازی است که در طول 26 سال، عکاسی حرفه‌ای کادر کرده‌ام. عکس هایی که مرا بسیار راضی و خوشنود می‌سازند.



عکاسی از چنین منظره‌ای بسیار دشوار است. عکاس باید بسیار شکیبا و صبور و حتما دارای مهارت لازم باشد تا بتواند این پدیده را به وسیله دوربین خود ثبت کند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٩/١٩
١
١
زیبا بود.
bye
bye
٩١/٠٩/٢٦
٢
٠
حوشگل بودن!!!!!!! مرسی عزیزم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨