بارون توی مخم!
صدای شالاپو شولوپ

بارون توی مخم!

نویسنده : پری_شاهی

چشام رو که وا کردم

به بارون نگاه کردم

بارون چکید روی سرم

و جاری شد توی مخم

حالا توی رختخوابم دراز می‌کشم،

تنها چیزی که می‌شنوم

صدای شالاپو شولوپه توی سرم.

من خیلی یواش قدم برمی‌دارم

خیلی هم آهسته راه می‌رم

از وقتی بارون تو کله مه، مثه سابق نیستم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sanjaghak
sanjaghak
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
شعر جالبى بود و كمى هم طنز.!!!واقعا بارون وصداى شالاپ شولوپش محشره...
ghazale
ghazale
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
:)چه عکس قشنگی .. یخورده ضعیف بود احساس می کنم :) ممنون :)
sahar
sahar
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
مبافقم :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
جالب بود ممنون
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
چ جالب...خوبه ادامه بدین
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
شعرتون جالب بود...ممنون...
ارام
ارام
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
مرسی متشکر
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
خوب بود...فقط ی سوال صدای بارون شالاپ و شولوپه یا چک چک؟؟؟؟؟؟؟؟یکی جواب منو بده دچار ابهام شدم؟
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
منم تو یاس فلسفی به سر میبرم
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
این بارونشون تند بود...تو بارون میدوییدن شالاپ شلوپ میشده...
Mahnaz
Mahnaz
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
ای بابا من که خودمم سوتی دادم صدای بارون شر شر هست نه چک چک،چک چک صدای قطره های بارونه اینو دیه مطمئنم...
یه آدم
یه آدم
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
اوهوممم خوفه خوفه
blue girl
blue girl
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
خوب بود
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/١٦
١
٠
ادامه بده.... خیلی خوب بود... عاورین....
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
بدک نبود
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/١٦
٠
٠
سپاس
چراغعلی
چراغعلی
٩٢/٠٤/١٧
٠
٠
واقعا یعنی این شعر بود؟؟!!
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
پ ن پ خلا صه ی یک فیلم بود که تو جشنواره ی امسال اول شد !!!
پری_شاهی
پری_شاهی
٩٢/٠٥/٢٧
٠
٠
بلکوم!شاید!
ati200
ati200
٩٢/٠٤/١٧
١
٠
تشکر
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٤/١٩
٠
٠
نه بابا این رو که خودش ننوشته بود خخخخخخخخخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨