باران واقعا رحمت الهی است!
در مشهد چنین سابقه‌ای نداشتیم

باران واقعا رحمت الهی است!

نویسنده : bzandi

فکر کنم شب مبعث بود (همین امسال). یکی از حسینیه‌های معروف محله‌مان که همیشه جشن برگزار می‌کرد، آن شب هم برنامه داشت.

همان شب یک باران سیل آسا شروع به باریدن کرد، به خاطر افراد کمی در مولودی شرکت کرده بودند، آخر مجلس هم دیدند که غذا بسیار زیاد مانده است.

به هر نفر 2 تا (بععععله 2 تا، در مشهد چنین سابقه‌ای نداشتیم) غذا دادند. از آن‌جا بود که به این نتیجه رسیدم که باران، رحمت الهی است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
سپاس
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
بله درسته
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خخخخ...ممنون...
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
چه جالب...واقعا میشه اینجوری هم دید قضیه رو
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
:))
faeze
faeze
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
هههههههههههههههه:)))
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
بله واقعا باران رحمت الاهي است
باران
باران
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خخخ ممنون
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
واقعا باران نعمت الهي هست...اصلا برکته
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
واقعا بران رحمت الهی است.....
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
خخخخخخ....اگه سیل میومد دیگه واقعا عالی میشد
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
ممنون واقعاهمینطوره
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخ مغسی باحال بود
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خخخخ از این بعد هم میشه در نظر گرفت...جالبه...
ارام
ارام
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
خیلی جالب بود
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠