فرق ما و عباس(ع) یک چیز است!
از بزرگ، بزرگ بخواه...

فرق ما و عباس(ع) یک چیز است!

نویسنده : مریم شیعه زاده

همیشه شمشیر و شجاعتش را به ما گوشزد کردند ولی امروز تازه می‌فهمم چرا من مثل او نیستم و چرا او باب الحوائج است و من اندر خم یک کوچه مانده‌ام. تفاوت من و او یک چیز است و همین یک چیز، یک دنیا حرف دارد و یک عالم درد. همه از قد و قامتش می‌گویند و تیزی شمشیرش و انگار یادشان رفته چه چیز او را به کربلا کشاند .

فرق میکند میان من که سال‌ها به نوای دلم گوش دادم و او که به نوای «هل من ناصر ینصرنی؟» امام زمانش گوش فرا داد و همه خواسته‌اش از دنیا جان دادن در آغوش حسینش بود .

 

گوش‌هایم آنقدر پر است از نجواهای دیگری، که نمی‌شونم چه مشتاقانه شیعه‌اش را می‌خواند. پلک‌هایم آ‌ن‌قدر سنگین است که سال‌هاست از کنارش می‌گذرم و کسی را که می‌گویم دوستش دارم، نمی‌شناسم. زبانم آن‌قدر در پیشگاه پروردگار برای دنیا می‌چرخد که گاهی فراموش می‌کنم چه عزیزی را باید بخواهم و نمی‌خواهم. با پاهایم چه بیراهه رفتم که نباید می‌رفتم و در قلبم چه سخت او را می‌خواستم و در عمل چه آسان او را پس می‌زدم .

 

می دانی فرق من و تو با قمر بنی هاشم ، عباس‌(ع) یک چیز است، آن هم غیرت. برای همین بود که نمی‌توانست تنهایی و غربت مولایش را تاب بیاورد و سال‌ها را به بی‌خیالی سپری کند و ما چه خوب از پس‌اش بر آمدیم!

همیشه می‌گویند از بزرگ، بزرگ بخواه. بیا برای یک بار هم که شده روز میلاد مهدی موعود (عج) به جای هر آن‌چه از ذهنت گذر می‌کند، غیرت عموی بزرگوارشان را بخواه شاید که با عنایت خداوند کریم و گوشه چشم فخر عالم ما نیز چون عباس (ع) یار و یاور امام زمان‌مان باشیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
wolf
wolf
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنون
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
خاهش
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
خواهش!
t.m
t.m
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
خیلی خیلی زیبا ! آدم اینجور موقع ها شرمنده ی امام میشه:( مرسی :)
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
آره عزیزم ... لطف داری
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
نمی‌توانست تنهایی و غربت مولایش را تاب بیاورد و سال‌ها را به بی‌خیالی سپری کند و ما چه خوب از پس‌اش بر آمدیم! سپاس
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
خاهش عزیزم
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
خواهش!
میلاد
میلاد
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
خیلی زیبا بود...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
مچکرم!
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
عالی بود.تحسین برانگیز.
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
مرسی
faride
faride
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
نوشته خودتون بود؟؟؟؟واقعا زیبا بود خیلی خیلی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
نظر لطفته مرسی
nika
nika
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
واقعا بیسته مرسی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
غیرت رو خوب اومدی .... ممنون زیبا بود ... خبرنگار آینده !!!!!!!!!!!!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
خبرنگارو خوب اومدی حمید خان ..... مرسی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
مغسی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
خاهش
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
بسیار ممنون...
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
قابلی نداشت عزیزم
ati200
ati200
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
مرسی
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٤/٠٣
٠
٠
:((( خیلی قشنگ بود.... الهی آمین..... واقعا آدم شرمنده میشه..... :(((
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
لطف داری
باران
باران
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
ممنون
maede_kashiyan
maede_kashiyan
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
آره واقعا امام زمان عج خیلی بی یار و یاورن....انشالله این غیرته نصیبمون بشه تا شاید یادمون بیفته منجی ای هست..حضرت مهدی ای هست و.......ممنون از مطلبت.
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
انشاالله ...
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
چی میشه گفت وقتی شرمساری ها فقط در طول خوندن این متن وجود داره...واسه خیلیا ک دیگه وجود نداره......چه بگویم که نگفتنم بهتر است
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
خيلي زيبا بود .خسته خسته نباشين
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
ما هم می توانیم به ندای "هل من ناصر ینصرنی" امام زمانمان گوش فرا دهیم و یاری اش کنیم ....ای کاش....ممنون متن بسیار زیبایی بود
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
.......................:) سلام
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
سلام .... چ عجب! احوال شما؟
faeze
faeze
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
ممنون دوست عزیز
sun
sun
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
مرسی خیلی عالی بود خواهر گرامی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
خاهش
هورام
هورام
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
آقـــــا بیا تا زندگی معنا بگیرد...شاید دعای مادرت زهرا بگیرد... آقا بیا تا با ظهور چشمهایت...این چشم های ما کمی تقوا بگیرد...ممنون دریا بانــــــــــو زیبا بود**:)))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٤/٠٤
٠
٠
مچکر رفیق!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات