اوقات فراغت روی هوا!
باز تابستان شد و مسئولان به فکر افتادند!

اوقات فراغت روی هوا!

نویسنده : mojyjoon
دیشب داشتم خنده بازار را می‌دیدم، یک جا با مسئولان مصاحبه کرد برای تابستان و اوقات فراغت دانش‌آموزان و... که آن مثلا مسئولی که در برنامه بود گفت ما به روش قدیم کار می‌کنیم و تصمیم گرفتیم باز برگردیم عقب. (یک دنده عقب مثبت البته طبق وعده‌های داده شده در برنامه طنز) زمان قدیم این‌طوری بود که دانش‌آموزان را معرفی می‌کردند به یک سری مراکز مثل مغازه‌ها و تعمیرگاه‌ها و آرایشگاه‌ها و... برای این‌که دانش‌آموز کار یاد بگیرد.
البته این معرفی از طرف هیچ مرکزی نبوده و خانواده‌ها خودشان بچه‌ها را می‌بردند این‌طرف و آن‌طرف، اما این فکر بنده حقیر را درگیر کرد شب امتحانی! اگر شب امتحان بود، پس چرا تلویزیون ایران را می‌دیدم؟!
خلاصه، بهتر نیست مسئولان به جای این‌که تا به تابستان می‌رسیم بگویند ما این کار را می‌کنیم و ما آن کار را می‌کنیم و هزاران وعده دیگر (که جز یک سری کلاس که در تابستان از طرف بسیج بود من چیز دیگری از برنامه‌ها را ندیدم و آن هم در حد 3 جلسه در کل تابستان بود) بیایند مسئولان یک فراخوان بدهند و هر کسی که صاحب یک شغل هست بیاید و بگوید من برای تابستان می‌توانم به چند نفر کار یاد بدهم، مثلا دو هفته به یک نفر، باز دو هفته به نفر بعدی و همین‌طوری به یک تعدادی، کار یاد بدهند. مدارس هم بیایند دانش‌آموزان را در هر مقطعی دسته‌بندی کنند و یک سری کلاس‌ها را برای کارهایی مثل تعمیرات ماشین و موتور و کارهای عملی بفرستند. یه سری را برای فروشندگی، یه سری را برای کارهای خدماتی دیگر.
این‌طوری اگر از کلاس اول راهنمایی شروع کنند تا سال دوم دبیرستان و از آن به بعد هم برای کنکور بخوانند، حداقل 10 تا کار را آشنا شدند به صورت عملی. و دو روز دیگر که مثل ما درس خواندند و 2 تا مدرک لیسانس گرفتند، می‌فهمند که مدارک‌شان به درد نمی‌خورد و باید دنبال شغل آزاد باشند و بسته به این‌که در بچگی از چه کاری خوششان آمده است و سرمایه‌ای که دارند، می‌روند دنبال همان کار.
این‌طوری چون علاقه وجود دارد، خلاقیت را هم به دنبال دارد و می‌توانند موفق‌تر باشند. البته ناگفته نماند که مسئولان می‌توانند همچنان بگویند ما در حال برنامه‌ریزی برای تابستان هستیم (اخبار امروز شبکه استانی خراسان رضوی) در حالی که پس فردا تابستان است و کمتر دانش‌آموزی دیگر سمت مدرسه می‌رود که ببیند از مرداد به بعد چه برنامه‌ای دارند! خلاصه این هم می‌شود یک پیشنهاد حساب کرد.
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mo_so
mo_so
٩٢/٠٤/٠٩
١
٠
با پیشنهاد شما کاملا موافقم.در حال حاضر بیشتر کلاس های تابستانی بی ثمر است
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
موافق .سپاس
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
مرسی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
ممون...
نگارا
نگارا
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
مرسي فكر خوبيه
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
من اين كلاسايي كه تو تابستون رفتم95% شون رو ديگه ادامه ندادم. اين كلاسا به پيگيري نياز دارن
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
پیشنهاد خوبی بود.....
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٩
٠
٠
ولی فکر نمیکنم کسی حاضر شه داوطلبانه آموزش بده
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٠
٠
٠
اتفاقا خیلی هاشون کاربردین
mojyjoon
mojyjoon
٩٢/٠٤/١٥
٠
٠
من حاضرم داوطلبانه آموزش بدم و معلوماتم رو در اختیار دیگران قرار بدم، به نظرم آدم های زیادی هم اینطوری هستند ، بازم باید دم مسئولان را دید :)
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات